اگر علاقمند به کتاب هستید، عاشق کتاب زندگی داستانی ای. جی. فیکری، که نامزد بهترین رمان سال ۲۰۱۴ گودریدز بود، خواهید شد. گابریل زوین در این کتاب به روایت زندگی "ای. جی. فیکری"، که تنها کتابفروش یک جزیرهی دور افتاده است و تغییر زندگی او با ورود یک دختر کوچک به زندگیاش میپردازد.
داستان کتاب زندگی داستانی ای. جی. فیکری (The Storied Life Of A. J. Fikry) در مورد یک مرد کتابفروش میانسال که همسرش را در تصادف از دست داده و به خاطر فقدان وی ارتباطش را با دنیای اطراف قطع میکند و در پی این اتفاق شرایط روحی و جسمی خیلی بدی برایش پیش میآید. در ادامه داستان روزی بهطور اتفاقی به محض ورود به کتابفروشیاش، صدای گریه کودکی را میشنود و متوجه میشود که کسی کودکی را در کتابفروشی جا گذاشته است و این اتفاق سبب میشود که زندگی فرصت مجددی به او بدهد و با گرفتن مسئولیت کودک و بزرگ کردنش، شانس مجددی برای برگشت به زندگی پیدا کند.
گابریل زِوین (Gabrielle Zevin) در سال ۱۹۷۷ از والدینی علاقمند به کتاب در نیویورک متولد شد. نوشتن را از چهارده سالگی آغاز کرده و تا کنون هشت کتاب برای گروه سنی نوجوان و بزرگسال نوشته است. کتاب زندگی داستانی ای. جی. فیکری در سال ۲۰۱۴ منتشر و به مدت چهار ماه در فهرست کتابهای پرفروش نیویورک تایمز قرار گرفت: «رمان قدرتمندی دربارۀ قدرت رمان.»
زِوین شخصیت قهرمان کتابش «ای. جی. فیکری» که یک دورگۀ هندی - آمریکایی است را به علت چالشهایی که خود بابت چند ملیتی بودنش از سر گذرانده بود برگزیده است؛ و شخصیت «مایا» که دختربچهای به شدت شیفتۀ کتاب خواندن است و در نوجوانی به نوشتن و نویسندگی داستان علاقمند میشود را از کودکی و نوجوانی خود الهام گرفته است.
در اصل داستان این کتاب به این صورت است که انگار سالهاست از بزرگ شدن این کودک گذشته و کودک استعداد نویسندگی دارد و پدر کتابفروش که خیلی اهل مطالعه است به عنوان یک میراث، لیستی از کتاب که مناسب کودک است تا بتواند نویسنده بهتری بشود را تهیه میکند و کل فصلهای کتاب در راستای معرفی لیست کتابهای معرفی شده از سوی کتابفروش است که با توجه به هر فصل از زندگی این شخص، در رمان گنجانده شده است.
در بخشی از کتاب زندگی داستانی ای. جی. فیکری میخوانیم:
فکر میکند خیلی ساده است. میخواهد بگوید مایا من همهاش را فهمیدهام. اما مغزش به او اجازه نمیدهد.
واژههایی که پیدا نمیکنی، اقتباس میکنی.
ما کتاب میخوانیم تا بدانیم که تنها نیستیم.
ما کتاب میخوانیم، چون تنها هستیم.
ما کتاب میخوانیم و دیگر تنها نیستیم.
ما تنها نیستیم.
میخواهد به او بگوید زندگی من لابهلای این کتابهاست، اینها را بخوان و قلبم را بشناس.
بله

























