کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن دربرگیرندهی بهترین توصیههایی است که یک پیر خردمند و باتجربه مانند چارلز هندی میتواند به نسل جوان انتقال دهد. همگی ما تنها یک بار زندگی میکنیم، اما با بهره گرفتن از تجربیات کسی مثل نگارندهی این اثر، میتوانیم مسیر خود را با روشنایی بیشتری بپیماییم.
دربارهی کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن
حتماً همهی ما بارها به این فکر کردهایم که زندگیمان را چطور برنامهریزی کنیم و دقیقاً از کدام قسمت باید دستبهکار شویم. هرکدام از ما در هر نقطهای که ایستاده باشیم، گذشته و آیندهای داریم. پشت سر چیزهای زیادی برای درس گرفتن وجود دارد و در پیشِ رو فرصتهای زیادی برای کشف کردن! چارلز هندی (Charles Handy) آرزو میکند که کاش در جوانی کمی سرکشتر بود، بیشتر استراحت میکرد و حتی ریسکپذیرتر و خیالپردازتر بود. او حالا پس از گذر از سالها تجربیات مختلف، تفکراتش را راجعبه زندگی و چالشهای آن، در قالب بیستویک نامهی خواندنی خطاب به جوانترها نوشته است.

چارلز هندی این سوال را مطرح میکند در جهان متغیری که هر لحظه تحت تأثیر تکنولوژی و رباتها قرار دارد، چطور میتوان هدفی تعیین کرد و آن را محقق ساخت؟ در رهگذر این انقلاب تکنولوژی، چه چیزهایی ثابت خواهند ماند و چه چیزهایی بهکلی دگرگون میشوند؟ کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن (21 Letters on Life and Its Challenges) در پاسخ به این دست سوالات نگاشته شده است.
چارلز هندی در نامهی اول، مواردی را برمیشمرد که در جهانِ زیستهی او وجود داشته و امروزه بهکلی ناپدید شدهاند. برخی کلمات در طول سالها، کاملاً معنای خود را از دست داده و معنایی جدید گرفتهاند. شاید ما نتوانیم تصور کنیم که روزی مردم بدون آب لولهکشی، بدون برق و بدون گاز زندگی میکردند و چطور از یک جایی به بعد فناوری پا به میدان گذاشت و تجربهی زیستهی انسانها را متحول ساخت. اما آیا تکنولوژی فکرِ همهجایش را کرده؟ آیا انسان حق دارد از طرف ربات مورد تهدید قرار بگیرد و نگران از دست دادن شغلش شود؟ خودروهای برقی را در نظر بگیرید، آیا برق کافی برای نیرو دادن به تمام ماشینهای برقی وجود دارد؟ اگر به خودروی برقی خود فرمان دهیم که بچهها را به مدرسه ببرد، چطور میتوانیم مانع برنامهنویسی دوبارهی آن توسط بچهها شویم، آنهم درحالیکه شاید تنها چیزی که این بچهها نیاز دارند، رمز عبور ماست؟ یا با در نظر گرفتن این نکته که اولویت اصلی این خودروها اجتناب از برخورد با انسانها است، آیا همین بچهها از این لذت نمیبرند که بدون هیچ تنبیهی، با لذت جلوی این خودروها بایستند و کل خیابانها را مسدود کنند؟
همانقدر که احتمال دارد هوش مصنوعی مشاغل را از بین ببرد، امکانِ پیشتیبانی و ارتقای کارها را نیز دارد. تغییرات، خوب و بد، وجود دارند و در پی هم خواهند آمد. چیزی که چارلز هندی در نامهی اول کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن بر آن تأکید دارد این است که نباید اجازه دهیم این تغییرات ما را آزردهخاطر کنند. موجودیت انسان در این جهان تکنولوژیمحور هنوز هم معنا دارد؛ هنوز این ماییم که باید به اتومبیلهای برقی فرمان دهیم کجا بروند. هنوز مشاغل زیادی برای نوع بشر وجود دارد، اما مشاغلی تغییرشکلیافته که باید خود را با آنها تطبیق دهیم.
