کار ذهن تولید فکر است و این کار را مداوم و پیدرپی انجام میدهد. برخی افکار بامعنا و مشکلگشا هستند و برخی بیمعنا و مشکلساز. کتاب رهایی از زندان ذهن به شما میآموزد که چگونه با افکار منفی و آزاردهنده کنار بیایید و از تأثیرگذاری آنها بر خود و زندگیتان بکاهید. متیو مک کی و کاترین سوتکر این اثر را که در گروه کتابهای موفقیت، خودسازی و مدیریت ذهن قرار دارد، تألیف کردهاند.
دربارهی کتاب رهایی از زندان ذهن
ما معمولاً کنترل کمی بر افکارمان داریم؛ بااینحال عموماً افکارمان را جدی میگیریم؛ حتی زمانی که با تجربیاتمان در تضاد باشند. اگر با خود فکر کنید که یک خرس گریزلی در کنارتان نشسته، مطمئناً میدانید که این یک فکر است و از روی ترس پا به فرار نمیگذارید. اما چه اتفاقی میافتد که افکاری را مانند: من هیچ وقت نمیتوانم کار خوبی پیدا کنم یا هیچکس من را دوست نخواهد داشت، جدی میگیرید و آن را باور میکنید؟ این افکار هم درست مانند تصور یک خرس گریزلی، فقط کلمات و تصاویر ذهنی هستند که واقعیت خارجی ندارند؛ اما ما اغلب این افکار را واقعی میپنداریم و به آنها اجازه میدهیم تا ما را فریب دهند و از زندگیهایی که آرزویش را داریم، دور کنند. متیو مک کی (Matthew McKay) و کاترین سوتکر (Catharine Sutker) در کتاب رهایی از زندان ذهن (Leave Your Mind Behind) بر این ایده تمرکز میکنند که مجبور نیستیم افکارمان را باور کنیم. بر این اساس، روشها و تکنیکهایی را به شما آموزش میدهند تا یاد بگیرید کمتر تحت تأثیر افکار منفی قرار بگیرید.
نویسندگان در کتاب رهایی از زندان ذهن، ابتدا افکار را تقسیمبندی میکند و از شما میخواهند افکاری را که در طی روز به ذهنتان خطور میکند، بشناسید و آنها را تقسیمبندی کنید. سپس با روشهایی به شما میآموزند که افکارتان را صرفاً مشاهده کنید؛ بدون آنکه در دام آنها گرفتار شوید. تمرینهای این کتاب مبتنی بر مؤلفهای از درمان جدید پذیرش و تعهد (ACT) است که به آن دفع شناختی میگویند؛ یعنی فرایند گسستن از افکار و یکی نشدن با آنها. این روشها به دنبال متوقف کردن یا کنترل افکار دردسرساز نیستند؛ بلکه طراحی شدهاند تا به شما نشان دهند چگونه بدون قضاوت افکار خود را مشاهده کنید و یاد بگیرید تا با واژهسازی شگفتانگیز و گیجکنندهی ذهن و داستانسراییهای آن زندگی کنید.

با مطالعهی کتاب رهایی از زندان ذهن میآموزید که بین دیدن و فکر کردن تمایز قائل شوید و آنچه را که با حواستان دریافت نمیکنید، از قضاوتهای خود دور نگه دارید. تمرکز روی بدن و حضور کامل در زمان حال همان چیزهایی هستند که تکنیکهای این کتاب بر پایهی آن طراحی شدهاند.
در مجموع، باید بپذیرید که افکاری دارید که به صورت خودکار به ذهنتان خطور میکنند و نمیتوانید آنها را متوقف کنید؛ اما با شناخت ذهنتان و تمرین مهارتهایی که در کتاب رهایی از زندان ذهن آمده، میتوانید یاد بگیرید افکار منفی را مدیریت کنید و به آنها اجازه ندهید بر رفتار و تصمیمگیریهایتان تأثیر منفی بگذارند.
این کتاب را انتشارات شمشاد با ترجمهی امید خواجه محمودآبادی و ساره حسینی عطار منتشر کرده است.
کتاب رهایی از زندان ذهن برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای همهی کسانی که از افکار آزاردهنده رنج میبرند و میخواهند به آرامش ذهنی برسند، انتخاب مناسبی است.
در بخشی از کتاب رهایی از زندان ذهن میخوانیم
فکر فقط یک کلمه است. ذهن ما میل دارد که کلمات را جدّی بگیرد و قبل از این که آن فکر را بشناسیم، کلمات به واقعیت ذهنمان تبدیل میشوند. اگر بتوانیم پی ببریم که یک فکر، فقط یکسری کلمه است، موفق خواهیم شد که افکارمان را کمتر جدّی بگیریم.
اگر موافقید با کلمه "عنکبوت" شروع کنیم. وقتی به "عنکبوت" فکر میکنید، چه چیزی به ذهنتان خطور میکند؟ آیا میتوانید عنکبوتی را تصور کنید که در حال خزیدن است؟ اگر از عنکبوت میترسید، حتی ممکن است کمی هم دچار اضطراب شوید. اگر دیدن عنکبوت باعث ترس شما میشود، مجبور نیستید به آن نگاه کنید. زیرا صرف فکر کردن به چیزی که در شما احساسی را به وجود میآورد، درست مثل این است که واقعاً آن را تجربه کنید. خودتان را تصور کنید که لخت در حال رفتن به سرکار هستید. تجسم کنید که بدون لباس، مقابل در اداره راه میروید. قیافهی همکارانتان را از دیدن این صحنه مجسم کنید. آیا این تصویر ذهنی باعث میشود که از خجالت سرخ شوید یا خودتان را جمع و جور کنید، انگار که واقعاً برهنه سرکار رفتهاید؟ ذهن قدرت شگرفی در واقعیتسازی دارد. اما واقعیت همیشه آن چیزی نیست که شما فکر میکنید.
همین الان یک کلمهی منفی دربارهی خودتان به ذهن بیاورید که به آن اعتقاد دارید. به عنوان مثال "دوست نداشتنی" یا "کسلکننده". آیا این افکار کلمه هستند یا واقعیت؟ بیایید این تمرین را انجام بدهیم، هر چند ممکن است احمقانه به نظر برسد. یک برچسب پیدا کنید که بتوانید آن را جلوی لباستان بچسبانید. این برچسب درست مثل اتیکت روی کالاها است که قیمت آنها را نشان میدهد. حالا به یک کلمهی منفی دربارهی خودتان فکر کنید، کلمهای که توصیفکنندهی ویژگیای از شماست که آن را دوست ندارید. حتماً تا به حال برایتان پیش آمده که احساس کنید آدمی "دهنلق"، "حقّهباز"، "احمق"، "ترسناک" یا "مضطرب" هستید. کلمهای را که به ذهنتان آمده، روی برچسب بنویسید و به لباستان بچسبانید. امروز لقب شما همین کلمه است.
بله




























