برای والد بودن لازم نیست بینقص باشید! کتاب والدین به اندازه کافی خوب که با تلاش نویسندگان موسسه مدرسه زندگی و با سرویراستاری آلن دوباتن به نگارش درآمده، نگاهی متفاوت به بهترین سبکهای فرزندپروری دارد و با بررسی احساسات، مرزها، استقلال و تجربههای کودکی والدین، توضیح میدهد چرا کودک برای رشد سالم به والد بینقص نیاز ندارد. راهنمایی برای ساختن رابطهای امن و تربیت فرزندی آماده برای واقعیتهای زندگی.
دربارهی کتاب والدین به اندازه کافی خوب
شاید چندان بیراه نباشد اگر بگوییم یکی از دشوارترین بخشهای فرزندپروری پذیرش این واقعیت است که دوست داشتن کودک به معنای برطرف کردن تمام ناراحتیها، حل کردن تمام مشکلات و جلوگیری از رویارویی با شکست نیست. چراکه کودکی که با «نه» روبهرو نشده و در یک حباب شیشهای از شکست و رنج دور نگه داشته شده، در آینده برای مواجهه با دنیای بزرگسالی آماده نخواهد بود. کتاب والدین به اندازه کافی خوب اثر نویسندگان موسسه مدرسه زندگی با تأکید بر این نگرش به رشتهی تحریر درآمده است.
این کتاب والدگری که با سرویراستاری آلن دوباتن منتشر شده، شما را با فهرستی از بایدها و نبایدها سردرگم نمیکند یا سادهانگارانه با چند تکنیک به شما وعدهی داشتن کودکی همیشه شاد و موفق را نمیدهد، بلکه تلاش دارد به پرسش مهمتری پاسخ بدهد؛ اینکه نیاز واقعی امروز کودک ما چیست تا در آینده بتواند بدون ما از پس زندگی برآید؟
والدگری سازنده و اصولی با موسسه مدرسه زندگی
کتاب والدین به اندازه کافی خوب، کمالگرایی و تلاش مذبوحانه برای پیدا کردن بهترین سبکهای فرزندپروری را کنار میگذارد و به شما نشان میدهد کودک به والدینی نیاز دارد که حضور عاطفی داشته باشند، احساساتش را جدی بگیرند، برایش مرز بگذارند و در عین حال اجازه دهند بخشی از واقعیتهای ناخوشایند زندگی را خودش تجربه کند.
با این توصیهها آشکارا درمییابیم که لازم است گاهی به کودکمان اجازه بدهیم ناراحت باشد، در برابر خواستهی نامعقولش نه بگوییم و گاهی به جای عجله برای از بین بردن احساسات ناخوشایندی مانند خشم، ترس یا ناامیدی، کنار کودکمان بمانیم تا یاد بگیرد این احساسات را بروز بدهد و تحمل کند.

آلن دوباتن و نویسندگان موسسه مدرسه زندگی در کتاب والدین به اندازه کافی خوب بر این نکته نیز تأکید میکنند که والد نباید میان کودک و جهان بایستد، چراکه کودک برای شناخت محدودیتها، ناکامی و مسئولیت، نیاز دارد که تجربههای کوچک و قابل تحملی را پشت سر بگذارد. به این ترتیب کودک درمییابد که باید با جهانی روبهرو شود که همیشه مطابق میلش رفتار نمیکند و این همان مسیری است که باعث ایجاد استقلال در کودکان میشود.
شکستن چرخه ترومای بین نسلی، چالش مهم فرزندپروری
جدا از توجه کتاب به مقولهی تربیت کودک، بخش مهمی از این اثر، خودِ والد را زیر ذرهبین قرار میدهد. زیرا در موقعیتهای مختلفِ ارتباط با کودک، هر والد ممکن است گوشهای از کودکی خود را ببیند؛ برای مثال ممکن است که به یاد آورید در گذشته کودکی بودهاید که باید احساسات خود را فرو میخوردید یا برای دوستداشتنی بودن باید بچهی خوبی میبودید؛ شناخت این الگوهای قدیمی باعث میشود چرخهی انتقال آسیب یا تروما را بشکنید و آن را به فرزندان انتقال ندهید.
کتاب والدین به اندازه کافی خوب، والدین را به موقعیت آشنای نه گفتن به کودک میبرد تا به آنها کمک کند پشت این رفتار دشوار را بهتر ببینید. افزون بر این، مسئلهی محدودیتهای والدین نیز از زاویهای تازه بررسی میشود؛ زیرا والد هم انسانی است با خستگی، گذشته، اشتباه و ظرفیت محدود.
پس اگر والدی هستید که میان عشق و خستگی، حمایت و مرزبندی، محافظت و رها کردن گرفتار شدهاید و میخواهید بدانید کجا باید دخالت کنید و کجا باید به کودکتان اجازهی تجربه کردن بدهید، با خرید کتاب والدین به اندازه کافی خوب نشر میلکان میتوانید به نقشهی راه درستی برای قدم برداشتن در دنیای تربیت کودک و فرزندپروری دست یابید.
