شستوشوی بستههای چیپس و پفکها را به یاد دارید؟ کتاب سنگدل (تپههای ماهور) اثر سارا ماس ما را به آن دوران باز میگرداند؛ زمانی که بر روی هر سطحی حداقل یک ویروس کرونا با درصد نه چندان کمی از کشنده بودن، قرار داشت. کیت و پسر نوجوان او، مت، نیز در قرنطینهی خانگی هستند؛ اما کیت دیگر نمیتواند این شرایط را تحمل کند. او به فروپاشی روانی رسیده و از خانه بیرون میرود تا کمی پیادهروی کند؛ اما بازگشت او به خانه با وقایع غریب و فجیعی همراه خواهد شد.
دربارهی کتاب سنگدل (تپههای ماهور)
کیت دیگر نمیتواند این وضعیت را تحمل کند. چهارده روز است که از خانه بیرون نرفته و این وضعیت برای او که هر شب در کوهستان اطراف خانه پیادهروی میکرد، دستکمی از مبتلا شدن به کرونا و حتی مرگ ندارد. کتاب سنگدل (تپههای ماهور) که سارا ماس آن را نوشته است، در ظاهر ما را با این زن خسته و درمانده از قرنطینه همراه میکند؛ زنی که ناگهان وسیلههایش را برمیدارد و برخلاف تمام قوانین ممنوعیت خروج از خانه، به کوه میرود، اما در واقع سارا ماس، نمادی از انسان بیپناه و اسیر در رنج و محدودیت را ترسیم کرده است.
دولت برای همهی شهروندان پیامی ارسال کرده و قوانین و مقررات قرنطینه و محدودیتهای اجباری را در آن ذکر کرده است. رفتن بیرون از خانه مگر در موارد بسیار ضروری، با جریمهی نقدی و تنبیهات اجتماعی همراه است. بسیاری از ما به خوبی وضعیت دوران همهگیری کرونا را به یاد میآوریم و خوب میدانیم در خانه ماندن هنگامی که با اجبار و خطر همراه باشد، همانند زندانی شدن است.
در رمان سنگدل (تپههای ماهور) کیت دیگر تاب و تحمل این حبس خانگی را ندارد و به سوی کوهستان حرکت میکند. علاوهبر کیت شخصیتهای دیگری نیز در این رمان هستند که شما با آنها آشنا خواهید شد. یکی از آن شخصیتها مت، پسر کیت، نام دارد. نوجوانی که سپری کردن ایام قرنطینه برای او نیز هولناک است، اما با این وجود میکوشد تا مادر خود را که مضطرب و تحت فشار روانی است، آرام کند، اما تلاشش چندان مثمر ثمر نخواهد شد.

رمان سنگدل؛ تصویری از زندگی در سایهی قرنطینه
تا پیش از این فاجعهی جهانی و رخداد کرونا، کیت در یک کافه مشغول به کار بود و عادت نداشت در خانه بماند، اما حالا کافه به دستور دولت تعطیل شده و با وجود اینکه دستمزدش را دریافت میکند، نمیتواند این شرایط را تحمل کند. از صبح امروز تمام لباسها را شسته و خانه را تمیز کرده و حالا هم در حال کار کردن با ابزار و چاقوهاست. او اضطراب شدیدی دارد و هر کاری میکند تا در ذهن خودش، مفید به نظر برسد.
کتاب سنگدل (تپههای ماهور) ترجمهی معصومه حیدری حس خفقان و استرس کیت را به گونهای ترسیم میکند که بهخوبی او را درک کنیم و دلیل آشفتگیاش را بفهمیم. کیت زیر نگاه سنگین و قضاوتگر همسایههایش که او را بیقانون و بیتوجه به قرنطینه میبینند، از خانه بیرون میرود. مت نگران است. کیت تلفن همراهش را با خود نبرده و به کسی هم نگفته کجا میرود. با وجود اینکه چند ساعتی از رفتن کیت گذشته، هیچ خبری از او نشده است. مت میداند که مادرش معمولا کوهستان را برای قدم زدن انتخاب میکند.
