معرفی و دانلود چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم
برای دانلود قانونی چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم
کتاب چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم نوشتهی اسلاونکا دراکولیچ خاطرات زنی ساکن یوگسلاوی است که به ما نشان میدهد زندگی در جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی چگونه بوده، چه نواقص و کاستیهایی در این جامعه وجود داشته و پس از سقوط کمونیسم، جنگ داخلی و کشمکشهای نژادی چطور و تا چه اندازه کشور یوگسلاوی را به تجزیه و نابودی کشاند.
دربارهی چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم
کمونیسم رفت، آنها جان بهدر بردند و خندیدند؛ اما بهجز مورد اول، دو مورد جان بهدر بردن و خندیدن، عمر چندانی نداشت. جنگ آغاز شد؛ همان جنگی که کمونیسم، وقوع آنها را دههها به تعویق انداخته بود؛ جنگی که نه برای حفظ میهن بود و نه برای تغییر حکومت، بلکه برای فروپاشی است! یوگسلاوی قرار نیست روی کرهی زمین بماند. جداییطلبان اسلوونی و کرواسی، یوگسلاوی را که مردمش هنوز سرمست و سرخوش از شکست دشمنشان، کمونیسم، هستند، تجزیه کردند.
صفحهی نخست کتاب چطور از کمونیسم جان بهدر بردیم و حتی خندیدیم (How We Survived Communism and Even Laughed) در تاریخ 27 ژوئن 1991 و در هواپیمایی به مقصد لندن نوشته شده است، دقیقاً دو روز پس از «رفتن کمونیسم» که اسلاونکا دراکولیچ (Slavenka Drakulić) از آن جان بهدر ببرد و حتی خندید.

این کتاب خوانندگان خود را با وضعیت زندگی مردم یوگسلاوی در دوران جمهوری سوسیالیستی و جنگ داخلی که پس از رفتن حکومت چپگرا رخ میدهد، آشنا میکند.
آیا از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم؟
لوازم آرایشی بهقدر کافی وجود ندارد و تنوع آنها کم است. بیشتر از چند رنگ، مثل قرمز، بین رنگ موها پیدا نمیشود. متأسفانه زنان در این کشور برابر با مردان در جادهسازی، راهسازی، معادن و مزارع کار میکنند. حزب کمونیسم و جمهوری سوسیالیستی به محصولاتی مثل تنوع ادکلنها، لباس خزدار، شکلاتهای شکلدار و کالای لوکس اهمیت چندانی نمیدهد. جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی بیشتر بودجه و انرژی خود را صرف بازسازی کشور میکند که در جنگ جهانی دوم واقعاً با خاک یکسان شد و نمیتواند برای رسیدگی به «مُد و فشن» که از نظر اسلاونکا دراکولیچ در کتاب چطور از کمونیسم جان بهدر بردیم و حتی خندیدیم، از نیازهای مهم جامعه است، توجهی کند.
کتاب چطور از کمونیسم جان بهدر بردیم و حتی خندیدیم به ما نشان میدهد اگر زنی میخواست لباس زیبا بپوشد که «جوهر زنانگی» را نمایان کند، خود باید آن را میدوخت زیرا در بازار چنین لباسی پیدا نمیشد. اسلاونکا دراکولیچ بیشتر از دو فصل کتاب را به نبود مانیکور و محرومیت مردم از لوازم متنوع زیبایی اختصاص داده است. او به برلین سفر میکند و از زیبایی رستورانها و تنوع غذاها و لوازم آرایشی سخن میگوید.
یکی از نکات مهمی که در کتاب چطور از کمونیسم جان بهدر بردیم و حتی خندیدیم نشر ستاک به آن اشاره شده، «خانه» است. خانهی مردم یوگسلاوی دولتی است. کسی اجاره خانه پرداخت نمیکند یا اگر هم پرداخت کند، نرخ آن بسیار ناچیز است. کارمندان دولت در مسکنهایی وابسته به محل کارشان زندگی میکنند؛ با این حال اسلاونکا دراکولیچ معماری این خانهها را دوست ندارد و انتقادات بسیاری همچون نبود ماشین لباسشویی در دههی هشتاد میلادی را نسبت به این منازل بازگو میکند. این کتاب با عنوان «کمونیسم رفت و ما ماندیم و حتی خندیدیم» نیز ترجمه و به چاپ رسیده است.