کتابی که به یادتان میاندازد برای ساختن یک دوران کودکی سالم، لازم نیست همهچیز را درست انجام دهید؛ مهمتر این است که رابطهای متعادل بسازید تا در آن کودک هم دوست داشته شود و هم فرصت پیدا کند خودش، با تمام تواناییها و محدودیتهایش، رشد کند.
نکوداشتهای کتاب والدین به اندازه کافی خوب
- این کتاب واقعاً شگفتانگیز است. (کریس ایوانز، بازیگر آمریکایی)
- کاش این کتاب را خیلی زودتر پیدا کرده بودم! کتابی کوتاه، روشن، قابلفهم و منطقی. اگر پدر یا مادر هستید، خواندنش را از دست ندهید. (داوینا مککال، مجری و چهره تلویزیونی بریتانیایی)
- کتاب والدین به اندازه کافی خوب با جهانبینی و ارزشهای شخصی من دربارهی زندگی هماهنگی عمیقی داشت و در عین حال، نگاه و شیوهی من در فرزندپروری و مواجهه با کودکان را به شکل قابلتوجهی تقویت کرد. (پاندورا سایکس، روزنامهنگار و نویسنده بریتانیایی)
کتاب والدین به اندازه کافی خوب برای شما مناسب است اگر
- از فشار والد کامل بودن خستهاید و میخواهید نگاه واقعبینانهتری به مفهوم والد خوب پیدا کنید.
- در مورد مسائل مختلفی از شکلگیری احساسات و استقلال کودک تا مرزبندی، رفتارهای دشوار و چالشهای دوران نوجوانی با چالش مواجه شدهاید.
- در تلاش هستید تا با تکیه بر فرزندپروری آگاهانه و مبتنی بر روانشناسی، راهی برای ایجاد استقلال در کودکان بیابید.
در بخشی از کتاب والدین به اندازه کافی خوب: چگونه فرزندانی قانع، شگفتانگیز و انعطافپذیر تربیت کنیم میخوانیم
بخشی از آنچه ما را تحتتأثیر قرار میدهد، تصدیق کوچکی و ناتوانی کودکان در برابر موانعی است که با آنها مواجه میشوند. آنها باید با ناامیدی و سردرگمی، غم و کسالت روبهرو شوند، درحالیکه قدشان بلندتر از یک صندلی و انگشتانشان بزرگتر از ترکههای ظریف درختان نیست؛ اما این آسیبپذیری جسمانی گاهی با اظهارات شجاعانه و جسورانهای از جانب آنها همراه میشود. پیشنهاد میکنند که با دزدان احتمالی بجنگند یا مادربزرگ را، اگر خیلی خسته شده، به خانهاش برگردانند. به ما میگویند اگر پولمان تمام شود، از خانه میروند و خودشان کسبوکاری راه میاندازند یا اگر بمیریم، دوباره ما را به زندگی برمیگردانند. وقتی تازه دارند حرفزدن را یاد میگیرند و برای بازکردن در هم مشکل دارند، با خویشتنداری خاصی پیشنهاد کمک را رد میکنند: «نه، همهش رو خودم میتونم.»
اگر با تلسکوپ از سیارهای دیگر به زمین نگاه کنیم، نامتناسببودن ما بزرگترها در رویارویی با مشکلاتمان را نیز کمتر از این نمیبینیم. ما هم در قبال مشکلاتی که راهحلی ندارند، شجاعانه ایستادگی میکنیم. کل زندگیمان قماری است در برابر فرصتهای ناممکن و شکستهای تقریباً مطمئن، که البته تا حد زیادی از تفکر دربارهی آنها یا فرسودهشدن براثر آنها امتناع میورزیم. ما نحوهی مقابلهی کودکان با مشکلاتشان را دلنشین مینامیم؛ اما تفکر دربارهی تلاشهای طاقتفرسای گونهی حقیر لیلیپوتیمان نشان میدهد که ما هم باید از نگاه خدایان دلنشین به نظر برسیم، تلاشهایی مثل ساختن شهرها و نوشتن کتابها، بنای بیمارستانها و برگزاری انتخابات که از جاهطلبیمان انگیزه میگیرند، ولی مقدر است بهدست فراموشی سپرده شوند.
هرگز مثالی واضحتر از بچههایی که بیمار میشوند یا قبلاز بزرگسالی میمیرند، برای نشاندادن ارتباط متقابل شجاعت و رنج وجود ندارد. اگر تمرکزمان واقعاً بر وضعیت دردناک بشر باشد، شاید با دیدن تصویر آلفرد اوونز دهماهه که در اوایل مارچ 1868 از دنیا رفت، گریه امانمان ندهد. چهرهی جدی و مصمم او در این تصویر گواهی است بر شجاعتی که با سرنوشت دهشتناک و ناعادلانهی او همخوانی نداشت.
بله

























