معرفی و دانلود کتاب دال آرامش
برای دانلود قانونی کتاب دال آرامش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب دال آرامش
کتاب دال آرامش نوشتهی حامد رجب پور شامل مجموعهی داستانهای کوتاه عاشقانه و اجتماعی مختلفی است که با ادبیاتی شیرین و بیانی روان حسابی شما را به خود مشغول خواهد کرد. از داستانهای این مجموعه میتوان به «من، او و اوی دیگریام» اشاره کرد که داستان عاشقانهای از جداییها و آشناییها را روایت میکند. قصهی تلخی که در آن سایهی معشوق از دست رفته شاید تا ابد بر زندگی عاشق دلشکستهی داستان، بیفتد. این فرد در رابطهی جدیدش، دیگری را طلب میکند و هر اتفاق و کنشی، او را به یاد آن عزیز رفته میاندازد.
دربارهی کتاب دال آرامش
حامد رجب پور در کتاب دال آرامش، مجموعهی دوازده داستان کوتاه را گرد هم آورده است. داستان اول این مجموعه با نام ملاقات مجازی، داستان زوجی به نام میلاد و تیما را روایت میکند که رابطهشان پس از اینکه شاهد تصادف زنی به نام شیما هستند، برای همیشه تحت تاثیر قرار میگیرد. تیما که به کمک زن شتافته، شدیدا از دیدن بدن مجروح او آزرده شده و شبها، کابوس شیما او رها نمیکند.
تکراری دوستت دارم، نام دومین داستان کتاب دال آرامش انتشارات 360 درجه است؛ در این قصه، داستان رابطهی اصغر با بازیگری به نام پریسا روایت میشود. اصغر که کارگردانی خوانده، قصد ساخت فیلمی را دارد و با همراهی دوست صمیمیاش حامد، برای نقشی مهم در حال تست گرفتن از بازیگران متعددی هستند که در این بین با پریسا آشنا میشود. این آشنایی زندگی اصغر را برای همیشه تحت تاثیر قرار میدهد.

دال آرامش در میان طوفان عواطف
کتاب دال آرامش حامد رجب پور در دو قصهی مدرسه رفاقت و زیست 10، موقعیت را تغییر میدهد و ما را همراه چند دوست دبیرستانی شوخوشنگ وارد حالوهوایی صمیمانه و سرشار از دوستی و طنز میکند. مدرسهی رفاقت روایت تلاش سه دوست برای مقابله با قلدرهایی است که هر روز با گرفتن ناهار بچهها، حسابی دلی از عزا درمیآورند.
داستان زیست 10 از کتاب دال آرامش، ماجرای آخرین امتحان سه دوست سال سوم دبیرستانی است که مشتاق پایان مدرسه و شروع کسبوکار و پول درآوردن هستند. هادی میخواهد پولدار شود تا بتواند با اجارهی خانهای، به خواستگاری هانیه، دخترخالهی کوچکش برود. سینا میخواهد پولهایش را در بانک بگذارد تا بتواند بعدها پراید بخرد و مهدی هم صرفا از مدرسه و امتحان، گریزان و فراری است.
با خرید کتاب دال آرامش، با قصههای تلخ و شیرین متعددی روبهرو میشوید که همراه با ادبیات روان و توصیفات جذاب حامد رجب پور، حسابی شما را به خود جذب خواهد کرد. بعضی قصههایش اشکتان را در میآورد و بعضیهای دیگر خندهای گشاده بر چهرهتان مینشاند. این کتاب توسط انتشارات 360 درجه منتشر شده است.
کتاب دال آرامش برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای معاصر ایرانی علاقهمندید.
- قصههای عاشقانه و احساسی را دوست دارید.
- قصد خرید مجموعه داستان کوتاهی دارید که قصههای متنوعی در خود جای داده باشد.
در بخشی از کتاب دال آرامش میخوانیم
از درد بازو از خواب بیدار شدم و از تخت پایین آمدم، کور کورانه دستم را حوالی جایی که پریز برق بود گرداندم و کلید را زدم. دردش خیلی زیاد بود مثل وقتی که زخم عمیقی داشته باشی و بعد ناخواسته زخمت را بشویی یا پوست پرتقال را روی جای زخمت بچلانی، دکتر گفته بود یک ماهی وضع همین است، باید روی بازوی راستم بخوابم تا زخمم بهبود پیدا کند. البته گفته بود جای قمه به این راحتیها هم خوب بشو نیست و این دست دیگر آن دست سابق نمیشود. اما با آن همه درد من بیشتر نگران خانه نشینیم بودم. نمیخواستم با این دست باندپیچی شده توی محله دیده بشوم. نمیخواستم مردم ببینند که خورده َم و زورم نرسیده بزنم. از آن بدتر نمیخواستم آینور من را در این وضع ببیند. دختر همسایهی دیوار به دیوارمان بود. با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم، پدرش و پدرم باهم تجارت خشکبار میکردند؛ آینور متولد عراق بود، پدر و مادرش خیلی زودتر از ایرانیهای دیگر به عراق کوچ کرده بودند تقریبا کسی در محله ما نمیدانست که آنها اصالتا ایرانی هستند، فکر کنم فقط بابا به این دلیل که شناسنامه عمو مصطفی را دیده بود از این موضوع اطلاع داشت.
آینور یعنی یعنی روشنایی، فروغ، نور، نور ماه؛ زن عمو سکینه یک شب که خانه ِشان مهمان بودیم و بعد از شام در حیاط روی تخت زیر نخلها نشسته بودیم یک دفعه و بدون مقدمه گفت: اواخر زمانی بود که آینور رو حامله بودم، چند شب پشت هم حلبچه بارون گرفته بود، حتی شبی هم که دردم شد و با وانت شما رفتیم تا بیمارستان خوب یادمه که عقب وانت مادرت موکت پهن کرد و من عقب وانت ولو شدم، وقتی به بیمارستان رسیدیم مثل موش آب کشیده بودیم، تو بیمارستان دردم آروم گرفت اما بستری شدم؛ دو روز بعدتر زایمان کردم و آینور به دنیا اومد، حوالی ساعت ده شب؛ بارون بند اومده بود، عمو مصطفی میگه روی پلههای ورودی بیمارستان نشسته بوده و سیگار میکشیده که پرستارا بهش گفتن بچش به دنیا اومده، سرشو گرفته بالا و اولین چیزی که دیده ماه بوده وسط آسمون صاف اونم بعد چند شب بارونی، بخاطر همین اسم بچه رو گذاشته آینور.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب دال آرامش |
| نویسنده | حامد رجب پور |
| ناشر چاپی | انتشارات سیصد و شصت درجه |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 199 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-6644-00-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه ایرانی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
