سارا ماس و شرح یک روز از روزهای همهگیری کرونا
بعد از چند ساعت، پای پلیس و امدادگران به ماجرا باز میشود. حالا دیگر کرونا داشتن یا نداشتن اولویت دوم در این رمان از سارا ماس است. هیچ اثری از کیت دیده نمیشود و گویی ناپدید شده است. حالا پرسش اصلی که مطرح میشود این است که کیت کجاست؟
با خرید کتاب سنگدل (تپههای ماهور) نشر آناپنا فروپاشی روانی یک انسان در اوج دوران قرنطینهی کرونا را - که مرگ همچون فرشتهای سفیدپوش با ماسک پزشکی بر فراز شهرها میچرخید و هر کسی را که پروتکلها را رعایت نمیکرد، به سوی خود میکشید - شرح میدهد. درک این رمان روانشناسی برای ما که خود، دوران کرونا را به یاد داریم و همهگیری این ویروس را تجربه کردیم، بیگانه و غیرقابل درک نیست.
نکوداشتهای کتاب سنگدل (تپههای ماهور)
- رمان سنگدل، حقیقتها و تضادهای مختلف را به تصویر میکشد و در قالب رمانی کوتاه، منسجم و ساختاربندی شده، چکیدهای از جهان ادبی و درونمایههای آثار سارا ماس را پیش چشم خواننده میگذارد. (روزنامه Star Tribune)
- داستان کوتاه و اثرگذار سنگدل سارا ماس پرکشش است و تمام جزئیات را دربارهی زندگی انسانهایی که شبهای قرنطینهی کرونا، سرنوشتشان به همدیگر گره میخورد، بازگو میکند. (Booklist)
کتاب سنگدل (تپههای ماهور) برای شما مناسب است اگر
- به یک کتاب درباره تنهایی که با ریتمی آرام و پیوسته، سالهای همهگیری کرونا و قرنطینهی خانگی را به یادمان میآورد، علاقه دارید.
- در جستوجوی یک رمان پرتعلیق هستید که تنهایی و سرگشتگی بشر در دوران وقوع بحرانهایی همچون کرونا را شرح دهد.
- به کتابهایی که برخلاف اغلب آثار به جامانده از سالهای شیوع کرونا، بیشتر از درد جسمی و مرگ و... به رنجهای روحی و افسردگی بعد از کرونا میپردازند، علاقهمندید.
در بخشی از کتاب سنگدل (تپههای ماهور) میخوانیم
حتماً داره گورکنها یا هر چیز دیگهای رو تماشا میکنه. ظرفی رو برداشت و تخممرغها رو توی اون شکست. بهتر بود که اول اونها رو میشست، چون اونها ممکنه آلوده به مدفوع مرغ باشن و یا کاه بهشون چسبیده باشه. با دستهای تخممرغیشدهاش، به گوشیش نگاهی انداخت. حالا باید فلفلهای خُرد شده رو اضافه کرد و به تخممرغها کمی ادویه زد. پودر فلفل برای این کار کافی و مناسبه. گربه نزدیکش شد و به دور پاهاش پیچوتابی خورد. مَت هم برای نوازش کردنش خم شد. مَت از گربهاش پرسید: «مامان ممکنه که کجا رفته باشه؟ ندیدی که کجا میرفت؟ گربهی احمق!» همهی ادویهها داخل شیشههای کوچک بدون برچسب قرار داشتن. ظرفی رو باز کرد که ظاهری شبیه زیره داشت، بو کشید، بویی شبیه بوی عرق میداد و گند بود از بوی اون ادویه که بهوضوح پاپریکا نبود بینیاش سوخت.
اشک از چشماش سرازیر شد. واقعاً دیگه نمیتونست دومی رو بو بکشه، پس مقداری از اون رو توی اُملتش ریخت. پیازهاش کمی سوخته بود. چندتا از پیازهای سوخته رو بیرون آورد. مامان قصد نداره که سرِ وقت برای خوردن این املت برگرده، مگه نه؟ تخممرغها رو کمی هم زد. پیازها رو توی ظرف ریخت تا بتونه نصف مایع املتش رو الان درست کنه و باقی رو بذاره برای بعد. خود این هم دلیلی بود که بعداً نخواد دوباره ماهیتابه رو بشوره. اضافه کردن روغن بیشتر باعث میشه که اُملت دیگه به ظرف نچسبه. نصف دیگهی تخممرغها رو برگردوند سرِ جاشون. خُب، یه نصفهی سخاوتمندانه رو برای خودش گذاشت. واقعیت این بود که او همیشه بیشتر از مادرش میخورد. از پنجره به بیرون و داخل باغ نگاهی انداخت. برای لحظهای دوست نداشت که تصویر منعکسشدهی خودش و آشپزخانه رو توی شیشهی پنجره ببینه.
بله















