کتاب راهبرد درمانی پردازش اطلاعات و کاهش علائم افسردگی نوشتهی سمانه ولی الهی، به بررسی علمی افسردگی، واکنشهای مغز و حافظه در این باره و همچنین روشهای درمان آن میپردازد.
افسردگی یکی از مشکلات عمده در سلامت جوامع است. مطالعاتی که توسط سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی انجام شد نشانگر آن بود که افسردگی به دلیل شیوع بالا و ناتوانیهای ناشی از آن به عنوان یکی از سه علت اصلی بیماریهای روانی مطرح شده است. مشکل روز افزون افسردگی در جوامع گوناگون از جمله کشور ما ایران توجه عموم را به خود جلب کرده است. بررسی مشکلات و عواقب آن به لزوم وجودهای بیشتری در خصوص یافتن راهحل پایا جهت درمان و حل مشکل افسردگی و جلوگیری از عود مجدد این بیماری و حتی جستجوی شیوههای پیشگیری از آن ما را آگاه میسازد.
افسردگی یکی از فراگیرترین و سرسختترین مشکلات بهداشت روانی است که این روزها جوامع مختلف با آن رو به رو هستند. اختلال افسردگی را هر روزه میتوانیم در اطراف خود، در کوچه و خیابان، محل کار و شاید در بین اقوام و خویشان در پیرامون خود ببینیم. میزان بالای ابتلا به افسردگی این روزها در بین جوانان متاسفانه شایع شده است و بر عملکرد ذهنی آنها تاثیر گذاشته و عملکردهای شغلی و اجتماعی فرد را دستخوش تغییرات نامطلوب ساخته و زندگی وی را به مرور تباه میکنند.
تاکنون شیوههای درمانی متعددی از درمانهای روانکاوی، رفتار درمانی، گروه درمانی، دارو درمانی و غیره بر روی بیماران مبتلا به افسردگی صورت گرفته است اما هر یک از این شیوهها تا حدودی اثرگذار بودهاند و عود و بازگشت مجدد افسردگی را همراه داشتهاند. به نظر میرسد که مشکل عمیقتر باشد و چیزی در جایی از روان فرد وی را در حالت عود مجدد قرار میدهد. بر اساس رویکرد مبتنی بر پردازش اطلاعات با تمرکز بر حافظه و بازسازی مجدد خاطرات به درمان موثرتر افسردگی و کاهش علائم در بیماران مبتلا به افسردگی خواهیم پرداخت.
در بخشی از کتاب راهبرد درمانی پردازش اطلاعات و کاهش علایم افسردگی میخوانیم:
بر اساس مدل بارلو (1988) اختلالات اضطرابی و افسردگی اساسا اختلالاتی هیجانیاند و ریشهشان در شلیکهای خود به خود و نامتناسب هیجانهای منفی چون ترس و غمگینی در افراد هستند که به صورت زیستی به حوادث استرسزای زندگی بیش واکنش میدهند. این شلیکهای هیجانی منفی به صورت پیشبینی ناپذیری رخ میدهند و ممکن است سبب تمرکز غیرارادی ادراک، در افراد شود که از نظر روانشناختی نسبت به اختلالات اضطرابی یا افسردگی آسیبپذیرتر هستند. لذا افرادی که پاسخهای عصبزیستی بیش از حد به حوادث استرسزای زندگی نشان میدهند و همچون تجربه فقدان کنترل دارند، احتمالا از نظر بالینی دورههای افسردگی و اضطراب را بروز خواهند داد.
از نظر بارلو اختلالات اضطرابی و افسردگی از نظر آسیبپذیری روانشناختی و زیستشناختی و همچنین مکانیزمهای میانجی مشترک هستند. علاوه بر درجه آسیبپذیری روانشناختی فرد و شدت استرسورهای جاری، آن چیزی که تعیین میکند یک نفر مضطرب شود و یا به اختلال افسردگی مبتلا گردد مکانیسمهای مقابلهای یا سازشی فرد است. بر این اساس به نظر میرسد افرادی که در حافظه خود علایمی از سوگیری نشان میدهند، آمادگی بیشتری برای حفظ و نگهداری بیماری در خود دارند.
بله



















