کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد از آثار مجموعه مدرسهی زندگی است که زیر نظر آلن دوباتن تدوین شده و مهارتهای زندگی را آموزش میدهد. مسائلی که در زندگی واقعی بیش از هر چیز با آنها مواجه میشویم؛ مانند عشق، اعتماد، شناخت خود، روابط، اضطراب، شکست و تنهایی، اما معمولاً در مدرسه جایی برای آموزش آنها وجود ندارد.
دربارهی کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد
نظام آموزشی بخش بزرگی از مهارتهایی را که برای مواجهه با چالشهای عاطفی و روابط انسانی ضروریاند، نادیده میگیرد؛ مهارتهایی مانند شناخت روان خود، انتخاب شریک زندگی، اعتماد به دیگران، عبور از اندوه، خیانت و کنار آمدن با اضطراب و شرم. آلن دوباتن به همراه گروه نویسندگان مجموعهی مدرسهی زندگی در کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد میکوشند این خلأ آموزشی را با مجموعهای از درسهای کاربردی و قابلتأمل پر کند.
آموختن راه و رسم زندگی با آلن دوباتن
این کتاب مدرسهی زندگی، از رشد فردی و شناخت تجربههای دوران کودکی آغاز میشود و به موضوعاتی مانند خوددوستی، مهربانی، ترمیم روابط، مدیریت احساسات و حالات روحی، بلوغ عاطفی، انتخاب آگاهانهی شریک زندگی و تابآوری در روابط میپردازد. در ادامه، مسئلهی استقلال فردی، کنار آمدن با محدودیتها، داشتن برنامهی جایگزین، کوتاه بودن زندگی و... بررسی میشود.
آلن دوباتن در کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد بر مهارتهای زندگی و مهارتهای عاطفی تأکید دارد و تلاش میکند نشان دهد رشد عاطفی و توانایی مواجهه با مسائل انسانی، به اندازهی دانش فنی برای داشتن یک زندگی رضایتبخش اهمیت دارند. ترجمهی فرخنده پورسیاه از این کتاب فرصتی است برای خواندن اثری کوتاه و فشرده دربارهی موضوعاتی که بسیاری از ما ناچار شدهایم آنها را بدون آموزش رسمی و از طریق تجربه و خطا بیاموزیم.
اگر به شناخت خود، بهبود روابط، مدیریت احساسات و پرورش مهارتهای عاطفی علاقهمندید، با خرید کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد انتشارات سیوان میتوانید درسنامهای متفاوت در اختیار داشته باشید تا مهارتهای زندگی را به شما بیاموزد؛ چیزهایی که معمولاً در هیچ برنامهی درسی آموزش داده نمیشوند.
نکوداشتهای کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد
- کتابی درخشان (رادیو تایمز)
- این موضوعی است که واقعاً عاشقش هستم. (بی بی سی لندن)
- این راهنمای کاربردی مجموعهای از ایدههای فراوان برای روبهرو شدن با چالشهای واقعی زندگی در قرن بیستویکم ارائه میدهد؛ از اینکه چگونه احساساتمان را بشناسیم و درک کنیم، عشق را پیدا کنیم و حفظش کنیم، در کار موفق شویم، شکست خوردن را بهدرستی بیاموزیم، اعتمادبهنفس خود را تقویت کنیم و بر شرم و احساس گناه غلبه کنیم. اکنون زمان آن رسیده است که افسانهی قدیمی داشتن یک زندگی بینقص را کنار بگذاریم و تمام توانمان را به کار بگیریم تا از آنچه در اختیار داریم، بیشترین بهره را ببریم. (نشریهی Waitrose Weekend)
کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد برای شما مناسب است اگر
- میخواهید مهارتهای عاطفی لازم برای مواجهه با چالشهای زندگی بزرگسالی را تقویت کنید.
- به رشد فردی و خودشناسی علاقهمندید و میخواهید احساسات و روابط خود را آگاهانهتر مدیریت کنید.
- در پی راهنمایی فشرده و کاربردی برای مدیریت احساسات، تقویت روابط عاطفی، اعتمادبهنفس و مواجهه با فراز و نشیبهای زندگی هستید.
در بخشی از کتاب آنچه مدرسه فراموش کرد به تو بیاموزد میخوانیم
بسیاری از ما از خود متنفر هستیم و اگر با یک غریبه به همان شیوهای که با خود رفتار میکنیم، برخورد کنیم، به خاطر بیرحمی مورد سرزنش قرار خواهیم گرفت. در لحظات دشوار زندگی، خود را با ایدهآلهایی که در ذهن داریم مقایسه میکنیم و به خاطر فاصلهای که از این ایدهآلها داریم، نمیتوانیم خود را ببخشیم. تجارب شخصی را مرور میکنیم، اشتباهاتی که مرتکب شدهایم، کسانی که ناامیدشان کردهایم و لحظات خجالتآوری که حرفی زده و یا کاری کردهایم را به یاد میآوریم و از وجود خود ناامید میشویم.
البته، انتقاد از خود گاهی سازنده است برای همین است که سیستم آموزشی به ما یاد میدهد که نباید خیلی زود به خود مغرور شویم و باید نقاط ضعف خود را پیدا کرده و اصلاح کنیم. در کلاس درس، یاد میگیریم که به بازخوردها گوش دهیم و تلاش کنیم که اشتباهاتمان را اصلاح کنیم. اما آنقدر بر روی نقاط ضعف خود تمرکز میکنیم که خود را در معرض خطر بزرگتری قرار میدهیم: یک ارزیابی بیثمر از خود که نهتنها چیز جدیدی به ما نمیآموزد، بلکه حالتی منفی در حضور دیگران در ما ایجاد میکند به شیوهای که تنها ضعفها و ناکامیهای خود را به یاد میآوریم.
اما باید با خود مهربانتر باشیم و ارزش خودشفقتی را دوباره بیاموزیم. باید مرتباً در ذهن خود به افکاری بپردازیم که میتوانند حتی بدترین انتقادات را تعدیل کرده و به ما یادآوری کنند که شایسته محبت و پذیرش هستیم.
شکست، بخشی طبیعی از زندگی است.
ما نباید از زندگیهای بینقصی که به طرز بیرحمانهای تصور میکنیم حق ماست و نتوانستهایم به دست بیاوریم، وحشت کنیم، وقتی که اطلاعات ما درباره خود و شرایط زندگیمان بهاندازهای نیست که بتوانیم بپذیریم که این همان زندگی است که به آن نیاز داریم و برای ما مقدر شده است. در عشق، کار، دوستی و خانواده، ممکن است بارها شکست بخوریم و این موضوع نباید ما را نگران کند. ما ابزارهای لازم برای زندگی با حکمت واقعی را در اختیار نداریم و مسئله این نیست که آیا اشتباه خواهیم کرد یا نه بلکه این است که اشتباه ما چقدر جدی و در چه زمینهای خواهد بود.
بله






























