داستانگویی، میتواند پلی میان تجربه و آموزش باشد تا مفاهیم پیچیده را به زبانی ساده و ملموس منتقل کند. فردین شورج در کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی با بهرهگیری از این رویکرد، مجموعهای از داستانهای کوتاه را ارائه میدهد که هر یک به یکی از جنبههای مهم کارآفرینی، بازاریابی، فروش و توسعهی فردی و حرفهای میپردازند. این اثر که در گروه کتابهای آموزش کارآفرینی قرار دارد، داستانها و افسانههایی از هزاران سال پیش تا سرگذشت شخصیتها و برندهای موفق قرن 21 را نقل میکند.
دربارهی کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی
در دنیای پرشتاب و رقابتی امروز، داستانگویی یکی از روشهایی است که از طریق آن میتوان مفاهیم کارآفرینی، بازاریابی، فروش و کسبوکار را منتقل کرد و به صورت غیرمستقیم اما مؤثر الهامبخش مخاطبان بود. داستانگویی در کارآفرینی نهتنها ابزاری برای آموزش مفاهیم فنی است، بلکه تجربههای انسانی را با دانش کسبوکار ترکیب میکند و آن را در قالبی هنرمندانه ارائه میکند تا مسیر موفقیت را برای علاقهمندان و فعالان این حوزه روشنتر کند. فردین شورج در کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی از این روش بهره میگیرد و مجموعهای از داستانهای کوتاه ایرانی و خارجی را ارائه میکند تا ابعاد گوناگون حوزهی کارآفرینی و کسب را شرح دهد.
فردین شورج کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی را در شش فصل ارائه کرده است. فصل اول با عنوان «داستانهایی با موضوع موفقیت» شامل 18 داستان میشود که در هر مورد، یکی از مسیرهای مختلف دستیابی به موفقیت در کارآفرینی به تصویر در میآید. نویسنده در فصل دوم این کتاب به خلاقیت میپردازد . او در این بخش 12 داستان را آورده تا به نقش خلاقیت در حل مسائل و ایجاد فرصتهای جدید اشاره کند. در فصل سوم این کتاب بازاریابی و فروش مدنظر قرار گرفته و داستانهایی نقل میشوند که به استراتژیها و چالشهای مرتبط با بازاریابی و فروش اشاره میکنند. در این فصلها، داستانها و حکایتهایی از ایران و جهان، ابیاتی از سعدی و صائب تبریزی و حکایتهایی از ملانصرالدین و اسکندر مقدونی نقل میشوند. پس از آن، نویسنده به نکتهای که میتوان از بطن داستان فهمید، اشاره میکند.
فرصتشناسی و تقویت انگیزه موضوع اصلی فصلهای چهارم و پنجم کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی هستند. نویسنده شناخت و غنیمتشمردن فرصتها و تقویت انگیزه و پایداری در این مسیر را یکی از کلیدهای موفقیت میداند و در قالب داستان بر اهمیت شناسایی و بهرهبرداری از فرصتهای موجود در بازار تأکید میکند. فصل پایانی این کتاب به عصر ارتباطات اختصاص دارد و در آن تأثیر فناوری و ارتباطات نوین بر فرآیندهای کارآفرینی بررسی میشود. نویسنده در این فصل به زندگی شخصیتهای سرشناسی چون استیو جابز، بیل گیتس یا هنری فورد اشاره میکند و قصههایی از گوگل، آمازون و فیس بوک میگوید.
فردین شورج در کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی با استفاده از زبان ساده و روایتهایی جذاب و متنوع از ملتها و سرزمینهای مختلف، مفاهیم پیچیدهی کارآفرینی را بهگونهای سرگرمکننده بیان میکند که برای طیف وسیعی از مخاطبان قابل درک و مفید باشد. این سبک نگارش باعث میشود که خواننده نهتنها از داستانها لذت ببرد، بلکه آموزههای عملی و کاربردی را نیز فراگیرد.
کتاب حاضر را انتشارات عبارت منتشر کرده است.
کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی برای کارآفرینان، مدیران و دانشجویان رشتههای مدیریت و کسبوکار و همچنین کسانی که به داستانهای انگیزشی و آموزشی علاقهمند هستند، الهامبخش و مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب داستانهای کوتاه کارآفرینی میخوانیم
روزی از روزها گروهی از قورباغههای کوچک، تصمیم گرفتند که با هم مسابقه دو بدهند. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود. جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغهها جمع شده بودند که مسابقه شروع شد. راستش، کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغههای به این کوچکی بتوانند به نوک برج برسند. این جملهها از تماشاچیان شنیده میشد: "اوه، عجب کار مشکلی!! "، "اونها هیچ وقت به نوک برج نمیرسند. " یا "هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست. برج خیلی بلنده! "
قورباغههای کوچک، یکی یکی شروع به افتادن کردند. به جز بعضیها که هنوز با حرارت داشتند بالا و بالاتر میرفتند. جمعیت همچنان ادامه میداد: "خیلی مشکله! هیچ کس موفق نمیشه! " و تعداد بیشتری از قورباغهها خسته شده و از ادامه دادن منصرف میشدند. ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد؛ بالا، بالا و باز هم بالاتر. این یکی نمیخواست منصرف بشود! بالاخره بقیه از بالا رفتن منصرف شدند به جز آن قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد، تنها قورباغهای بود که به نوک برج رسید! بقیه قورباغهها مشتاقانه میخواستند بدانند او چگونه این کار را انجام داده است؟
آنها از قورباغه پیروز پرسیدند که چهطور، قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده است؟
اما مشخص شد که برنده مسابقه کر بوده!
درس حکایت:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کنندهی دیگران گوش ندهید. چون آنها زیباترین رویاها و آرزوهای شما را میگیرند، چیزهایی که از ته دل آرزوی آن را دارید! همیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که میخوانید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیر میگذارد. پس همیشه مثبت فکر کنید و بالاتر از آن، کر شوید؛ تا هر وقت کسی خواست به شما بگوید که به آرزوهاتان نخواهید رسید؛ حرفهای آن را نشنوید. همیشه باور داشته باشید که به همراه خدای خود، حتماً همه کار میتوانید بکنید.
بله






















