

کتاب اتاق
برای شنیدن کتاب اتاق و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب اتاق
کتاب اتاق یکی از برجستهترین آثار اما داناهیو است که به شدت احساساتتان را درگیر خواهد کرد. اتاق در سال ۲۰۱۰ نامزد جایزه من بوکر شده و فیلمی نیز بر اساس آن در سال ۲۰۱۵ ساخته شده است. فیلم اتاق نامزد ۴ اسکار شده و در هفتاد و سومین مراسم گلدن کلوب برنده جایزه بهترین فیلمنامه شده است.
در رمان اتاق (Room) داستان جک، کودکی پنج ساله را میخوانیم که از اتاقاش خاطرات زیبا و جالبی دارد. تمام دنیای جک پنج ساله اتاق است. او در همان اتاق به دنیا آمده و بزرگ شده است و اتاق مکانی است که با مادرش زندگی میکند و با یکدیگر خواندن و نوشتن یاد میگیرند، میخورند، میخوابند و بازی میکنند...
جک و مادرش در اتاق محبوس شدهاند. تحمل فضای تنگ اتاق و ارتباط نداشتن با انسانهای دیگر برای مادر جک بسیار دردناک و سراسر شکنجه است اما برای جک که غیر از اتاق جایی را ندیده شرایط خیلی فرق میکند. در واقع یک مرد جک و مادرش را ربوده و آنها هفتسال در این اتاق به انتظار آزادی بودهاند.
این رمان از زاویه دید پسربچه روایت میشود. اما داناهیو (Emma Donoghue) علاوه بر روایت سختیهای این مادر و فرزند زندگی آنها را از جنبههای روانشناسی نیز بررسی میکند.
روزنامه گاردین درباره رمان اتاق و تأثیر آن بر مخاطب مینویسد: «اتاق (داناهیو) نه تنها قلب را به درد میآورد بلکه روح را نیز به چالش میکشد.»
اما داناهیو، رماننویس، نمایشنامهنویس، تاریخنگار ادبی ایرلندی و مقیم کاناداست. رمان اتاق بکی از برترین آثار اوست که با ظرافت تمام نگاشته شده و سه هفته بعد از انتشار عنوان رمان برتر نویسندگان راجرز کانادا را از آن خود کرده است.
کودک من. چه مشقتهایی من دارم. و تو به خواب رفتهای و آرام است دلت؛ در بیشهای غم افزا رویا میبینی؛ در شبی مفرغ کوب. در تیرگی آبی رنگ، آرام خفتهای و میدرخشی.
در بخشی از کتاب اتاق میخوانیم:
امروز پنج سالم شد. دیشب که میرفتم تو کمد بخوابم چهار سالم بود، ولی وقتی توی تاریکی، تو رختخواب بیدار شدم، پنج سالم شده بود، اجی مجی لاترجی. قبلش سه سالم بود، بعد دو، بعد یک، بعد صفر. «من منفی ساله هم بودم؟»
ماما خودش رو کش و قوس میده و میگه: «ها؟»
«اون بالا تو بهشت. یعنی منفی یه ساله، منفی دو ساله، منفی سه ساله بودم؟»
«نه، تا نیای این پایین شمارهها شروع نمیشن.»
«از تو پنجره سقفی میدیدم که همیشه ناراحت بودی. تا وقتی که بالاخره اومدم تو دلت.»
«راست میگی.» ماما روی تخت دراز میشه تا لامپ رو روشن کنه. آقا لامپه یهو همه چی رو روشن میکنه. درست همین موقع من چشمام رو میبندم، بعد لای یکیشون رو باز میکنم، بعدم هر دو رو.
ماما بهم میگه: «آنقدر نشستم و گریه کردم که دیگه اشکی برام نمونه بود، همین جور دراز کشیده بودم و ثانیهها رو میشمردم.»
من ازش میپرسم: «چند ثانیه مثلا؟»
«میلیونها و میلیونها.»
«نه، دقیقا چند ثانیه؟»
ماما میگه: «شمارش از دستم در رفته.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب اتاق |
| نویسنده | اما داناهیو |
| مترجم | علی منصوری |
| ناشر چاپی | نشر روزگار |
| سال انتشار | ۱۳۹۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 328 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-374-431-1 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۶۶,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب اتاق
با مطالعه کتاب از همه چیز زندگی مون حتی از هوایی که تنفس میکنیم سپاسگزاریم و خدا رو بخاطر همه چیز شکر میکنیم شاید حتی با اطرافیان مون هم مهربان تر باشیم
من پسری دقیقا در سن جک دارم و خیلی خیلی با درد کتاب رو خوندم و البته خوشحالم که بلاخره خوندمش (همیشه ازش فرار میکردم)
بله
























