کتاب راهنمای جامع کاربرد تکالیف در درمان: به همراه 147 نمونه تکالیف رایج در مشاوره به قلم سید محمد حسینی و سید حسن موسوی آقایی با ارائه دیدگاههای متفاوت و مثالهای گوناگون از تکالیف در حوزه مشاوره، به خصوص در عرصهی خانواده و زوج درمانی به شما کمک خواهد کرد تا زندگی مشترک بهتری برای خود رقم بزنید.
یکی از جنبههای مهم در هر فرایند درمانی ارائهی تکلیف به مراجع یا مراجعین است. برخی از کتابهای درمانی مستقیما تکلیف و تکلیف دهی را بخش جدا نشدنی دیدگاه درمانی خود معرفی میکنند. از آن جا که هر جلسهی مشاوره حداکثر یک ساعت است و مراجعی که برای نمونه در شش جلسه شش هفتهای به مشاور مراجعه میکند، جمعا حداکثر شش ساعت را در دفتر مشاوره حاضر است و مابقی را در بیرون از جلسهی درمانی و در محیط زندگی خود میگذراند.
پس اگر مشاوره تنها محدود به همین چند ساعت باشد، مراجع یا مراجعین بهره کافی از جلسات مشاوره نخواهند برد. اما اگر جلسات درمانی فراتر از جلسههای حاضر در اتاق مشاوره تعریف شود، قاعدتا نتیجهی بهتری در فرایند مشاوره رخ خواهد داد که این جریان هم برای مراجع و هم برای مشاور سودمند است. بنابراین تکلیف را میتوان چیزی مجزا از فنون مشاوره دانست، به طور مثال تکلیف روزهای مراقبت که صرفا در خارج از جلسهی مشاوره قابلیت اجرائی دارد و زوجین آن را در زندگی شخصی اجرا و نتایج آن را در جلسهی بعد گزارش میدهند.
کتاب راهنمای جامع کاربرد تکالیف در درمان در واقع به نوعی راهنمای بالینی ویژهی تکلیف دهی برای متخصصین این امر است. لازم به ذکر است این تکالیف صرفا نمونه هستند و از قاعدهی وحی منزل تبعیت نمیکنند و هر مشاوری بنا به دیدگاه نظری که به آن پایبند است و میزان خلاقیت خود میتواند تا آن جا که از اثربخشی تکالیف کاسته نشود، آن را آگاهانه تغییر دهد.
در بخشی از کتاب راهنمای جامع کاربرد تکالیف در درمان: به همراه 147 نمونه تکالیف رایج در مشاوره میخوانیم:
افزودن بخشی از تکلیف که در شکل ادبی REBT ذکر نشده اما ما آن را خیلی مهم میدانیم، تکلیفی است که بر عوامل خوشایند، شادیها و لذتها تمرکز دارد. بجای مسائل گیج کنندهی خاص، بر عوامل مثبتتری تمرکز کنید، میتواند مفید واقع شود که مراجعان فهرستی درمورد کارهای لذت بخش روزانه خود بنویسند، تمرکز بر حسهای کوچک خوشایندی که همه روزه تجربه میکنند، مانند استشمام یک فنجان قهوه، یا یک ساندویج خوشمزه. این تمرین میتواند تمرینِ واقعیتهای خوشایند را در زندگی به مراجع یادآوری کند. برخی از این لحظات خوشایند میان فردی هستند: امروز چه کسی به من لبخند زد؟ از دیدن چه کسی لذت بردم؟ چه لحظات مثبتی را با همسرم شریک بودم؟
مراجعان را به خیالپردازی در مورد فعالیتهای مثبت آیندهی نزدیک و اتفاقات مثبت گذشته تشویق کنید. به جای عادتهای فکری غیر معمول بد و جدالهای منفی، فعالیتهای هوشی میتواند به خوبی سرگرم کننده باشند. پیشروی در جهت عادت به فکرهای سرگرم کننده به طور برابری میتواند احساس بهتری ایجاد کند. پرورش عادت به داشتن تفکرات مفرح، همچنین میتواند به همان اندازه در داشتن احساس بهتر در شخص نمایان باشد. شغل ما به عنوان یک درمانگر تنها برای برطرف کردن بدبختی نیست، بلکه فعالانه در جهت افزایش شادی باید عمل کنیم.
مسیر دیگری برای دستیابی به شادی، پرورش عادت به انجام کارهای نیک برای دیگران است. به عنوان مثال در افسردگی، تمرکز مراجع بر خود شیفتگی و تمرکز خودکارِ منفی است. به مراجع یادآور شوید که به عوامل خارجی تمرکز کند و مخصوصا کارهایی برای افرادی که جبران متقابل فروی را برای خود شخص نداشته باشد انجام دهد که باعث جهت دهی و ایجاد انرژی در مراجع میشود (دیگویسپ، دویلی، دریدن و بکیسک، 2014).
بله






















