کتاب ایم یونجیدانگ نوشتهی کیم سونگ مون شرح زندگی، تلاشها و اندیشههای فمینیستی یکی از زنان فیلسوف کره در دوران چوسان است. نویسنده زندگی این اندیشمند را از جنبههای مختلف بررسی کرده و از خلال معرفی او، مفاهیم فلسفهی نئوکنفوسیونیسم را واکاوی میکند.
دربارهی کتاب ایم یونجیدانگ
باتوجهبه تأثیر جریانهای فلسفی بر زندگی جوامع و سیر تحول فکری و فرهنگی، زندگی اندیشمندان فلسفی همواره برای علاقهمندان به تاریخ اندیشه جذاب بوده است. بااینحال زندگینامهی زنان فیلسوف در مقایسه با مردان کمتر موردتوجه بوده است و بسیاری از آنها همچنان گمنام هستند. به همین دلیل انتشارات کمبریج در مجموعهی جدید خود به سراغ زنان فیلسوف تأثیرگذار در جهان رفته و در هر جلد یکی از مهمترین اندیشمندان جوامع فرهنگی مختلف را معرفی کرده است. کتاب ایم یونجیدانگ یکی از جلدهای این سری کمبریج است که زندگی یکی از زنان فیلسوف کرهای را بیان میکند.
نویسندهی کتاب، کیم سونگ مون، در بخش اول زندگی شخصی ایم یونجیدانگ و شرایط اجتماعی - فرهنگی کره در آن دوران را توصیف میکند. در ادامه نیز به بررسی نحوهی شکلگیری فلسفهی نئوکنفوسیونیسم و مفاهیم مهم این جریان فلسفی پرداخته است. موقعیت اجتماعی و فرهنگی زنان در دوران چوسان، در مقایسه با مردان، در جایگاه پایینتری بوده و نویسنده سعی کرده باتوجهبه این مسئله تأثیر این فیلسوف را بهعنوان یکی از اندیشمندان نئوکنفوسیوسی و مروجان فمینیسم کنفوسیوسی نشان دهد.

اندیشههای نئوکنفوسیوسی ایم یونجیدانگ
فلسفهی نئوکنفوسیوسی بعد از مرگ کنفوسیوس شکل گرفته و با تمرکز بر اندیشههای او مفاهیم فکری بودیسم و تائوئیسم را نقد کرده است. این جریان فلسفی در دوران چوسان یکی از پایههای نظام فکری جامعه کرده بود و به موضوعاتی مانند اخلاق، تربیت فردی، روابط و جایگاه انسان در جهان تأکید داشت. این گرایش فکری سعی داشته فراتر از مباحث تئوری، مجموعه دستورالعملهایی برای رسیدن به کمال اخلاقی باشد. البته مانند بسیاری از تعالیم فلسفی، مخاطبین اندیشههای نئوکنفوسیوسی نیز مردان در نظر گرفته میشدند.
در این شرایط ایم یونجیدانگ با مطالعهی دقیق آثار اندیشمندان کنفوسیوسی گذشته و متفکران همعصر خود سعی کرده مفاهیم نئوکنفوسیوسی را از دید خود بررسی کند و با نگاهی تازه مفاهیم فمینیستی را در این تفکر فلسفه معرفی کند. سونگ مون کیم ابتدا شرایط سخت و محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی این اندیشمند را توضیح داده و در ادامه نظرات او را با عنوان فمینیسم کنفوسیوسی بیان میکند. این فیلسوف اعتقاد داشته زنان مانند مردان میتوانند از طریق شناخت، آموزش و صلاح رفتار خود به جایگاه اخلاقی بالاتری برسند. این خطاب قرار دادن زنان در آن دوران بیسابقه بوده و اهمیت کار این متفکر را پررنگتر میکند.
بهطورکلی کتب تاریخ فلسفه در مقایسه با سایر آثار، سختخوانتر هستند و مخاطب خاص خود را دارند. بااینحال رویکرد کیم سونگ مون انتقال مفاهیم و تفکرات پیچیدهی فلسفی به زبان ساده بوده است. مترجم این اثر، فاطمه نوروزی سعی کرده این رویکرد را رعایت کند. خرید کتاب ایم یونجیدانگ برای خوانندگانی که به دنبال آشنایی با مفاهیم و اندیشمندان فلسفی هستند، راهنمایی ساده و مقدماتی است. اثر حاضر ذیل مجموعه زنان در تاریخ فلسفه توسط نشر جمهوری به چاپ رسیده است.
کتاب ایم یونجیدانگ برای شما مناسب است اگر
- از خواندن کتابهای زندگینامهی اندیشمندان لذت میبرید.
- قصد آشنایی با فیلسوفان مهم تاریخ و تاثیر آنها را دارید.
- به مفاهیم فلسفهی شرق علاقه دارید.
در بخشی از کتاب ایم یونجیدانگ: رسالههای زنان در تاریخ فلسفه میخوانیم
یونجیدانگ سال 1721 در خانوادهای اشرافی و پرآوازه چشم به جهان گشود جد بزرگش ایمای پایک بود که در مناصب دولتی مختلفی در حکومت کینگ هیوجونگ و کینگ هایونجونگ خدمت کرد، از جمله منشی ارشد سلطنتی، معاون وزیر تعزیرات و فرماندار استان پیونگان بود. او زیر نظر کیم چانگ ساننگ آیین نوکنفوسیوس را فراگرفت.
یونجیدانگ از طریق پیوند دانشورانه و طولانی خانوادهاش با مکتب یولگوک قادر بود در اکثر مباحث پیشرو و فلسفی معاصر آن زمان شرکت کند البته بهصورت غیرمستقیم بحث عمده که عموماً با عنوان «بحث هوراک» شناخته بود میان شاگردان سانگ سیول در جریان بود، از جمله آنها که غیرمستقیم و از طریق پیوند خانوادگی یونجیدانگ بر شکلگیری فلسفه نوکنفوسیوسی او تأثیر گذاشتند. روند بسط اندیشه فلسفی یونجیدانگ در مقام یک زن به معنای انحراف قابلتوجهی از هر دو طرف بحث بود.
به گفته شین کوانگیو، یونجیدانگ شبها که کسی در اطرافش نبود آثار برجسته کنفوسیوس را مطالعه میکرد و همین امر باعث شده بود تا دانشوری او حتی بر اعضای خانوادهاش هم پنهان بماند. زمانی که بزرگترین عضو خانواده خودش و (خانواده همسرش) شد و دیگر مردی نبود که انتظار برود از او «پیروی کند»، ً عملاً از سنتهای پدرسالارانهای که بر فضاهای اندرونی حاکم بود خلاصی یافت و عاقبت توانست خود را در مطالعات فلسفی غرق کند. ازآنجاکه یونجیدانگ پس از انتشار میراث یونجیدانگ، و پس از و مرگ میان جماعت مردانه کنفوسیوسی در جایگاه زنی کنفوسیوسی الگو که «آیینها را میفهمید» شهرتی کسب کرد و چون او هرگز به آنچه فمینیستهای معاصر نقشها و فضیلتهای بهشدت جنسیتی میدانستند انتقاد نکرد و نکوشید تا بر آنها فائق آید، برخی منتقدان از او در جایگاه زنی که عملاً نظم آیینی پدرسالارانه و هنجارهای اجتماعی رایج را درونی کرده بود ایراد میگیرند.
بله



















