کتاب بذر جادو جدیدترین رمان از برنده جایزه من بوکر سال 2000، مارگارت النور اتوود، نویسنده و شاعر کانادایی است. در این کتاب، اتوود به سراغ نمایشنامه «طوفان» شکسپیر رفته و اثر درخور تحسین دیگری را منتشر کرده است. «بذر جادو» را میتوان بازخوانیِ «طوفان» از زبان اتوود دانست.
رمان بذر جادو (Hagseed: The Tempest Retold) روایتی است از زندگی فلیکس فیلیپس، کارگردان تئاتر، که در پی دسیسهچینی نزدیکترین همکارش که در حقیقت دشمن دیرینه اون بوده مجبور به ترک حرفهاش در تئاتر میشود و تن به تبعیدی خودخواسته میدهد. تبعیدی که زمینهساز انتقام است. انتقام از تمام کسانی که او را از کارگردانی اثر محبوبش -طوفان - محروم کردهاند.
مارگارت النور اتوود (Margaret Elenor Atwood) نویسنده رئالیست کانادایی است که با دریافت جایزه «من بوکر» و برگزیده شدن به عنوان یکی از ۲۰ زن نویسنده تأثیرگذار در دنیا، با رمانهایی چون سرگذشت ندیمه، عروس فریبکار و آدمکش کور نزد فارسی زبانان شناخته شده است.
در بخشی از کتاب بذر جادو میخوانیم:
دو نفر از نگهبانها به اتاق آمدند. انگار تمام مدت پشت در منتظر علامت ایستاده بودند تا داخل شوند، و فریاد فلیکس همان علامت بود. حالا که یادش میآید دلش میخواهد خودش را بابت آن رفتارهای قابل پیشبینی کتک بزند.
به نظر میآمد تونی از قبل با نگهبانی هماهنگ کرده؛ به هر حال آدم باکفایتی بود. مردها دو طرف فلیکس ایستادند. یکی سیاهپوست بود و یکی دورگه، با بازوهای ورزیده، دست به سینه، با چهرههای بیحالت و نفوذناپذیر. تازه استخدام شده بودند. فلیکس هیچکدام را نمیشناخت. در واقع آنها هم فلیکس را نمیشناختند، بنابراین ارادتی هم به او نداشتند. دستنشاندههای تونی بودند.
فلیکس گفت «این کارها لازم نیست.» تونی نیازی به جواب دادن احساس نمیکرد. شانه بالا انداخت و سری تکان داد، شانه بالا انداختن و سر تکان دادنی از روی قدرت. فلیکس را مؤدبانه اما با جدیت تا پارکینگ همراهی کردند. دست آهنینی کنار هریک از آرنجهایش در هوا تاب میخورد.
بله




























