تابهحال به این موضوع فکر کردهاید که چه نیروهایی شما را در زندگی پیش میبرند؟ آیا دربارهی تأثیر والدین، اجداد و روح گذشتگان خود در شیوهی زیستتان اطلاعاتی دارید؟ در کتاب گذشته نگذشته اثر جیمز هالیس با تکیه بر آرای روانشناسی یونگ سفری را به عمق درون خود آغاز میکنید و منبع حرکت خود را در زندگی مییابید.
دربارهی کتاب گذشته نگذشته
اگر به مطالب روانشناسی علاقهمند باشید، احتمالاً این ایده را شنیدهاید که گذشتهی همه ما در زندگی حال و آیندهمان تأثیرگذار است. همانطور که زیگموند فروید معتقد بود کودکی هر فرد در شکلدهی به ناخودآگاه او و پیشبرد جریان زندگیاش تأثیر میگذارد.
جیمز هالیس (James Hollis) در کتاب گذشته نگذشته (Hauntings: Dispelling the Ghosts Who Run Our Lives) نه دربارهی ارواح صحبت میکند و نه نیروهای عجیبوغریبی که در دنیای اطراف آدمها جریان دارد. او شما را به سفری عمیق، منحصربهفرد و خاص در درونتان هدایت و لایههای زیرین و خفتهی زیست شما را بیدار میکند. او ایدهی خودش را با چند پرسش بهظاهر ساده و در اصل عمیق مطرح میکند: «زندگی از ما چه میخواهد و چطور باید به خواستههای آن پاسخ دهیم؟ آیا زیستن، فقط محدود به زندگی روزمره، کار کردن و رسیدن به پول میشود؟ چه چیزی هدایت درون ما را برعهده دارد، روایت زندگیمان را سروشکل میبخشد و نیروی محرکهای برای تصمیماتمان است؟»
هالیس با بیان این پرسشها به شما نشان میدهد که ارواح گذشته، اجداد و والدین، رؤیاها و انگیزهها و... در طول تاریخ همواره در درون افراد در حرکت هستند. این حرکت موجب میشود که هر یک از آنها تأثیر عمیقی را بر زندگی حال و آینده بگذارند و بههمیندلیل بهتر است بسیار عمیقتر و متفکرانهتر به زندگی و شیوههای رفتاری، عملکردها و تصمیمگیریها فکر کنیم.
با خواندن این کتاب به دنیایی سفر خواهید کرد که شما را به گذشتهتان پیوند داده و شما را با نیروهای تأثیرگذار بر زندگیتان روبهرو میکند. گفتنی است که هالیس در نوشتن این اثر از آرای یونگ، روانشناس بزرگ، بهره گرفته و شما را با دیدگاههای این روانشناس مشهور جهانی نیز آشنا میکند.
کتاب گذشته نگذشته برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر را به همهی علاقهمندان کتابهای روانشناسی، بهویژه روانشناسی تحلیلی پیشنهاد میکنیم.
با جیمز هالیس بیشتر آشنا شویم
جیمز هالی یکی از برجستهترین نویسندگان و درمانگران آمریکایی است که از جمله بنیانگذاران موسسه سی. جی.ی.نگ در فیلادلفیا بهشمار میرود. او مدیر بازنشستهی مرکز یونگ هیوستون و همچنین استادیار دانشگاه سیبروک و پسیفیکا است. هالیس در هیوستون تگزاس زندگی میکند و در همانجا به کار مشاورهی تحلیلی مشغول است. کتاب پیشرو، چهاردهمین اثر موفق این نویسنده است. از او میتوانید آثار دیگری مانند کتاب «ردّپای خدایان»، «مرداب روح» و «بدیهای خوب بودن، خوبیهای بد بودن» را بخوانید.
جملات برگزیدهی کتاب گذشته نگذشته
- علم یک حس نامتعارف است.
- همیشه کسی هست که دیگری را تسخیر کرده است، طلسم کرده است.
- حتی وقتی که در خوابیم، دردی که فراموشکردنی نیست، قطرهقطره بر قلبمان میچکد.
- دردناکترین حالت بودن فکرکردن به آینده است، بهویژه آیندهای که هرگز رخ نخواهد داد.
در بخشی از کتاب گذشته نگذشته میخوانیم
بارها و بارها افراد معقولی را میبینم که شکایت دارند که کلاً حال خوبی ندارند و آرزوی چیزی متفاوت را دارند. شغلشان خوب است، ازدواج خوبی داشتهاند، رابطهشان با خود زندگی خوب است... اما یک چیزی درست نیست. وقتی که فرد در برابر این کسالت مقاومت میکند، بارها و بارها میشنود: «اما خب من همینم.» «من حالا دیگر برای تغییر زیادی پیرم چون... من خیلی به بازنشستگی نزدیکم. ما پول لازم را نداریم. بچهها درک نمیکنند.» و مواردی از این دست. شاید تمام این «حقیقت»های ظاهری درست باشند، اما عذاب روانی تقریباً هرگز ربطی به موضوع ظاهری ندارد. دیر یا زود مسئله واقعی را در یک عقده، در یک مفهوم دارای بار عاطفی، در یک پیام اکتسابی که سر راه رشد میایستد، خواهیم یافت.
اگر این پیامی را که باعث گیرافتادنمان شده است را تجزیهوتحلیل کنیم، در آن یک درماندگی اکتسابی را مییابیم، یا یک ایده که تجربیاتمان آن را عمیقاً تقویت کردهاند، یا یک نصیحت یا سرزنش که راهش را به همهجا باز کرده و مانند یک شبکه تکثیر شده است و ما در آنها با تمام هزینههای جانبیشان گیر افتادهایم و بیحرکت ماندهایم. همانطورکه میدانیم، زندگی همیشه قدرتمندتر، تحمیلکنندهتر و رامنشدنیتر از آن است که بتوانیم بهصورت خودآگاه مدیریتش کنیم. بااینهمه باز هم از ما میخواهد که برخیزیم و خودمان را نشان دهیم و بر سر قرارمان با او حاضر شویم. آنچه باعث گیرافتادن این آدمهای معقول شده است، فقدان میل و خواسته نیست، زیرا میل و خواسته همیشه حتی در دوران افسردگی در ما وجود دارد و موتور زندگی است. بلکه عامل گیرافتادن یک اختاپوس فرضی است که بالا سر روح پرسه میزند و تهدید میکند که او را خواهد بلعید؛ یک مار بوآ که همان گذشته لهکننده و پرفشار است که به روح فشار میآورد. اما این جانوران چیستند؟ چه چیزی به آنها قدرت میدهد؟ حضور آنها میراث ناتوانی کودکی و دامنۀ قدرتهای اطرافمان در آن است.
بله





























