کتاب هنر حفظ آبرو منبعی کلاسیک در باب احترام و آبرو است. آرتور شوپنهاور در این اثر، با بیانی موجز، تجربههای زیسته و تاملات فلسفی خود در حوزهی چگونگی کسب احترام پایدار را به رشتهی تحریر در آورده است. پس از مطالعهی این کتاب کلاسیک، متوجه میشوید که چگونه میتوان با رفتار آگاهانه، شناخت ارزش خود و دیگران، به احترامی واقعی و پایدار دست یافت.
دربارهی کتاب هنر حفظ آبرو
تاکنون به این نکته اندیشیدهاید که آیا میتوان بدون خودنمایی، به احترامی پایدار دست یافت؟ کتاب هنر حفظ آبرو، با معرفی اصلهایی کاربردی و بیانی موجز، به شما نشان میدهد که چگونه با رفتار درست، شناخت جایگاه خود و دیگران و پرهیز از خودنمایی بیجا، میتوان به احترامی واقعی دست پیدا کرد. آرتور شوپنهاور، فیلسوف شهیر آلمانی، با نثری کنایهآمیز، مفاهیم فلسفی را به زبانی قابل فهم و کاربردی مطرح کرده است.
نویسنده در این کتاب برای تبیین مفهوم آبرو از آثار ادبی، اخلاقی و گفتاوردهای قدمای باستان توسل جسته است. این رویکرد، نگاهی فراتاریخی و چندفرهنگی از مفهوم آبرو در ذهن شما ایجاد میکند. آگاهی از رهنمودهای اندیشمندان باستان، عمقی و اعتباری تاریخی به واکاوی مفهوم آبرو بخشیده است.

واکاوی جایگاه فرد در جامعه از منظر آرتور شوپنهاور
آرتور شوپنهاور، نخست به توضیحی ساده و روشن از آبرو پرداخته است. این توضیح ساده، زمینهای برای درک عمیقتر اصولی که در ادامه، تبیین شدهاند، فراهم میکند. با این رویکرد گامبهگام، میتوانید مفاهیم انتزاعی و فلسفی در باب مفهوم آبرو را در قالبی ملموس، درک نمایید.
کتاب هنر حفظ آبرو در کنار واکاوی مفهوم آبرو، به اصول و قواعد حیثیت، احترام، افتخار و شرافت نیز پرداخته است. واکاوی موشکافانهی این مفاهیم، شما را به این آگاهی میرساند که آبرو، فقط در گرو رفتار دیگران نیست، بلکه در گرو شناخت درست فرد از خود و پایبندی به اصول اخلاقی استوار است.
هنر حفظ آبرو از روزگاران کهن تا به امروز
ارزش کتاب هنر حفظ آبرو، در واکاوی مفهوم آبرو از دیدگاه علمی - تجربی نهفته است. بر اساس این دیدگاه، آبرو یا همان احترامی که هر کس برای خودش قائل است؛ در واقع حسی بنیادین و وابسته به این پندار است که دیگران، ما را چگونه میبینند و چه تصوری از ما دارند و همگان، ناگزیرند در پسوپیش روزگار، به آن بیندیشند و آن را دغدغهی خویش، سازند.
این پدیده، در عمل، به وجههی اجتماعی افراد بازمیگردد و در هر زمانهای مسئلهای رایج بوده است. از روزگاران کهن تا امروز، مفهوم آبرو در کنار واژگان هممعنا و همسو، چون آوازه، اعتبار، حیثیت، افتخار، شکوه و نیکنامی، همواره در میان جوامع، رواج داشته است. شوپنهاور در این اثر با تکیه بر پیشینهی کهن مفهوم آبرو، اصول پایدار این مفهوم را واکاوی کرده و به معرفی راهکارهایی برای حفظ آن در زندگی فردی و اجتماعی پرداخته است.
