کتاب شبکههای دانش در مراکز تحقیق و توسعه با نگاه به صنعت خودروسازی نوشتهی دکتر علی رضائیان و دکتر روح اله باقری بررسی مفهومی را مد نظر دارد که شاید تاکنون کمتر مورد توجه سازمانها بوده باشد: مدیریت دانش. کتاب پیش رو در قالب 19 فصل شبکههای دانش، انواع آنها و نحوهی بهکارگیری این سیستم (به طور خاص در خودروسازی) را مورد بررسی قرار میدهد و مرجعی کامل برای شناخت این مفهوم برای جامعهی صنعتی و دانشگاهی است.
دربارهی کتاب شبکههای دانش در مراکز تحقیق و توسعه با نگاه به صنعت خودروسازی
سازمانهای امروزی برای باقی ماندن در عرصهی رقابت باید بهگونهای طراحی شوند که دانش سازمانی خود را شناخته، منحصراً ذخیره کرده و در صورت لزوم آن را مورد بهرهبرداری قرار دهند. کتاب شبکههای دانش در مراکز تحقیق و توسعه با نگاه به صنعت خودروسازی، با علم به اهمیت این مسئله و با توجه به کمبود اطلاعات در سازمانها و صنایع داخلی در مورد آن، تدوین شده تا چراغ راهی باشد برای بهکارگیری صحیح فرایند جاریسازی مدیریت دانش در صنعت.
در دهه 90 میلادی بود که نیاز به مدیریت دانش سازمانی برای اولین بار مطرح شد. با پیشرفت روزافزون صنایع و رشد چشمگیر کسبوکارها، شرکتها کمکم متوجه شدند که دانش، قدرت است. برای باقی ماندن در بازار رقابتی که هر روز شلوغتر و پیچیدهتر میشد، لازم بود از اطلاعات و فرایندهای کاری خود بهخوبی محافظت کرده و همزمان، رشد و توسعهی آنها را در سراسر سازمان مدیریت و هدایت کنند. همین نیاز، زمینهساز شکلگیری مفهوم «دانش سازمانی» شد.
حال منظور از شبکههای سازمانی (Knowledge Networks) مجموعهای از افراد، گروهها یا واحدهای سازمانی است که ارتباط آنها با یکدیگر فرایندهای تبادل، تولید، اشتراکگذاری و توسعه دانش را در سازمانها و صنایع شکل میدهد. هر کسی چه دانشی دارد؟ افراد برای پاسخ سؤالات خود سراغ چه کسانی میروند؟ اطلاعات و تجربیات چطور بین کارکنان منتقل میشود؟ گشتن به دنبال پاسخ این سؤالات یعنی در حال بررسی یک شبکه دانش هستیم.

شبکههای دانش و مدیریت سرمایه فکری
فصول اولیهی کتاب شبکههای دانش در مراکز تحقیق و توسعه با نگاه به صنعت خودروسازی، با مرور و بررسی کلیات مرتبط با مفهوم دانش سازمانی و فرایند مدیریت دانش شروع میشود. دکتر علی رضائیان و دکتر روحالله باقری در این بخش بر دلایل اهمیت این مسئله تأکید داشته و به شرکتها یادآوری میکنند که مدیریت منابع انسانی و سرمایهی فکری (آنچه میدانند) بیش از سرمایه مادی (آنچه دارند) اهمیت دارد. در ادامه، این اثر با توضیح مفهوم شبکه و شبکهسازی ادامه پیدا کرده و به مرور وارد مسائلی مانند کارکردهای شبکهها، فرایندهای مدیریتی، سیستم خبره و... میشود.
با توجه به این که این اثر، با تأکید بر استفاده از علم در صنعت خودروسازی تدوین شده، بخشی از محتوای تخصصی آن به طور خاص با نیازهای این صنعت تطبیق دارد؛ اما جامعیت آن و نثر روان کتاب سبب شده که بتواند برای سایر شرکتها و کسبوکارها نیز مورد استفاده قرار گیرد.
خرید کتاب شبکههای دانش در مراکز تحقیق و توسعه با نگاه به صنعت خودروسازی برای مدیران از انتشارات آتینگر، برای کارشناسان و دانشجویانی مناسب است که میخواهند با نقش مدیریت دانش، سرمایه فکری و شبکههای دانشی در بهبود عملکرد سازمان آشنا شوند.
کتاب شبکههای دانش در مراکز تحقیق و توسعه با نگاه به صنعت خودروسازی برای شما مناسب است اگر
- از مدیران و کارشناسان واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) یا متخصصان و فعالان حوزه مدیریت دانش هستید.
- از آن دسته مدیران و کارشناسان صنعت خودروسازی هستید که با فرایندهای طراحی، مهندسی و توسعه محصول سروکار دارند.
- به عنوان دانشجوی رشتههای مدیریت فناوری، مهندسی صنایع یا مدیریت صنعتی نیاز به یک منبع مطالعاتی جامع و کامل دارید.
در بخشی از کتاب شبکههای دانش در مراکز تحقیق و توسعه با نگاه به صنعت خودروسازی میخوانیم
در عصر تحولات و تغییرات سریع، سازمانهایی در جرگه مؤسسات موفق قرار میگیرند که مرتباً دانش جدید تولید کرده، آن را در سطح سازمان گسترش داده و با سرعت زیاد از آن در محصولات و خدماتی که ارائه میدهند استفاده کنند. به همین دلیل و براساس واقعیتهای مذکور بود که در اوایل دهه 1990 میلادی و با توسعه نظریه مهندسی مجدد فرآیندها اولین گامها برای ایجاد سازوکارهای احصا، ذخیرهسازی و استفاده از دانش در سازمانها برداشته شد و سپس مجموعه این فعالیتها عنوان مدیریت دانش را به خود گرفت.
بدین ترتیب مدیریت دانش را میتوان مفهومی برای توصیف فرآیندهایی دانست که از طریق آن سازمانها به شناسایی، جمعآوری، سازماندهی، ذخیره و تسهیم دانش با هدف خلق ارزش و دستیابی به مزیت رقابتی میپردازند.
پژوهشگران مدیریت دانش تلاش بسیاری برای گسترش این مفهوم ارائه دادهاند که عمده آنها براساس ارتقا میزان کارایی فرآیندهای دانش همانند تولید، توسعه، انتشار، اشتراک و محافظت از دانش توسعه داده شدهاند (داونپورت و پروساک، 1998). مدیریت دانش بهعنوان یک روش برای کنترل و هدایت داراییهای دانشی مشهود و بهخصوص نامشهود سازمان شناخته میشود، به نحوی که با بهکارگیری دانش داخل و خارج سازمان، تولید دانش، ارزشآفرینی، نوآوری و بهبود را در سازمان تسهیل کند (ونرام، 2000).
مدیریت دانش با ایجاد یک محیط کاری جدید موجب تسهیل در اشتراک دانش شده و جاری شدن دانش را به فرد مناسب در زمان مناسب برای فعالیت کاراتر و اثربخشتر باعث میشود (اسمیت، 2001).
دانپورت و پروساک (1379) مدیریت دانش را مفهومی برای توصیف فرآیندهایی دانستهاند که از طریق آنها سازمان به توسعه، سازماندهی و به اشتراکگذاری دانش با هدف دستیابی به مزیت رقابتی میپردازد.
بله


















