کتاب آموزههای مدیریت نوشتهی فردین شورج مرجع جامع و درعینحال مختصر و مفیدی است برای آن دسته از افرادی که به حوزهی مدیریت و رهبری علاقه دارند. اگر از مواجهه با بیشمار کتابهای زرد در زمینهی استراتژیهای مدیریت و رهبری خسته شدهاید و به دنبال منبعی علمی در این زمینه میگردید، پیشنهاد میکنیم این کتاب را از دست ندهید.
درباره کتاب آموزههای مدیریت
مدیریت چیست و انواع مدیریت کداماند؟ آیا تفاوتی میان رهبری کردن و مدیریت در یک سازمان وجود دارد؟ کارآفرینی چیست و کدام شغلها درآمد بیشتری دارند؟ چالشهای کسبوکار کداماند و چگونه با چالشهای کاری در سازمان مواجه شویم؟ کتاب آموزههای مدیریت میتواند جوابگوی این دسته از سؤالات و چالشهای شما دربارهی مدیریت در سازمانها و رهبری کسبوکارها و همچنین راهنمای خوبی برای برنامهریزی و هدفگذاریهایتان باشد.
اما شاید این سؤال برایتان پیش بیاید که چطور ممکن است کتابی که تعداد صفحاتش از 253 گذر نمیکند و طبیعتاً خواندن آن هم زمان خیلی زیادی نمیگیرد، بتواند به طور جامعی بیانکنندهی 115 آموزه دربارهی مدیریت باشد. درواقع، فردین شورج در کتاب آموزههای مدیریت، با هدف ترغیب مخاطب به خواندن متون اساسی حوزهی مدیریت و همچنین آشنایی با دستهبندیهای مختلف موضوعات مدیریتی و با حذف زیادهگویی، کتاب ارزندهای به رشتهی تحریر درآورده است که ضمن خواندن آن میتوانید به دید جامع و وسیعی از مسائل مهم مدیریت و رهبری دست یابید.
همانطور که میدانید مدیریت در معنای حقیقی خود که شامل مفاهیمی همچون برنامهریزی، فرماندهی و هدایت میشود، یکی از مسائل مهم و حیاتی در زندگی شخصی و بهویژه سازمانی به حساب میآید. پس آشنایی با اصول و چندوچون آن برای هر انسانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. همین اهمیت باعث شده تا امروزه شاهد انتشار کتابهای بسیاری در این زمینه باشیم. اما تفاوت اساسی این کتاب با دیگر کتابهای حوزهی مدیریت در چیست؟ چیزی که در کتاب آموزههای مدیریت میتوانیم ببینیم علاوه بر اختصار، کاربردی بودن مفاهیم است. این کتاب تعاریف متعددی را که بزرگان رشتهی مدیریت مثل هنری فایول، پیتر دراکر و هارولد کونتز ارائه دادهاند مبنای کار خود قرار میدهد و با ایجاز، به معرفی مکاتب مدیریتی مختلف در طول تاریخ میپردازد.
مهارتهای فردی از دیگر مسائلی هستند که فردین شورج در این کتاب به آنها پرداخته است؛ از آشنایی با برنامهریزی و سازماندهی فردی و گروهی گرفته تا موضوعاتی همچون اعتمادبهنفس، خودباوری، آیندهنگری و تلاش. همچنین داشتن هدف و انگیزه از مسائلی هستند که در مدیریت یک کسبوکار میتوانند زمینهی موفقیت روزافزون را فراهم آورند، مسائلی که کتاب با نگاه علمی خود به آنها پرداخته است.
اگر در حال راهاندازی کسبوکاری هستید و یا با علاقهمندی مطالب مربوطه را دنبال میکنید، خواندن این کتاب میتواند راهنمای شما در گسترش دانش و زاویهی دیدتان نسبت به رفع چالشهای مدیریتی و سازمانی باشد.
کتاب آموزههای مدیریت مناسب چه کسانی است؟
اگر به دنبال کتابی برای آشنایی با تعریف مدیریت و ماهیت پویای آن میگردید و در جستوجوی کتاب راهنمایی برای هدفگذاری، برنامهریزی، فرماندهی و هدایت در سازمانها هستید، کتاب حاضر پیشنهاد بسیار خوبی برای شماست.
با فردین شورج بیشتر آشنا شویم
دکتر فردین شورج (متولد سال 1345) استاد دانشگاه تهران و دبیر انجمن علمی کارآفرینان کسبوکارهای نوین است. او سابقهی 34 سال مدیریت در دستگاههای مختلف اجرایی را دارد و تا به حال 28 جلد کتاب در زمینهی مدیریت و کارآفرینی به چاپ رسانده است. کتاب «رابطه حسابرسی داخلی و کارآفرینی» دیگر کتاب تألیفی او در این زمینه است که به طور مشترک با مهدی اصفهانی به رشتهی تحریر درآمده است.
در بخشی از کتاب آموزههای مدیریت میخوانیم
امروزه در رویکرد تصمیمگیری سازمانها، تفاوت مدیریت و رهبری همواره از مواردی است که باید مد نظر باشد. فقدان رویکرد دقیق در قبال این مفاهیم، باعث شده تا مشکلات و بحرانهای بزرگی را در سازمانها شاهد باشیم. نخستین جرقههای مدیریت در دهه 1860-1850 و همزمان با انقلاب صنعتی در ذهن دانشمندان زده شد و تغییرات مفاهیم و شیوههای مدیریت از همان دوران تاکنون در قالب تئوریهای مختلف ارائه شده است.
بین مفهوم مدیریت و رهبری تفاوتهایی وجود دارد که باعث میشود در سازمانها نوع چالش مدیریتی متفاوت باشد. تئوریهای مربوط به مدیریت و رهبری از سوی دانشمندان مختلفی ارائه شده است، اما اگر این تئوریها را بررسی کنیم، میبینیم که رهبران بیشتر شبیه هنرمندان، دانشمندان و متفکران خلاقی هستند که در تصمیمگیریها عجلهای ندارند. اما مدیران ضوابط و رویهها را قبول دارند و سعی میکنند ثبات را در سازمان خود ایجاد کرده و بهسرعت مشکلات را حل کنند. با وجود این، باید گفت که این تفاوتها برای سازمانها مورد نیاز است.
تفاوت اساسی رهبری و مدیریت:
1. رهبری مفهومی وسیعتر از مدیریت دارد و اساساً مدیریت، بخشی از رهبری کردن است.
2. در رهبری ایجاد تغییر و عمل همراه با خلاقیت وجود دارد، در حالی که در مدیریت، عمل کردن طبق چارچوب قانونی الزامی است.
3. در رهبری جایگاه سازمانی مطرح نیست، بلکه تاثیرگذاری بر دیگران اهمیت دارد؛ یعنی اگر شخصی بر تصمیمگیری دیگران تاثیر بگذارد، در نقش رهبری عمل کرده است، ولی در مدیریت سلسلهمراتب یک اصل است.
بله






