حقیقت این است که ما هیچگاه نمیفهمیم این تغییرات در آینده چگونه پیش خواهند رفت. تنها چیزی که میتوان از آن اطمینان حاصل کرد، این است که از خیلی جهات، متفاوت خواهد بود. تغییر همیشه هستند. اگر منتظرشان باشیم، هیجانانگیز ولی چالشبرانگیز خواهند بود. رومیها این را میدانستند و در همین راستا میگفتند: «زمان تغییر میکند و ما هم با آن تغییر میکنیم.» یا اگر بخواهیم از این هم عقبتر برویم، هراکلیتوس، فیلسوف یونانی، گفته بود که شما هیچوقت نمیتوانید دو بار وارد یک رودخانهی ثابت شوید، چون آب آن حرکت کرده است، «همهچیز در جریان است.» کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن، تا جایی که میتواند آمادگی لازم برای این تغییرات و چالشهای پس از آن را در ما ایجاد میکند.
این کتاب از سوی نشر مهرگان خرد، با ترجمهی سینا بحیرایی در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن
- چارلز هندی 21 مورد از تجربیات خود را در زندگی حرفهای و شخصی، با صمیمیت تمام با خوانندگان به اشتراک میگذارد. (ساندی تایمز)
- کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن در قالب نامههایی است خطاب به آیندگان. (فایننشال تایمز)
- گزیدهای از بهترین ایدهها در مورد چگونه انسانی کردن تجارت و زیستِ یک زندگی بهتر. (فایننشال تایمز)
کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن برای چه کسانی مناسب است؟
موفقیت مستلزم این است که با تغییرات جدید سازگار شویم و در حرکت بمانیم. کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن راهِ مواجهه با چالشهای زندگی و در مسیر ماندن را به ما میآموزد.
در بخشی از کتاب بیست و یک نامه در باب زندگی و چالشهای آن میخوانیم
حقیقت این است که نه مدرسه و نه هیچکس دیگری نمیتوانند به شما بگویند که آیا باید آن شخص را بهعنوان شریک زندگی خود انتخاب کنید یا نه، آن خانه را بخرید یا منتظر یک خانهی دیگر باشید. همچنین مدرسه نمیتواند به شما بگوید که چه شغلی را انتخاب کنید، به چه کسی رأی بدهید، حتی اگر واقعاً بخواهند در این زمینه شما را متقاعد کنند.
من در نامهی پیشین این ادعا را مطرح کردم که مدرسه و گوگل ترجیح میدهند با همان پرسشهای «بسته» سروکله بزنند، پرسشهایی که پاسخشان مشخص است: «خورشید چقدر دور است؟»، «ترکیب آب چیست؟»، «عامل مالاریا چیست؟»
مدرسه میتواند به شما کمک کند که بفهمید چطور میتوانید به برونئو بروید، ولی نمیتواند به این پرسش پاسخ بدهد: چرا باید به آنجا بروید؟ کاری که مدرسه باید انجام بدهد، این است که به شما کمک کند از کمککنندههای آقای کیپلینگ استفاده کنید تا بهتر بتوانید با پرسشهای عملی سروکار داشته باشید، پرسشهایی که هر روز زندگی با آنها مواجه میشوید، مثلاً: چرا امروز باید از روی تخت بلند شوم؟
مدرسهها برای تعامل با جهانِ معلوم، بهترین گزینه هستند؛ ولی تحصیل میتواند و باید بیشتر از اینها انجام دهد. ارنست شوماخر، نویسندهی کتاب «کوچک زیبا است» که خودش موضوع یک نامه دیگر است، این موضوع را بهخوبی بیان میکند:
«ذهن معمول ما همیشه سعی میکند ما را متقاعد کند که ما چیزی بهجز میوهی درخت بلوط نیستیم، و بزرگترین خوشبختی ما این است که میوههایی بزرگتر، چاقتر، درخشندهتر شویم؛ ولی چنین چیزی فقط به نفع خوکها است. ایمان ما درک چیزی بسیار بهتر را در اختیار ما قرار میدهد: اینکه ما میتوانیم خود درخت بلوط باشیم.»
بله






















