کتاب شنا با کوسهها اثر هاروی مک کی یکی از شناختهشدهترین کتابهای حوزهی کسبوکار و موفقیت است که با ارائهی تجربهها، راهکارها و آموزههای عملی، مسیر موفقیت در دنیای رقابتی تجارت را ترسیم میکند. این کتاب که از پرفروشهای نیویورکتایمز بوده، نشان میدهد چگونه میتوان با شناخت مشتری، مدیریت هوشمندانه، مذاکرهی مؤثر و تقویت مهارتهای ارتباطی، در رقابتهای حرفهای موفقتر عمل کرد.
دربارهی کتاب شنا با کوسهها
در دنیای کسبوکار که افراد و شرکتها همواره با رقبای قدرتمند، تغییرات فناوری، تحولات بازار و نیازهای جدید مشتریان روبهرو هستند، چگونه میتوان دوام آورد و پیشرفت کرد؟ هاروی مککی (Harvey MacKay) در کتاب شنا با کوسهها (Swim with the Sharks Without Being Eaten Alive) به فضای رقابتی تجارت اشاره میکند و توضیح میدهد برای موفقیت نباید از رقابت فرار کرد؛ بلکه باید مهارتهایی را آموخت که به ما امکان دهد در این محیط دوام بیاوریم و حتی از دیگران پیشی بگیریم.
کتاب شنا با کوسهها هاروی مک کی در چهار محور اصلی به مهارتهای کلیدی موفقیت حرفهای میپردازد: فروش، مذاکره، مدیریت و ایجاد انگیزه. مک کی در بخش فروش نشان میدهد که موفقیت در فروش تنها به شناخت محصول محدود نمیشود؛ بلکه به شناخت عمیق مشتری و ایجاد ارتباطی مبتنی بر اعتماد نیز وابسته است. او با معرفی ابزار «مککی 66» روشی ارائه میکند تا فروشندگان بتوانند نیازها، علایق و دغدغههای مخاطبان خود را بهتر درک کنند.
آموزههایی برای فروش، مذاکره و رهبری
هاروی مک کی در ادامه با تمرکز بر هنر مذاکره، بر اهمیت زمانبندی، حفظ قدرت تصمیمگیری، شناخت موقعیت طرف مقابل و توانایی کنار گذاشتن معاملههایی که به نفع شما نیستند، تأکید میکند و نشان میدهد گاهی موفقیت در مذاکره، نه در رسیدن به توافق، بلکه در دانستن زمان ترک یک پیشنهاد نامناسب است.

در بخش مدیریت، مک کی به موضوعاتی مانند انتخاب و حفظ نیروهای مناسب، تصمیمگیری، حل مسئله، رهبری و ایجاد فرهنگ سازمانی میپردازد. همچنین در سراسر کتاب شنا با کوسهها بر اهمیت بازاریابی و فروش، تکنیکهای فروش و ارتباط موثر در فروش تأکید شده و نشان داده میشود که موفقیت در کسبوکار تنها به محصول یا خدمات وابسته نیست، بلکه به توانایی ایجاد رابطه، شناخت انسانها و تصمیمگیری درست نیز بستگی دارد.
هاروی مککی، میلیونر، نویسنده، کارآفرین و مدیر موفق آمریکایی، تجربهی چند دهه فعالیت در دنیای تجارت را در کتاب حاضر گرد آورده است. او بهعنوان بنیانگذار و مدیری موفق، علاوه بر تجربهی عملی در مدیریت و فروش، سالها به آموزش مهارتهای کسبوکار پرداخته و مجموعهای از آموزههای کوتاه، کاربردی و قابل اجرا را در این کتاب ارائه کرده است. مریم نفیسی راد این کتاب را به زبان فارسی ترجمه کرده است.
با خرید کتاب شنا با کوسهها انتشارات نسل نواندیش میآموزید چگونه میتوانید مهارتهای خود را در زمینهی مدیریت کسبوکار، موفقیت شغلی و رقابت حرفهای تقویت کنید و با آمادگی بیشتری در بازار کار و تجارت حضور داشته باشید.
نکوداشتهای کتاب شنا با کوسهها
- کتاب هاروی مک کی با روایتهایی کوتاه، صریح و آموزنده، راهکارهایی کاربردی برای دستیابی به موفقیت در کسبوکار و زندگی شخصی ارائه میدهد. (یواسای تودی)
- کتاب شنا با کوسهها گنجینهای ارزشمند و کمنظیر از اطلاعات کاربردی است. ( کن بلانچارد)
کتاب شنا با کوسهها برای شما مناسب است اگر
- به دنبال مطالعهی کتابهای موفقیت در کسب و کار و تجربههای واقعی مدیران موفق هستید.
- میخواهید مهارتهای خود را در زمینهی بازاریابی و فروش افزایش دهید.
- قصد دارید با تکنیکهای فروش و روشهای شناخت مشتری آشنا شوید.
- میخواهید اصول مذاکره و تصمیمگیری در معاملات را یاد بگیرید.
- به دنبال تقویت مهارتهای مدیریت کسبوکار و رهبری تیم هستید.
- میخواهید با یکی از تأثیرگذارترین کتابهای هاروی مککی دربارهی موفقیت حرفهای آشنا شوید.
در بخشی از کتاب شنا با کوسهها میخوانیم
سیاستمداران را در نظر بگیرید، آنها فقط تا زمانی از طرح شما استقبال میکنند که یا پرطرفدار باشد یا سوددهی بالایی داشته باشد.
قصد ندارم بگویم سیاستمداران صداقت ندارند یا قابل اعتماد نیستند. آنها باید تمام زوایا را بسنجند تا بتوانند خود را بهجای همۀ افرادی که رهبری میکنند، قرار دهند. قانونگذاران، بهخصوص در جاهایی همچون واشنگتن، نسبت به فرمانداران اندکی کمتر قابل اعتمادند، اما این قانون دربارۀ آنها نیز صدق میکند.
اگر شخصی از افراد صاحبمنصب، حمایت از پروژه یا طرحی را درخواست دارد: الف) باید خودش فضای انجام دادن کار را ایجاد کند. ب) هر آنچه لازم است، انجام دهد تا سیاستمدار هم مجبور باشد گهگاهی لطفها را جبران کند؛ مثلاً کمک به خیریه یا حتی کارهای سازمانی.
پیش از اینکه یک راهکار مشخص را برای رسیدن به اهدافتان انتخاب کنید، دقیقاً باید بدانید با چه کسی مواجهید. دراینباره فرماندار از آن گروه سیاستمدارانی بود که به تصورش این طرح همان چیزی بود که مردم میخواستند و زمانی که فهمید برادران قرمزیان افکار عمومی را برای پذیرش چنین طرحی آماده نکردهاند، بهسرعت از موضع حمایتیاش کنار کشید.
بالاخره برادران قرمزیان پیام را دریافت کردند و منبع مشکل را یافتند. به تبلیغات لازم پرداختند و همهچیز را سر جایش قرار دادند. پس از آنکه مجامع قانونگذاری دست رد به سینهشان زدند و چندصدمیلیون به آنها ندادند، مجبور شدند به کمکهای اندک شهرداری بسنده کنند و آن طرح بزرگ فقط به یک مرکز خرید بسیار معمولی بدل شد (مینی مگامال) که در مقایسه با پروژۀ اول آنها در سال 1981 در ادمونتون کانادا که با مساحت 5/3میلیون فوت مربع سالها بهعنوان بزرگترین مرکز خرید جهان خودنمایی میکرد اصلاً به چشم نمیآمد.
بله
























