معرفی و دانلود کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان

عکس جلد کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان
قیمت:
۱۰۰,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان

کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان داستانی ایرانی با موضوع روان‌پریشی‌های تدریجی، فروپاشی اخلاقی و مرز بین قربانی و عامل است. کیمیا بیابانکی، به کاوش در لایه‌های تاریک روان انسان پرداخته و محو شدن تدریجی مرزهای قهرمان و ضدقهرمان را بررسی کرده است. در این داستان اجتماعی - روانشناختی با ماجراهای دختری همراه می‌شوید که زیبایی چندانی ندارد و در سایه‌ی جذابیت‌های خواهرش بزرگ شده است.

درباره‌ی کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان

کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان، داستان تامل‌برانگیزی با موضوع جایگاه زیبایی‌های زنانه در جامعه است. کیمیا بیابانکی، با نگاهی موشکافانه و زبانی صریح و بی‌پرده، به واکاوی ریشه‌های تاریک درون انسان پرداخته است.

داستان مرگ به مثابه یک ابرقهرمان با ماجراهای زنی و شوهری آغاز می‌شود که در ظاهر، زندگی آرامی دارند. آن‌ها در خانه‌ای ساده در مرکز شهر زندگی می‌کنند و گربه‌ای به نام نارنگی تنها همراهشان است. اما ناگهان همه چیز تغییر می‌کند.

فرهاد، که روزگاری مردی معمولی بود، بی‌آنکه توضیحی بدهد، سیگارش را عوض می‌کند، از کارش استعفا می‌دهد، تصمیم می‌گیرد دوباره درس بخواند و حتی پیشنهاد می‌کند برای همیشه به کویر نقل مکان کنند. همسر فرهاد که از نگاه‌های خیره و سکوت‌های طولانی او بیزار است، رفته‌رفته درمی‌یابد که این تغییرات ریشه در چیزی عمیق‌تر دارد؛ شاید مرگ، آرام و بی‌صدا، مثل یک ابرقهرمان، وارد زندگی‌شان شده است.

معرفی و دانلود کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان

روایت کیمیا بیابانکی از زخمی که سمی مهلک می‌شود

در ادامه‌ی کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان، زیبایی زنانه به عنصری برای برجسته کردن زخم‌های کهنه و حسادت ریشه‌داری تبدیل می‌شود که سال‌ها درون شخصیت اصلی فروخفته بوده است. این زن که از کودکی در سایه‌ی خواهر زیباتر خود، همواره با نگاه‌های مقایسه‌ای دیگران مواجه بوده، به‌تدریج به سمت رفتارهایی می‌رود که مرزهای اخلاق را در هم می‌شکند.

داستان مرگ به مثابه یک ابرقهرمان، روایت زخمی است که فرصت التیام نیافته و تبدیل به سمی شده که حتی رابطه‌ی خواهری را هم آلوده می‌کند؛ جایی که قهرمان داستان، در موقعیتی سرنوشت‌ساز، می‌تواند جان خواهرش را نجات دهد، اما سکوت می‌کند و انتخابش، شما را به تامل درباره‌ی مرزهای اخلاق و معنای قهرمانی وا می‌دارد.

اگر از خواندن روایت‌های ساده و خطی خسته شده‌اید و می‌خواهید ذهنتان را با چالشی اخلاقی و روان‌شناختی درگیر کنید، دانلود کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان نشر ستاک آن را به تعویق نیندازید، چرا که تجربه‌ای تکان‌دهنده و ماندگار در انتظار شما است.

کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان برای شما مناسب است اگر

  • از خواندن داستان ایرانی با مضامین اجتماعی و خانوادگی لذت می‌برید.
  • در فکر مطالعه‌ی داستانی هستید که در آن زیبایی و زشتیِ ظاهر، به بهانه‌ای برای واکاوی ریشه‌های تاریک درون انسان تبدیل شده باشد.

