کتاب 12 گام تا مدیریت بر خویشتن نوشتهی محمد سیدا، با تقویت مهارت خودشناسی به شما در کنترل راحتتر وقایع محیط پیرامونتان و تبدیل شدن به فردی موفقتر کمک میکند.
راجع به خود چگونه میاندیشید؟ آیا خودتان را کاملاً میشناسید؟ به تمام خواستهها، نیازها و افکار خود آشنایی دارید؟ آیا میتوانید احساسات و افکار خود را کنترل کنید؟ اگر فکر میکنید که میتوانید، باید یک خبر جالب به شما بدهم: اشتباه میکنید!
همانطور که در این کتاب مفصلاً توضیح داده میشود، خود شما ناشناختهترین سرزمین دنیا هستید. اگر از امروز شروع به شناختن خود کنید، سالها، حتی شاید تا آخر عمر طول بکشد و باز هم زوایایی در وجودتان باشد که نتوانید به آنها دست پیدا کنید. از امروز نگاهتان را از دیگران بردارید و به خودتان بنگرید. مطمئن باشید که خود شما دیدنی و حتی بسیار عجیب هستید.
«خود» عجیبترین سرزمینی است که میتوانید آن را فتح کنید. معمولاً از وقتی به دنیا میآییم تا زمانی که میمیریم مشغول فکر کردن به رفتار، اعمال، حرفها، اتفاقات، شانسها، بدشانسیها و... دیگران هستیم. اما کمتر پیش میآید که گوشهای بنشینیم و به خودمان فکر کنیم. درحقیقت اگر خودمان را بشناسیم، کنترل کردن محیطی که در آن زندگی میکنیم بسیار راحتتر خواهد بود. اگر تصور کنید که اوضاع در کنترلتان نیست و شما در جهت تغییرات آن قادر به انجام کاری نیستید، سعی کنید خود مسئولیت آنها را به عهده بگیرید، در نتیجه تا حد قابل توجهی از اضطرابتان کاسته خواهد شد.
جملات برگزیدهی کتاب 12 گام تا مدیریت بر خویشتن:
- درون خود را بنگرید که در آن گنجی پنهان است.
- انسانی که بر خود مسلط است، در بزرگترین مبارزۀ دنیا پیروز شده است.
- از مهمترین عوامل مدیریت بر خود، توجه به خودتان است. خود را دوست بدارید!
- به حوادث اضطرابآور زندگی همچون فرصتی جهت رشد و تکامل شخصی نگاه کنید.
- کاری که فکر میکنید درست است انجام دهید و به درست بودن آن ایمان داشته باشید.
در بخشی از کتاب 12 گام تا مدیریت بر خویشتن میخوانیم:
سعی کنید تواناییها و استعدادهای واقعی خود را بشناسید و ناخواسته به سوی انواع وظایف، مشاغل و مسئولیتهایی نروید که با روحیات و توانمندیهای شما هماهنگ نیستند. اگر نتوانید خود را بشناسید و راههایتان را اشتباه انتخاب کنید، وضعیت پیچیده و سختی برای شما به وجود میآید که فرار و رهایی از آن ممکن است بسیار مشکل یا در مواردی غیرممکن باشد. اگر بتوانید در یک رشته یا زمینهای مشغول شوید که با شخصیتتان هماهنگ است احساس آرامش و ارزش بیشتری به شما دست میدهد.
برای مثال، دانشجویی که قصد تعیین رشته دارد باید از استعداد، علاقه و هوش خود آگاهی کامل داشته باشد. اگر در انتخاب رشته اشتباه کند، عمر، پول و آینده خود را از دست داده است. حدود چند ماه پیش مصاحبهای را با یک هنرپیشۀ موفق در یک مجله خواندم. او گفته بود: «من در بیست سالگی در رشتۀ معماری مشغول شدم، اما چون علاقهای به آن رشته نداشتم، بعد از سه سال از تحصیل در آن رشته انصراف دادم و به موسیقی روی آوردم. دو سال موسیقی کار کردم ولی زیاد در این راه موفق نبودم و...!» تا همین جای این مصاحبه نشان میدهد که عدم تمرکز و پراکنده کاری دستکم پنج سال عمر مفید یک جوان را بر باد داده است. در اطراف ما نیز اینگونه افراد زیاد هستند. خدا کند خود ما اینگونه نباشیم!
بله