کمونیسم از یوگسلاوی میرود و ما میخندیم
سال 1989 آغاز شده و کمونیسم کمکم در حال عزیمت است. کیفیت دستمالهای توالت کاهش یافته و در بسیاری از فروشگاهها اصلاً پیدا نمیشود! تحمل این وضعیت برای نسل جدید که نمیخواستند استانداردهای زندگیشان پایین و پایینتر رود، غیرقابل تحمل بود. کمونیسم در دههی نود، آخرین روزهای حیات خود را میگذراند؛ روزهایی که در کتاب چطور از کمونیسم جان بهدر بردیم و حتی خندیدیم بهشدت پرتنش شرح داده شدهاند. سقوط کمونیسم در یوگسلاوی از آنچه که تصورش را کنید، سادهتر رخ داد اما برخلاف تصور مردم این سرزمین، پس از رفتن جمهوری سوسیالیستی، بهشت در انتظار مردم این سرزمین نبود.
اسلاونکا دراکولیچ با وجود اینکه بهشدت به کمونیسم میتازد اما وضعیت پس از فروپاشی جمهوری سوسیالیستی را نیز شرح میدهد. جنگ داخلی بهشدت خونین که به کشتار بسیاری از شهروندان و تجزیه یوگسلاوی به هفت کشور منجر شد را بازگو میکند. دانلود کتاب خاطرات چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم ترجمهی مهدی مرادی ما را با وضعیت زندگی مردم این سرزمین که شغل و خانه دارند اما مسائلی مثل کمتوجهی سیاستمداران به زیباییشناسی مردم را ناراضی کرده است، آشنا میکند.
اسلاونکا دراکولیچ با نگاهی انتقادی به جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی نگریسته اما خرید کتاب خاطرات چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم به ما کمک میکند که تا با وضعیت آشفته و فروپاشی محض اجتماع پس از سقوط جمهوری سوسیالیستی نیز آشنا شویم.
نکوداشتهای کتاب چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم
-
مجموعهای سنجیده و خوشپرداخت از جستارها که تحلیلهای چالشبرانگیز را با جزئیات و حالوهوای زندگی روزمره بهنرمی در هم میآمیزد. (نقد کتاب نیویورک تایمز)
-
کتاب چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم نه تنها نخستین نقد فمینیستی برخاسته از بطن جامعه بر کمونیسم است، بلکه از اولین روایتهایی است که زندگی مردم اروپای شرقیِ پیش از انقلاب را پیش چشم ما میآورد. بعد از خواندنش احساس کردم دنیایم دو برابر شده است. دراکولیچ نویسندهای شجاع، طناز، خردمند و بااستعداد است. (باربارا ارنریچ - نویسنده)
چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با یکی از آثار پرفروشی که کمونیسم را از نگاه منتقدانه و مدافع سرمایهداری بررسی میکند، آشنا شوید.
- به خواندن خاطرات افراد در کشورهای سوسیالیستی علاقه دارید.
- دوست دارید با تاریخ کشور یوگسلاوی که پس از رفتن کمونیسم بر اثر جنگ داخلی فروپاشید، آشنا شوید.
