کتاب الگوی بومی مدیریت راهبردی دانش: تئوری تا عمل پیاده سازی و کنترل نوشتهی عباس چهار دولی و روح اله نیکخواه کیارمش، سعی دارد با کنکاش مؤلفههای مدیریت با توجه به مقتضیات جامعه، هنجارها، ناهنجاریها، رفتارها الگویی بومی را برای آن ارائه دهد.
مدیران میدانند که مدیریت دانش یعنی مدیریت اصلیترین منبع مزیت رقابتی و بر اهمیت در پیادهسازی و کنترل آن واقف هستند. پیادهسازی و کنترل راهبردی مدیریت دانش تابع مؤلفههای بومی است.
مدیریت راهبردی بعد از عبور از چالش تدوین راهبردها، با چالش جدیتری به نام اجرا و کنترل مواجه میشود که بسیاری از مدیران را با شکست مواجه کرده است. این کار به لحاظ گستردگی عوامل دخیل در اجراء از پیچیدهترین مراحل مدیریت راهبردی است.
در بخشی از کتاب الگوی بومی مدیریت راهبردی دانش: تئوری تا عمل پیاده سازی و کنترل میخوانیم:
مدیریت دانش سازمان شامل ابعاد مختلف راهبردک، تاکتیکی و عملیاتی است. بعد راهبردک به اینکه چه نوع دانش سازمانی مورد نیاز سازمان است و چگونه این دانشها را برای ایجاد و حفظ یک مزیت رقابتی برای رسیدن به اهداف سازمانی باید به دست آورد مربوط میشود.
ابعاد تاکتیکی و عملیاتی مدیریت دانش در حوزه تبدیل دانش مورد استفاده قرار میگیرند و از ابزارهای مورد نیاز برای فعالیتهایی مانند ایجاد، جذب، اشتراک و استفاده از دانش استفاده میکنند (ویگ، 1997). نقطه شروع تدوین یک سبک مدیریت راهبردی دانش، توسعه نقشه دانش برای ضبط دانش موجود و شناسایی شکاف دانش فرآیندها، افراد و محصولات است (هامر و سانتون، 1999).
مرحله سوم از بهبود چارچوب عملکرد مدیریت از طریق تحول دانش ارزیابی تاثیرات راهبردهای مدیریت دانش بر روی عملکرد سازمان و فرایندهای آن است که این امر میتواند از طریق مدل تعالی سازمانی و مدل کارت امتیازی متوازن انجام گیرد.
بازخوردهای مشتریان و صاحبان سهام نیز یکی دیگر از راههای ادراک از اثربخشی راهبردهای مدیریت دانش سازمان است (مک کول کندی و اشنایدر، 2000). این مرحله کاملا حیاتی است و توجیه اقدامات مدیریت دانش بستگی به این دارد که چقدر سود مورد انتظار سازمان است.
بله

















