کتاب ماشین روح اثر جورج مکاری ما را با نظریات فلسفی گوناگونی که رشد تفکر فلسفی بشر را پدید آوردهاند، آشنا میکند؛ آرای فیلسوفانی همچون توماس هابز، اسپینوزا، جان لاک و فویرباخ که مقدمات خلق مکتبهای فلسفی را بهوجود آوردهاند. در این کتاب درمییابیم که فلسفه چگونه بر علوم اجتماعی و روانشناسی تأثیر گذاشته است و چگونه باید با استفاده از نظریات فلسفی، زندگی بشر را بهتر کنیم.
دربارهی کتاب ماشین روح
پیشینیان ما واقعاً تصور میکردند انسان موجودی است کاملاً روحانی و دارای ابعاد فراجسمانی که روح او از جسمش جداست و مستقل از تن و بدن میتواند به حیات خود ادامه دهد؛ اندیشهای که حتی حالا هم تا حد زیادی بین انسانها باقی مانده است. البته در حال حاضر، دیگر اندیشههای ایدهآلیستی در میان فیلسوفان خریدار چندانی ندارد و حالا به دورهی فلسفهی طبیعتگرایی که به ماتریالیسم نزدیکتر است، رسیدهایم. از همین جهت است که کتاب ماشین روح (Soul Machine: The Invention of the Modern Mind) ما را با سیر تحول اندیشه در فلسفه آشنا میکند.
جورج مکاری (George Makari) ما را با نظریات و ایدههای فیلسوفان غربی از قرن 17 به بعد آشنا میکند؛ فیلسوفانی که تحتتأثیر ارسطو و افلاطون بودهاند و روح انسان را به سه بخش تقسیم میکنند: نباتی، حسی و عقلانی. فیلسوفان، روح عقلانی را مختص انسان میدانستند. کتاب ماشین روح سپس به دوران نوینتری میآید و ما را با «زنجیرهی بزرگ هستی» آشنا میکند؛ زنجیرهای که در بالاترین قلهی آن، انسانِ دارای روح و بهرهمند از قدرت الهی قرار داشت.
در کتاب ماشین روح انتشارات فراهم، با شیوهی رشد فلسفه و چگونگی بهوجود آمدن نظریههای فیلسوفان بزرگ که موجب بهوجود آمدن فلسفهی روانشناسی، تمدن نوین و ساختارهای اجتماعی شدند، آشنا میشویم.

تاریخ فلسفه: تاریخ روح و ذهن انسان
پس از هزاران سال مطالعه و بررسی انسان، همچنان بشر نمیتواند با اطمینان دربارهی روح و ارتباط آن با جسم سخن بگوید. انسانها هنوز نمیدانند باید در چه مرز و خطی با پدیدهی روح و ذهن برخورد کنند. یکی از مهمترین فیلسوفانی که در قرون پیشین، با فلسفهی ارسطویی - مسیحی (سلسلهمراتب ارواح) به مبارزه پرداخت، توماس هابز بود که در کتاب ماشین روح با اندیشههای او بهطور جامع آشنا میشویم. او با تکیه بر شکگرایی دکارت و ایدههای پییر گاسندی و مارین مرسن، مادهگرایی رادیکال را مبنای ذهنی خود قرار داد.
کتاب ماشین روح اثر جورج مکاری ما را با نظریات انقلابی هابز آشنا میکند؛ او معتقد بود خدا یک پندار توهمی و زاییدهی ماده است. او همهچیز را مادی میدانست و معتقد بود یک جامعهی ایدهآل، باید حاکمی داشته باشد که خشونت و توحش ذاتی انسانها را کنترل و سرکوب کند. نظریات توماس هابز بعدها، موجب بهوجود آمدن نظریات فلسفی جان لاک شد؛ فیلسوفی که زمینهساز اخلاق سکولار و قهرمان روشنگری بریتانیا است.
تاریخ فلسفه روانشناسی با روایت جورج مکاری
فلسفهی ذهن و طرز نگاه ما به جهان و پدیدهها، موجب میشود تا جوامع را شکل دهیم و زندگی انسان را دگرگون کنیم. یکی از فیلسوفانی که توانست خشونت و غلوزنجیر کردن بیماران روانی را مردود اعلام کند، دیوید هیوم بود.
دیوید هیوم اعتقاد داشت عقل، پیرو و تابع احساسات انسانی است و توانست نشان دهد که برای درمان یک جامعه، باید به رعایت نظم، احترام به افراد و حفظ کرامت انسانی توجه کنیم و خشونت، نتیجهای جز بازتولید شر در بر ندارد. کتاب ماشین روح ترجمهی مجتبی یاسبلاغی، اثرگذاری آرای هیوم بر روانشناسی را بازگو میکند.
با خرید کتاب ماشین روح اثر جورج مکاری با ایدهها و نظریات فیلسوفان غربی آشنا میشویم و درمییابیم که فلسفه، چه تاثیری بر تاریخ، روانشناسی و سیاست کشورها میگذارد.
کتاب ماشین روح برای شما مناسب است اگر
- به دنبال کتابهای تاریخ فلسفه هستید و میخواهید با سیر تحول و رشد اندیشهی فلسفی بشر از قرنهای پیش تاکنون، آشنا شوید.
- به مطالعهی کتابهای فلسفهی ذهن و آشنایی با نظریهها و دیدگاههای فلسفی دربارهی ذهن علاقه دارید.
- به دنبال یک منبع فلسفی - تاریخی هستید تا روند تحول تمدنها و بهوجود آمدن جوامع مبتنی به ایدههای فیلسوفان را نظاره کنید.
در بخشی از کتاب ماشین روح: اختراع ذهن مدرن میخوانیم
قدرت فزایندهی عقل سکولار هم کشیشان پشت محرابها را به لرزه انداخت و هم پادشاهان بر تختها را. در همهی کشورها، جز انگلستان، هلند و لهستان، شاهزادگان و پادشاهان حکومت میکردند با این باور که فرمانرواییشان مجوزی الهی دارد.
زمانی در انگلستان، مخالفت با منشأ الهی قدرت سلطنتی جرم محسوب میشد؛ زیرا اگر این قدرت از سرچشمهی فراطبیعیاش جدا و صرفاً حاصل عقل زمینی تلقی میگردید، حاکمان بیپناه میشدند. جان لاک این واقعیت را بهخوبی درک میکرد. یک سال پس از انقلاب باشکوه، او مجموعهای از رسالهها منتشر کرد تا به نظم کهن پایان دهد.
دو رساله دربارهی حکومت لاک در دسامبر 1689 انتشار یافت. این اثر با رد قاطع حق الهی و موروثی پادشاهان آغاز میشد و توجیهات کتابمقدسی چنین قدرتی مانند ادعای پادشاهان به تبار آدم را با لحنی تند کنار میگذاشت.
رسالهی دوم، جامعهای مدنی را ترسیم میکرد که در آن همهی انسانها برابر آفریده شدهاند؛ تصویری که با نظریهی لاک دربارهی «خود» و ذهن سازگار بود: لوحهای سفید در لحظهی تولد مگر چه میتوانستند باشند جز برابر؟ تقریباً همزمان، لاک نامهای دربارهی تساهل منتشر کرد؛ متنی در باب موضوعی مناقشهبرانگیز که مدتها در محافل دینی و حقوقی غرب محل جدل بود.
بله



















