علیرضا راهداری در کتاب قوز فکری (جلد اول)، به این موضوع میپردازد که اکثراً مردم نمیتوانند از تمام قد اندیشۀ خود استفاده کنند و مانند اشخاصی که قوز دارند فکرشان خمیده و کج است. این اثر به افراد کمک میکند که قوز فکری خود را درمان و از حداکثر توانایی ذهنیشان استفاده کنند.
عبارت قوز فکری به این مفهوم اشاره دارد که شما از مغز و ذهن خود استفاده میکنید ولی این استفاده قاعدهمند و روشمند نیست. لذا شما از تمام ظرفیت و توان فکری خود نمیتوانید استفاده کنید. ناتوانی و مهارت نداشتن در استفاده از تمام ظرفیتهای ذهنی و فکری به صورت قاعدهمند و روشمند، قوز فکری نام دارد.
شما زمانی میتوانید قاعدهمند اندیشه کنید که بتوانید فکر و نگرش خودتان را مدیریت و کنترل کنید. امکان دارد فردی استاد دانشگاه باشد ولی نتواند از ظرفیت ذهن خود بصورت قاعدهمند استفاده کند؛ به اعتقاد نویسندۀ کتاب این افراد خمیده فکر میکنند، مثل افرادی که قوز دارند. «قوز فکری» فاصله بین «فکر کردن» و «کیفیت فکر کردن» است.
اما چگونه میتوان از حداکثر توانایی ذهنی خود استفاده کرد؟ شما در این کتاب با یادگیری تکنیکهای تفکر راهبردی میتوانید از مغز و ذهن خود بیشتر استفاده کنید. این اثر به شما روشهای جدید و سادهای معرفی میکند که با بکارگیری آنها زندگیتان تغییرات گستردهای میکند و قدرت و نشاط جدیدی را در زندگی تجربه خواهید کرد که قبلاً برای شما امکانپذیر نبوده است.
تکنیکهایی که در کتاب قوز فکری آورده شده توسط میلیونها نفر استفاده و تغییرات جدیدی را در زندگی آنها به همراه داشته اشت. این اثر بر اساس تجربههای فکری انجام شده در دورههای آموزشی تفکر توسط نویسنده تهیه شده و از این نظر کتابی است تجربی که با فرهنگ ایرانی سازگار میباشد.
نویسندۀ آن یک مربی تفکر است و با نوشتن «کتاب اتاق فکر در ده گام» در بیش از صد سازمان ایرانی برای آموزش تفکر در کمتر از یک سال حضور پیدا کرده است. نویسندۀ کتاب در سطوح مختلف جامعه حرکت فکری جدیدی را آغاز نموده است. او با کتاب «اتاق فکر» به دنبال عقلانیت مدیریتی، با کتاب «سلاخی نخبگان» به دنبال ایجاد عقلانیت بین نخبگان و با کتاب «قوز فکری» به دنبال ایجاد عقلانیت عمومی در اجتماع است.
مطالب کتاب قوز فکری بسیار مؤثر و تأثیرگذار است و به افراد یاد میدهد که چگونه آنچه را که میخواهند به دست آورند. اگر چه بیان بسیار سادهای دارد، اما نتایج بسیار ارزشمندی در آن نهفته است و میتواند افراد را به طرز فکرشان یک مرحله هم که شده حساس نماید و فرد را به بازنگری تفکر خود معطوف نماید.
جملات برگزیدۀ کتاب قوز فکری (جلد اول):
- ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار.
- بدبختی انسان از جهل نیست، از تنبلی است.
- علت هر شکستی، عمل کردن بدون فکر است.
- آدمها فقط در یک چیز مشترکند و آن متفاوت بودن است.
- دانشگاه تمام استعدادهای افراد، از جمله بیاستعدادی آنها را آشکار میکند.
- دارکوب موفقیت خود را مدیون فعالیت پیوسته و کوبیدن نوکش است تا به هدف نایل شود.
در بخشی از کتاب قوز فکری (جلد اول) میخوانیم:
بسیاری از افراد وقتی درباره مسائل خود صحبت میکنند، آن را بزرگترین مسئله روی کره زمین قلمداد میکنند. در حالی که شاید اصلاً این موضوع، مسئله پیش پا افتادهای باشد! ولی چرا اینگونه است؟ چرا ما همیشه دوست داریم مسائل خود را از دیگران بزرگتر بدانیم؟ چون در مسئله غرق میشویم و اندازه مسئله را از آن اندازهای که بایستی باشد، بیشتر میبینیم. برای فردی که در حال غرق شدن در استخر است و در آن لحظه تنها نیازش خارج شدن از آب است، احتمال دارد همان استخر در نظر او به اندازه یک اقیانوس باشد. لذا چون مسائل ما را در خود غرق میکنند، ناخودآگاه و بدون درک آسیب این کار، ما اقدام به افزایش اندازه مسائل میکنیم. ما نبایستی اجازه بدهیم که مسائل از آن اندازهای که هست، فراتر برود. چون رشد بیش از اندازه مسائل، میتواند باعث نابودی شود.
شاید یکی از دلایل، این باشد که ما در زندگی یاد نگرفتهایم که با مسائل چگونه برخورد کنیم. اگر یاد گرفته بودیم که مسائل بخشی از لذت روزمرگی ما هستند، شاید نگاه دیگری به مسائل داشتیم. اگر مسئلهای به نام طلاق در زندگی انسانها وجود نداشت. انسانها رشد نمیکردند. چون بایستی طلاقی شکل میگرفت که انسانها تفاهم نداشتن، بچههای طلاق و انواع مختلف بزهکاری را درک کنند. اگر مسئلهای به نام آلودگی نبود، انسان به غارت طبیعت ادامه میداد. این مسائل باعث میشوند که انسان از جنبههای بیشتری موضوعات مختلف را مورد بررسی قرار دهد. مسائل انسانها را به تفکر وا میدارند و در تحلیل و ارزیابی دوباره زندگی به آنها کمک میکنند. مثلاً یک مسئله باعث شده است که ما نگاه جدیدی به زندگی پیدا کنیم که قبلاً چنین تصوری نداشتیم.
بله




















اما در کل موضوعات آنقدر صریح و مبتلا به است که احساس میکنید شما مورد، کتاب نویسنده هستید.