با خرید کتاب هنر حفظ آبرو، به گنجینهای از تاملات آرتور شوپنهاور، دربارهی مفهوم آبرو دست پیدا میکنید. علی عبداللهی، مفاهیم فلسفی را با بیانی شیوا به فارسی ترجمه کرده است. انتشارات مرکز، این کتاب ارزشمند را به چاپ رسانده است.
نکوداشتهای کتاب هنر حفظ آبرو
- کتابی با نثری موجز و گیرا. (کاربر آمازون)
- کتاب هنر حفظ آبرو، نگاه مرا به تاثیری که بر دیگران میگذارم، بهکلی دگرگون کرد و به من نشان داد که چگونه میتوانم بر این تأثیر، آگاهانهتر عمل کنم. همچنین درک کردم که کدام رفتارها در تعاملات اجتماعی، کارآمدترند هستند. (کاربر آمازون)
کتاب هنر حفظ آبرو برای شما مناسب است اگر
- به فلسفهی آرتور شوپنهاور، بهویژه جنبههای عملی و انسانشناختی اندیشهی این فیلسوف، علاقه دارید و میخواهید با اثری متفاوت از وی، آشنا شوید.
- از مطالعهی کتابهایی با رویکرد خودسازی و بررسی روابط انسانی، با نگاهی فلسفی، لذت میبرید.
- به دنبال راهنمایی مختصر و مفید برای درک بهتر روابط انسانی و جایگاه احترام در زندگی فردی و اجتماعی، هستید.
- به حوزهی اخلاق، تاریخ مفاهیم اجتماعی و نسبت فرد و جامعه، در سنت فلسفهی غرب، علاقهمندید.
در بخشی از کتاب هنر حفظ آبرو میخوانیم
آبرو ماهیتی سلبی دارد و همین نکته آن را از شهرت که واجد ماهیت ایجابی است متمایز میکند؛ آبرو مشخصاً گمان و عقیدهای برآمده از خصلتهای واقعی خاص خود ما نیست، بلکه ناشی از قاعدهای است مبنی بر اینکه دیگران توقع دارند فلان خصلتها در ما وجود داشته باشد و ما از آن عاری نباشیم. آبرو یا گمان دیگران نسبت به ما فقط گویای این است که ما بههیچوجه استثنا نیستیم؛ درحالیکه شهرت مبین این نکته است که ما استثنا هستیم. شهرت را انسان در وهلهی نخست باید به دست بیاورد و حاصل کند، آن هم از طریق نشان دادن قابلیتها یا ویژگیهای خاصی که دیگران با آن شیوه و سبک و سیاق واجدش نیستند، و البته با همان قابلیتها است که انسان (مشهور) متمایز و شاخص نیز شده است: کسی که شهرتی ندارد نه تنها آن را از دست نداده، بلکه حاصل هم نکرده است.
آبرو، برعکس شهرت، امری بدیهی است و کسی که واجد آن نیست آن را از کف داده و با اعمال خودش از دستش میدهد، و ممکن است کسی آبرو داشته باشد بیآنکه بشود ثابت کرد برای داشتن آن چه کاری انجام داده است: فقط به شرطی که در مورد فلان امر پیش آمده، فلان کار را بکند و بهمان عمل را فروگذارد، و فقط کافی است که چنین کسی تا آن لحظه خلاف قضیه را ثابت نکرده باشد. ازاینرو خصلت آبرو سلبی است، چیزی که نشان میدهد آبرو همیشه بیشتر بر چیزی که ما از آن غفلت میکنیم و کاری به کارش نداریم متکی است، تا بر آنچه میکنیم، و بیشتر فرمانها و پیشنوشتههای سلبی مجوز آن را به کسی میدهد تا دستورات ایجابی. برعکس آن، شهرت امری ایجابی است و فرد فقط آن را از طریق کارهای خاص، نمایان و مشخصی که انجام داده (یا آثاری که پدید آورده) به دست آورده است.
بله























