کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود؟ درمان دخترانی با مادران خودشیفته به قلم کاریل مک براید توانسته گنجینهای از صدای زنانی گردآوری کند که تجارب خود را از زندگی با مادران خودشیفته شرح دادهاند.
اشخاصی که دچار بیماری خودشیفتگی هستند، گمان میکنند فرد مهم و بینظیری هستند اما در پشت این احساسات، عزت نفس متزلزلی دارند و حتی در مقابل انتقادهای کوچک هم صدمهپذیرند. شاید ندانید که این صفت جزو اختلالات شخصیتی محسوب میشود. هرگز نمیتوانید تصور کنید که این صفت تا چه اندازه میتواند بر روی زندگی و روابط فرد و فرزندانش علیالخصوص فرزندان دختر تأثیر بگذارد.
شما با مطالعه این کتاب با بسیاری از این تأثیرات آشنا میشوید و هنگامی که عمیقتر فکر کنید به این نکته پی میبرید که نه تنها مادر بلکه زندگی کردن با هر فرد خودشیفتهای در اوایل کودکی و نیز دوران حساس بلوغ و نوجوانی میتواند اثرات منفی بسیار زیادی بر روی زندگی و روابط اشخاص گذاشته و تا پایان زندگیشان تداوم یابد.
فرد خودشیفته خود نیز ممکن است در بیشتر مواقع تحت تأثیر افکار و رفتار افرادی قرار گیرد که بیشتر سالهای زندگیاش را با آنها سپری کرده است. افرادی که سرسختانه و متعصبانه بر روی طرز تفکر و ایدئولوژی خود پافشاری میکردند. کاریل مک براید (Karyl McBride) کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود؟ درمان دخترانی با مادران خودشیفته (Will I ever good enough? healing the daughters of narcissistic mothers) را به سه بخش تقسیم کرده است. او در بخش نخست، مسئله خودشیفتگی مادرانه را توضیح میدهد. در بخش دوم تأثیر مسئله، پیامدهای آن و نحوۀ عملکرد آن بر سبک زندگی دختران را روشن میکند و در بخش سوم طرحی برای پیشروی در مسیر بهبودی ارائه میدهد.
مک براید تمامی مثالها، داستانها و شخصیتهای این کتاب را از کارهای بالینی، تحقیقات و تجربیاتش راجع به افراد و رویدادهای واقعی گرفته است. او نامها و برخی از ویژگیها و جزئیات را تغییر داده و در برخی از موارد، افراد یا موقعیتها را ترکیب کرده است.
جملات برگزیدهی کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود؟
- کل زندگی و تمام تاریخ در بدن اتفاق میافتد. من در حال یادگیری راجع به زنی هستم که مرا درون خویش حمل کرده است.
- آسیبهای ذخیرهشده در مغز، توسط ضمیر خودآگاه ما انکار میشود اما همواره در نسل بعدی مورد بازدید قرار خواهد گرفت.
- یک زن بالغ میتواند به دنبال یافتن ارزش شخصی خود باشد، آن را پیدا کند و بهتدریج خود را تغییر دهد؛ اما یک دختر در طول دوره متزلزل کودکی تا بلوغ، برای تعیین ارزش خود نیاز به کمک دارد - و هیچکس مثل مادرش نمیتواند او را یاری کند.
- فردی که قادر به عشقورزی باشد، به خودش نیز عشق میورزد. اگر تنها بتواند به دیگران عشق بورزد، هرگز نمیتواند عاشق باشد.
- دعا میکنم که برای تحصیلات دانشگاهی فرزندانم پسانداز کنم، نه برای درمان آنها.
برخی نظرات دربارهی کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود؟
- دکتر مکبراید کار بزرگی را برای به تصویر کشیدن سختی و مشقتی که زنان پرورش یافته توسط مادران خودشیفته متحمل شدهاند، انجام داده است. این اثر خوانا و مفید، زنان را از دام جستجوی پذیرش دیگران برای اثبات خودارزشی رها میکند. این کتاب کاملاً واضح نوشته شده و به خواننده کمک میکند تا بروز خودشیفتگی را تشخیص دهد و با ارائۀ مثال نشان میدهد که وجود این صفت در یک مادر چگونه میتواند نگرش زن نسبت به خودش، جهان و روابطش را شکل دهد. دکتر مکبراید به خاطر همکاری بینظیرش در درک ما از این مسئلۀ عاطفی-خانوادگیِ پیچیده سزاوار قدردانی است. (دکتر مونیکا رامیرز باسکو)
- دکتر مکبراید به پیشرفتهای جدید و فوقالعاده مهمی در کشف یک حوزۀ مهم در زمینۀ فرزندپروری دستیافته است. مطالعۀ این کتاب به افراد متخصص و غیرمتخصصی توصیه میشود که مایلاند با تأثیرات مادامالعمر و ویرانگر پرورش کودکان خودشیفته آشنا شوند. این کتاب مملوء از اطلاعات و توصیههای مفیدی است که به صورت روان و خوانا ارائه شدهاند. (دکتر دیوید اِن. بلوکوفسکی)
- اطلاعات بالینی فوقالعاده راجع به تأثیرات مادران خودشیفته بر دخترانشان، برای تمام زنانی نوشته شده که با این مسئله دست و پنجه نرم میکنند. بخش بهبودی، پیشنهادها و فنون بسیار متنوعی را برای استفاده در زندگی روزمره ارائه میدهد. (لیندا واگان)
- دکتر مکبراید کار زیبایی را برای توصیف انواع خودشیفتگی انجام داده است. این کتاب را بسیار جذاب و خوانا یافتم، همچنین شیوۀ درمانی این کتاب بسیار آموزنده، کاربردی و ساختاریافته است. این یک کتاب «باید خوانده شود» برای تمام کسانی است که با افراد خودشیفته سر و کار دارند. (رنه ریچکر)
در بخشی از کتاب آیا من به قدر کافی خوب خواهم بود؟ میخوانیم:
مباحث و مسائل بسیاری راجع به بزرگسالان وجود دارد که کودکان نباید در معرض آنها قرار بگیرند. باید به کودکان اجازه داد که کودکی کنند و به چیزهای توجه کنند که واقعاً برای آنها مهم است. بار نگرانیها و مسائل مربوط به بزرگسالان نباید بر دوش آنها قرار بگیرد. والدین خودشیفته فرزندان خود را خیلی زود درگیر دنیای بزرگسالی میکنند.
یک مادر خودشیفته که دائماً مسائل و مشکلاتی مانند رابطه با همسرش را با دخترش در میان میگذارد، متوجه نیست که این مسئله چقدر میتواند برای فرزندش دردناک باشد. این دختر میداند که او بهعنوان فرزند، در برخی از صفات با پدر و نیز مادرش مشترک است، بنابراین انتقادکردن از پدر یک کودک خردسال مانند انتقاد از این دختر نیز هست. باید به دختر اجازه داد که به هر دوی آنها وابستگی داشته باشد، اما هنگامیکه یک مادر دخترش را در مسائل و مشکلات بزرگسالی سهیم میکند، وابستگی سالم ناممکن میشود.
دختر احساس ناامنی و تنهایی میکند زیرا پدر و مادری ندارد که بتواند به آنها تکیه کند. او همچنین در رابطه با عدم تواناییاش در حل مشکل ازدواج والدین یا مسائل مربوط به مادرش احساس گناه میکند. باز هم پیغام درونی که برای او باقی میماند، این است: «من بهقدر کافی خوب نیستم [زیرا نمیتوانم مشکلات مادرم را برطرف کنم].»
بله

























