کتاب الصید و الذباحه الی المیراث اثر ماجد کاظمی، سیزدهمین جلد مجموعهی الدرر الفقهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة است که مباحث متنوعی از ذبح شرعی تا احکام میراث را بر اساس احکام اسلامی توضیح میدهد. این کتاب، منبعی ایدهآل و مرجعی ارزشمند برای دانشجویان رشتهی حقوق، طلاب حوزههای علمیه و علاقهمندان به فقه شیعه است.
دربارهی کتاب الصید و الذباحه الی المیراث
آیتالله شیخ ماجد کاظمی در کتاب الصید و الذباحه الی المیراث، مواد خوراکی حلال و حرام را معرفی کرده و احکام ذبح و صید و شکار را توضیح میدهد. موضوعاتی اعم از شکار به کمک سگ، تیر، تور و ابزارهای دیگر شکار، در فصول ابتدایی اثر حاضر بررسی شده و سپس، نویسنده به تذکیه ماهی، ملخ و جنین حیوانات میپردازد.
از جمله مباحث مهم دیگری که کتاب الصید و الذباحه الی المیراث آن را پوشش میدهد، موضوع ارث در فقه شیعه است؛ احکام ارث و موانع آن از جمله قتل، کفر و بردگی و همچنین تقسیم ارث به اعضای مختلف خانواده در این اثر تحلیل شدهاند. شیوهی برخورد نویسنده با این مسائل، بر اساس اصول فقه شیعه و شیوهی استدلالی خاص این تشیع است؛ روشی که در آن، فقیه پس از استناد به قرآن، روایات و اسناد، به نقد آرای فقهای دیگر پرداخته و در نهایت نظر خود را تشریح میکند.
خرید کتاب الصید و الذباحه الی المیراث انتشارات چتر دانش را به تمام علاقهمندان به مباحث فقه اسلامی همچون موارد خوردنیهای حلال و حرام و مسائل مربوط به ارث و میراث پیشنهاد میکنیم.
کتاب الصید و الذباحه الی المیراث برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی رشتهی حقوق بوده و میخواهید احکام ارث و موانع آن را مطالعه کنید.
- پژوهشگر علوم اسلامی یا طلبه بوده و میخواهید آرای یکی از فقهای بزرگ شیعه در مورد موضوعاتی چون احکام صید، ذبح، شکار و ارث و میراث را بدانید.
در بخشی از کتاب الصید و الذباحه الی المیراث: الجزء الثالث عشر من سلسله الدرر الفقهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه میخوانیم
و یثبت تعلیم الکلب بکونه (بحیث یسترسل) أی ینطلق (إذا أرسل و ینزجر) و یقف عن الاسترسال (إذا زجر) عنه (و لا یعتاد أکل ما یمسکه) من الصید (و یتحقق ذلک الوصف) و هو الاسترسال و الانزجار، و عدم الأکل (بالتکرار على هذه الصفات) الثلاث مرارا یصدق بها التعلیم علیه عرفا تبعا للشیخ مستدلا لهذا المعنی بالعرف فقال:
«الکلب إنّما یکون معلّما بثلاث شرائط: أحدها إذا أرسله استرسل، و ثانیها إذا زجره انزجر، و ثالثها ألّا یأکل ما یمسکه و یتکرّر منه هذا دفعات حتّى یقال فی العادۀ إنّه تعلّم، قال: لانّ المرجع فی ذلک إلى العرف».
اقول: لا شک بتحقق کونه معلما بهذه الشروط الثلاث و عدم کونه معلما بالاول والثانی واضح.
و اما الشرط الثالث فخالف فیه الإسکافی و اکتفی بالاسترسال اذا ارسل و بالانزجار اذا زجر فقال: «و التعلّم الذی یحلّ به ذلک أن یکون الکلب یفعل ما یرید به صاحبه فیطلب الصید إذا أشلاه و یتعطف علیه إذا زاغ من بین یدیه و یمسکه له و إذا جاءه لیأخذه منه لم یحمل الصید و یهرب منه أو یحمیه عنه بالهریر علیه فاذا کان کذلک فقد حلّ أکل ما مات فی یده من الصید» و بشرطیۀ عدم اعتیاد الأکل قال المفید و المرتضى و الدیلمیّ و الشیخ و القاضی و ابن حمزۀ و ابن زهرۀ و الحلیّ، و مستندهم أنه به یصیر معلّما.
بله





