در بخشی از چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم میخوانیم
وقتی حضور مرگ را دورادورِ خودت حس میکنی، دیگر نمیتوانی همان آدمی که بودی باشی؛ تنها معنای عشق نیست که تغییر میکند، همه چیز دگرگون میشود -نان، روشنایی، آب- دوستی. در طول سال گذشته فشار بیرونی جنگ زندگیهای ما را تغییر داده است، اما جنگ را درونی هم کردهایم؛ اکنون ارزشها، عواطف، و اخلاقمان، همه دگرگون شدهاند. چند ماه پیش در سارایوو تکتیراندازی دو بچهی خیلی کوچک را کشت. آن موقع مانده بودم که آیا در این پارهی غرق در خونِ دنیا که خدا آن را وانهاده است، اتفاق بدتری هم میتواند بیفتد؟ و بلافاصله بعدازآن اردوگاههای کار اجباری در سرتاسر بوسنی کشف شد و فهمیدیم که قتلعام مسلمانها و کرواتها به این معناست که هولوکاست جدیدی در جریان است. بعد دیگر چه اتفاقی میتواند بیفتد؟ آیا وحشت پایانی خواهد داشت؟ نه، میترسم ناچار شویم سالها با این جنگ زندگی کنیم. اما شما هم ناچار خواهید بود با آن زندگی کنید، و شما را هم تغییر خواهد داد -نه بلافاصله، بلکه با گذشت زمان وقتی در لندن یا آمریکا هستید، بالکان خیلی دور به نظر میآید، ولی این درست همان فکری است که مردم سارایوو میکردند وقتیکه زمستان گذشته شهرهای ووکووار، اُسیِیک، و دوبِروونیک بمباران شدند. همه فکر میکردیم که بلای جنگ به سرِ ما نخواهد آمد، غیرممکن است. جنگ برای مردم آمریکای لاتین یا آفریقا اتفاق میافتد، نه برای ما که در اروپا هستیم. اما غیرممکن نبود، و خیلی زمان میبَرد تا درک کنیم که چرا.
میبینی رابرت، من حتی هنوز هم درک نمیکنم این جنگ واقعاً چیست. خیلی طول کشید تا توانستم از تعاریف کلاسیک فاصله بگیرم، از ایدئولوژی، مفاهیم سیاسی، و تصاویر آشنای رسانهها از شهرهای بمباران شده و مرگ، تا بتوانم کمکم درکِ مبهمی از عمق معنای این جنگ پیدا کنم.
در ابتدا جنگ فقط یک کلمه بود. برای من واقعیت و جسمیت نداشت. روزنامهنگارها و رهبران سیاسی ابتدا بهندرت و بعد کمکم بیشتر و مکرر آن را به کار میبردند. اما مردم آن کلمه را به زبان نمیآوردند چون هیچکس باور نمیکرد که واقعاً میتواند اتفاق بیفتد. در دورهی طولانیِ آمادگی و انکار این کلمهی زشت آهستهآهسته جسمیت پیدا کرد، تا فربه شد و واقعی، مثل جانوری خطرناک و سیریناپذیر.
فهرست مطالب کتاب
تقدیر
مقدمه - امر سیاسی یعنی امر پیشپا افتاده
تنهایی نمیشود قهوه خورد
کیک در پراگ و پیتزا در ورشو
آرایش و بعضی مسائل حیاتی
در این شب زمستانی به یاد اولریکه
رختشویی و...
پیر شدن عروسک...
عقبگرد، رهسپار به گذشته!
مواجهه با مأمورِ سانسورم
یک استعداد عجیب در تقسیم سلولی آپارتمانهای ما
پایگاهِ کوچکِ اطلاعات
زبانِ سوپ
آنچه در نیویورک دیدم؟
پیغامی از آمریکا
ابهاماتی پیرامون پالتو پوست
انتخابات
نخستین عشای ربانی من
رنگِ دیوار ما
روزهای آغازین جنگ
چطور از کمونیسم جان به در بردیم
سخن پایانی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم |
| نویسنده | اسلاونکا دراکولیچ |
| مترجم | مهدی مرادی |
| ناشر چاپی | نشر ستاک |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 212 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8883-46-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای تاریخ سیاسی، کتابهای مقاله و جستار سیاسی، کتابهای اتوبیوگرافی |























