کتاب درمان شناختی و رویاها به قلم راشل ا روسنر، ویلیام جی لیدون و آرتور فریمن، مجموعهای از پیشروترین یافتهها دربارهی رویاست که توسط متخصصان حوزهی درمان شناختی گردآوری شده است. این اثر میکوشد چارچوبی علمی و کارآمد بنا کند تا درمانگران بتوانند رویاها را بهعنوان ابزاری در فرایند درمان بالینی به کار گیرند. نویسندگان در این اثر نشان میدهند که چگونه میتوان دنیای درونی رویاها را با نگاهی نظاممند در مسیر بهبود مراجعان تفسیر کرد.
دربارهی کتاب درمان شناختی و رویاها
راشل ا روسنر (Rachael I. Rosner)، ویلیام جی لیدون (William J. Lyddon) و آرتور فریمن (Arthur Freeman) در کتاب درمان شناختی و رویاها (Cognitive Therapy and Dreams)، نگاهی ضروری و بنیادین به این نوع درمان داشتهاند. این نویسندگان با دیدگاهی علمی، اصول درمان شناختی را با یکی از تکنیکهای روانکاوانه یعنی تفسیر رویا درآمیخته و به یک کل منسجم و کاربردی دست یافتهاند. یکی از بخشهای مهم و تأملبرانگیز این اثر، به بررسی رویکردهای نوین به رؤیا و امکان استفاده از آنها در فرایند درمان شناختی میپردازد.
نویسندگان در کتاب درمان شناختی و رویاها فرایند ساخت یک مدل شناختی جامع را آغاز میکنند. این مدل، ویژگیهای شناختی، عاطفی، جسمی و رفتاری را در هم میآمیزد تا بستری برای تحقیقات و نوآوریهای بالینی آینده فراهم کند. نویسندگان در این اثر، دو دیدگاه متمایز را بررسی میکنند؛ رویکرد عینیتگرا که تفسیر رویا را ضمیمهای بر درمان شناختی استاندارد میداند و دیدگاه سازهگرا که رویاها را از منظر استعاری تحلیل میکند.
کتاب درمان شناختی و رویاها همچنین مباحث عمیقتری را پیش میکشد؛ از جمله پرداختن به پدیدهی تغییر مرتبهی دوم در درمان شناختی و بررسی قدرت تفکر تجربی و کار با شناخت بدنی. راشل ا روسنر، ویلیام جی لیدون و آرتور فریمن با ادغام تکنیکهای روانکاوانه و اصول شناختی، مجموعهای منسجم پدید آوردهاند. این اثر در تلاش است درمانگران را به ابزارهایی مجهز کند که بتوانند مرزهای سنتی اتاق درمان را گسترش دهند.

تاثیر رویاها بر تکنیکهای درمان شناختی رفتاری
تا پیش از دههی 1990 میلادی، درمانگران شناختی رویاها را قلمرو اختصاصی روانکاوی میدانستند و از کار با آنها خودداری میکردند. آنها مفاهیمی مانند ناخودآگاه و سائقها را با ساختار درمانی خود همسو نمیدیدند و در جلسات، رویاهای مراجعان را نادیده میگرفتند. کتاب درمان شناختی و رویاها نشان میدهد که این مرزبندیها، سالها مانع استفاده از ظرفیت بالینی خوابها در رویکردهای شناختی رفتاری بوده است.
امروزه اما این نگاه سنتی تغییر کرده و درمانگران شناختی متوجه اهمیت کار با رویاها شدهاند. آنها اکنون پژوهشهای علمی خود را در حوزههایی که سابقاً تابو میپنداشتند، آغاز کردهاند و مرزهای درمان شناختی را گسترش میدهند. کتابْ ثمرهی همین خلاقیت پویا و دگرگونی در نیازهای جامعهی علمی است که رویا را بهعنوان ابزاری کارآمد در درمان بالینی به رسمیت میشناسد.
خرید کتاب درمان شناختی و رویاها و مطالعهی دقیق آن، میتواند مسیر جدیدی را پیش پای متخصصان سلامت روان بگذارد که به دنبال تلفیق تکنیکهای خلاقانه با اصول علمی در اتاق درمان هستند. خدیجه محمدی این اثر را به فارسی برگردانده و انتشارات بازاندیشی آن را در دسترس علاقهمندان به مباحث رواندرمانی قرار داده است.
کتاب درمان شناختی و رویاها برای شما مناسب است اگر
- رواندرمانگر، روانشناس بالینی و مشاور هستید و قصد دارید ابزارهای درمانی خود را توسعه دهید.
- بهعنوان دانشجو و پژوهشگر حوزهی روانشناسی به دنبال درک پیوند میان خواب و رویا با ساختارهای درمان شناختی هستید.
در بخشی از کتاب درمان شناختی و رویاها میخوانیم
گرچه توانایی کار با رؤیاهای مراجعان یک ویژگی مهم برای درمانگران روانکاوی اولیه در رواندرمانی محسوب میشد (51, 52) با این حال در طول قرن بیستم و در ایالات متحده عمده درمانگران از دیگر جهتگیریهای نظری در کار درمانی خود رؤیا را مورد استفاده قرار نمیدهند، دلیل این امر شاید این باشد که بسیاری تعبیر خواب را به عنوان یک فرایند طولانی و غیرعلمی و بیربط به زندگی روزمره در نظر میگیرند (53, 54). با این حال، در طی 20 سال گذشته، طرفداران تفسیر رؤیا در جهت گیریهای نظری مختلف تحول و توسعه روش کار با رؤیای مراجعان را آغاز کردهاند. (16, 55-59) طرفداران این روش استدلال میکنند که کار با رؤیاها در درمان مهم بوده و بسیاری از مراجعانی که از کابوسهای شبانه خود آشفتهاند به دنبال توضیح و درک پیام این رؤیاها هستند. علاوه بر این، کار با رؤیاها اغلب ابزاری در اختیار درمانگران میگذارد که با استفاده از آن بتوانند در اطراف موانع درمانی مسیریابی کرده و با سرعت بیشتر به مسائل مرکزی دست یابند. از این رو به نظر میرسد علاقه به از سرگیری و احیا موضوع تفسیر رؤیا در انواع جهتگیری نظری- از جمله درمانگران شناختی- ایجاد شده باشد.
با این حال، به غیر از مطالعات آزمایشگاهی و چند نظرسنجی مختصر، چیز زیادی در مورد نگرش درمانگران نسبت به تفسیر رؤیا و روش آنها در استفاده از رؤیاها در درمان نمیدانیم. به عنوان مثال، هیل و همکاران او در مطالعات آزمایشگاهی دریافتند، مراجعان در جلسات رؤیا درمانی نسبت به جلسات معمولی؛ بهطور معناداری نرخ بالاتری در پیوستگی فعالیت، بینش و کیفیت جلسه داشتند. (60-68) این یافتهها نشان میدهد که تفسیر رؤیا ممکن است یک ابزار بالینی مفید برای کشف مسائل، کمک به مراجعان برای دست آوردن بینش، و توسعه روابط درمانی باشد.
بله

















