کتاب موانست با اختلالات شخصیت بر اساس DSM 5 نوشتهی رضوان امیرنجات، نخست مفهوم شخصیت و دیدگاههای مختلف در خصوص آن را بیان میکند، سپس انواع اختلالات شخصیتی را مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
همهی ما در طول زندگی ممکن است با افرادی مواجهه شویم که طرز رفتار یا نوع نگاهشان به مسائل ما را متعجب کند و یا گاهی بنابر شناختی که از شخصی داریم عملکرد یا واکنش آن شخص در یک موقعیت خاص برای ما قابل پیشبینی باشد و یا بعضی واکنشها را از بعضی افراد بعید بدانیم.
به نظر شما این امر چگونه امکان پذیر است و چرا افراد الگوهای رفتاری مشخص دارند؟ چرا عکسالعمل همهی انسانها در قبال یک موقعیت یکسان نیست؟
پاسخ این سوال در تفاوت شخصیتی افراد است؛ که نوع نگاهشان به رویدادهای زندگی و تفسیری که از آن رویداد دارند و در نهایت رفتاری که بروز میدهند، را متفاوت میکند. تجربه کار روی افراد بیمار و مطالعات درباره مشکلات فردی و به خصوص اختلاقات بین فردی به ما نشان میدهد که ریشه بسیاری از معضلات در مشکلات شخصیتی فرد است. کم نیستند کسانی که به درجات قابل توجهی از اختلالات شخصیت مبتلا هستند اما خود و اطرافیانشان از آن مطلع نیستند. نتیجهی این ناآگاهی؛ عدم درک متقابل در روابط و رفتارهای نامناسب در برابر فرد مبتلا خواهد بود، که باعث دامن زدن به مشکلات و اختلاقات بین فردی میشود.
افرادی که گرفتار اختلالات شخصیتی میشوند، ویژگیهای شخصیتی ناسازگارانه دارند. این خصوصیات به حدی ریشهای و عمیق هستند که در برابر هرگونه تغییر و تحول مقاومت میکنند. در حقیقت این گونه افراد در اغلب مواقع فکر میکنند باقی مردم باید تغییر کنند تا با آنها سازگاری داشته باشند.
در بخشی از کتاب موانست با اختلالات شخصیت بر اساس DSM 5 میخوانیم:
مشخصه اصلی اختلال شخصیت اسکیزوئید الگوی تمام عیار از انزوای اجتماعی است و معمولاً افرادی عجیب و غریب، منزوی و تنها به نظر میرسند. از بودن تعاملات انسانی، درونگرایی آنها و با عاطفه خنثی و نشان ندادن هیجانهای قوی یا هیجان زدگی، نگفتن حرفهای جالب، یکنواختی و بیروحی نشانههای این اختلال میباشد.
این افراد هیچ علاقهای به شرکت شرکت در امور اجتماعی نشان نمیدهند و تنهایی را ترجیح میدهند به همین جهت دوست و آشنای زیادی ندارند، آنها گوشه گیر و درونگرا و در خود فرو رفته به نظر میرسند و فعالیتهایشان نیز غالبا انفرادی است و در تنهایی صورت میگیرد. این افراد دچار بیحالتی در احساس، خسته کنندگی، بیجاذبه گی و یکنواختی میشوند. از خنده و شوخی و مزاح گریزانند. قادر به نشان دادن احساس پرخاشگری و عناد نیستند و افرادی مردد، فراموشکار، گوشگیر، بیاراده، بیهدف، گیج و دور از واقعیت اطراف خود به نظر میرسند خیالبافی شدید نیز از صفات متداول آنهاست. به علت خصوصیات مذکور مردانی که این اختلال را دارند غالبا ازدواج نمیکنند و زنان در ازدواج خود نقش فعل پذیر و غیر موثری دارند.
بله

