در بخشی از کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان می‌خوانیم

هیچ می‌دانید انسان بدون لباس چقدر زشت است؟ چه خوب که لباس اختراع شد! چه کسی آن‌ را اختراع کرد؟ چه سؤال‌های احمقانه‌ای آن‌زمان به ذهنم خطور می‌کرد! آخر چه‌کسی چند دقیقه بعد از آدم‌کشی برایش سؤال پیش می‌آید که «چه کسی اولین بار لباس را اختراع کرد؟» اصلاً مگر مخترع دارد؟ باز وسوسه شدم که سراغ گوگل بروم. گور پدرش. این را بعد جست‌وجو می‌کنم. تا به حال ترکیب خون با وایتکس را دیده‌اید؟ جالب است اگر وایتکس روی خون بریزید خون کنار می‌رود و تنها چیزی که می‌بینید، ‌یک لکه‌ی خون است با‌ یک مایعِ بی‌رنگِ دایره‌وار وسط آن. بعد خون‌های اطراف لکه کم‌کم وارد این لکه‌ی بی‌رنگ می‌شوند و ‌یک‌سری شریان به وجود می‌آورند مثل مویرگ و کم‌کم تبدیل به‌ یک چشم می‌شود، چشم اژد‌ها. سرگرمی‌ام شده بود این‌که روی لکه‌های خون ‌ایوب وایتکس بریزم و تماشا کنم.

لیوان و‌ قندان‌ و پوست شکلات را برداشتم. بقیه‌ی چیز‌ها را پاک کردم. برای احتیاط بیشتر دستانش را با سیم ظرفشویی سابیدم، اما پوستش کنده شد و خون آمد. همه‌چیز هیجان‌انگیز بود. ترس و هیجان قاطی شد بود. هیجان داشتم همه‌چیز را به بهترین شکل ممکن انجام دهم و بعد بنشینم کنار ببینم آخرش چه خواهد شد؟ چیزی برای از دست‌ دادن هم نداشتم. نهایتاً اگر مچم را می‌گرفتند، معروف می‌شدم؛ «استادی به شاگردش تجاوز کرد و شاگردش او را کشت.».

آن‌وقت دیگر همه‌ی‌ نگاه‌ها روی من بود؛ چیزی که همیشه می‌خواستم. در آن لحظه به دادگاه هم فکر می‌کردم. عکس‌ها و جملاتی که تیتر روزنامه‌ها می‌شود.

کیسه‌ی زباله را در کوله‌پشتی ‌انداختم‌. چشمم به صلیب افتاد. با آن‌که حسابی ‌پاکش کرده بودم، اما دوستش داشتم. این اولین ارتباط مستقیم بین من و خدا بود‌ به او دست زدم و او به من کمک کرد و دستم را گرفت. نمی‌خواستم ر‌هایش کنم. به کمک او ‌یک عوضی را کشتم. صلیب به من چشمک می‌زد. خواستم خدا را در کوله‌پشتی‌ام بگذارم، اما فکر کردم شاید دردسرساز شود.‌ از‌ یک‌طرف خیلی دراماتیک بود که استادمان که لاییک و خداناباور بود، با ‌یک صلیب به قتل رسیده باشد. صلیب را در دست راستش گذاشتم. همان‌جا ر‌هایش کردم و این لطفی بود که در حق او انجام دادم. مطمئن بودم نحوه‌ی به قتل رسیدن او توییتر را خواهد ترکاند!

فهرست مطالب کتاب

چشم اژد‌ها
لباس‌شویی با شما حرف می‌زند
بازیگری به سبک استانیسلاوسکی
خدا به حرف‌هایم گوش می‌دهد
با ذکر مثال!
پیرنگ‌ یا شخصیت؟
دشمن دشمنتان را شناسایی کنید!
پدران و مادران اولین دشمنان بشر!
خرمگس معرکه
هنر برای هنر
یک انفجار بزرگ
مرگ به مثابه‌ی یک ابرقهرمان!

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان
نویسنده
ناشر چاپینشر ستاک
سال انتشار۱۴۰۳
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات124
زبانفارسی
شابک978-622-93253-7-7
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتاب‌های داستان و رمان روانشناسی ایرانی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان

برای دریافت کتاب مرگ به مثابه یک ابرقهرمان و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