کتاب خلاقیت در مربیگری، یکی از قدیمیترین مراجع آموزش مربیگری ورزشی در جهان است که توسط جری لینچ به نگارش درآمده است. نویسنده در این اثر میکوشد تا تمرکز مربی را بیش از بیرون، به درون خود معطوف کند و با این روش اعضای تیم را با مربی همدل کند. رویکرد نویسنده در این کتاب استفاده از سناریوهای واقعی و چالشبرانگیز است که یافتههای خوانندگان را مورد ارزیابی مجدد قرار میدهد.
دربارهی کتب خلاقیت در مربیگری
مربیگری از «خود» آغاز میشود؛ جری لینچ (Jerry Lynch) بر این باور است که مربیگری نمیتواند از کنار زمین آغاز شود. او در کتاب خلاقیت در مربیگری (Creative Coaching) تمام باورهای تمرکز بر دیگران را زیر سوال میبرد و اعلام میکند که یک رهبر ورزشی موفق، پیش از دیگران به تربیت خود پرداخته است. او در کتاب اصول مربیگری خود به این سوال بنیادین میپردازد که یک مربی چگونه میتواند فراتر از تکنیک، به آموزش مهارتهایی بپردازد که در لحظات سخت شکست و بحران به کمک ورزشکار بیایند؟
کتاب خلاقیت در مربیگری در پاسخ به پرسش اصلی خود مجموعه مهارتهایی را یادآوری میکند که میتوانند ورزشکار را در مواقعی که شرایط و نتیجه از کنترلش خارج شدهاند راهنمایی کنند. آمادگی ذهنی، انضباط، اتحاد، خدمت، اعتماد، شخصیت و... موارد مهمی هستند که اگر توسط مربی پرورشیافته باشند، ورزشکار میتواند در شرایط سخت و غیرقابلکنترل روی پاهای خود بایستد و بهترین تصمیمات ممکن را اتخاذ کند. اما برای آموزش این مهارتهای باید از کجا شروع کرد؟

مربیگری خلاقانه با جری لینچ
جری لینچ در بخش ابتدایی کتاب خلاقیت در مربیگری به این مفهوم میپردازد که مربی نباید صرفا شعار دهد؛ او باید تمام گفتههایش را زندگی کرده باشد! از همینجا نویسنده مسیری را آغاز میکند که در نهایت به ارتباط مؤثر و اعتماد بین مربی و ورزشکاران ختم میشود. در ادامه یکی از مهمترین اصول مربیگری معرفی شده است: «مربی بهعنوان خدمتگزار».
نویسنده در این بخش از کتاب خلاقیت در مربیگری، نهتنها اقتدار مربی را نفی نمیکند بلکه ضمن تأیید آن، تعریف تازهای از اقتدار ارائه میدهد. طبق این ایده در مبانی مربیگری، به طور خلاصه ورزشکار خواهد توانست تمام استعدادهای خود را در بستری که مربی برای او فراهم کرده شکوفا کند و از این منظر به نتایج عالی دست یابد. در فصل اتحاد، همین ایده گسترش مییابد و تیم خواهد توانست بهعنوان مجموعهای موفق روبهجلو حرکت کند.
یکی از مهمترین بخشهایی که جری لینچ در کتاب خلاقیت در مربیگری قرار داده، پرداختن به وسواس پیروزی در برخی مربیان و نتایج فاجعهبار آن برای تیم است. نویسنده در «استراتژی تمرکز»، رهبری ورزشی را طوری آموزش میدهد که ورزشکاران از تمرکز بر نتیجه به تمرکز بر عملکرد تغییر نگاه پیداکننده. با این رویکرد، ورزشکار از تمرکز بر چیزی که نمیتواند به آن کنترلی داشته باشد رها میشود و کمکم با عواملی که در اختیارش هستند متمرکز خواهد شد.
این کتاب مربیگری توسط محمدرضا کردی، محمدرضا اسد، و محمد حسینزاده به فارسی برگردانده شده و توسط انتشارات بامداد کتاب در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است. با خرید کتاب خلاقیت در مربیگری، مهارتهایی را خواهید آموخت که تمام مربیان حرفهای در کلاس جهانی به آنها عمل میکنند.
کتاب خلاقیت در مربیگری برای شما مناسب است اگر
- به مربیگری علاقه دارید و قصد دارید با نظریات اصلی در این حوزه آشنا شوید.
- مربی ورزشی هستید و میخواهید بهترین نتیجه را به دست آورید.
در بخشی از کتاب خلاقیت در مربیگری میخوانیم
اولین قدم در پیشرفت شخصیت مربیگری این است که هدفی فراتر از نیازها یا خواستههای هر فرد مشخص کنید. از خودتان بپرسید: «مأموریت تیم چیست؟» بهعنوانمثال کسب جام قهرمانی در سطح ملی یا رسیدن به یک جایزه بزرگ، یک هدف است؛ اما ارتقای سطح بازی تیم، ماموریتی کاملاً متفاوت است.
شما باید واقعاً بخواهید تا به هدف دست پیدا کنید. رسیدن به هدف باید برایتان ارضاکننده باشد و باعث ایجاد علاقه و اشتیاق، و همچنین انگیزه انجام هر کاری در راه رسیدن به آن در شما متجلی شود. باید متعهد شوید که هر روز کارهای مشخصی را، برای رسیدن به هدف انجام دهید. به این سؤال پاسخ دهید: چه کاری نیاز است انجام دهم و لازم است چگونه باشم تا ثابت کنم که در مسیر ترقی و پیشرفت بهطورجدی مصمم هستم؟ یک هدف یا یک سری از اهداف، شما را در راه رسیدن به ماموریت هدایت میکند. از نظر علمی اگر هر هدف را بهخوبی انجام دهید مأموریت شما به انجام خواهد رسید.
مأموریت شما همه مواردی را شامل میشود که اعضای تیم، مشتاق به انجام آن باشند تا نشان دهند، چقدر در مسیر پیشرفت جدی و مصمم هستند. برای مثال، من از ورزشکار میپرسم: «4 یا 5 موردی را که مایل هستید متعهد شوید در تمرین و مسابقه انجام دهید تا در سطح بهتری ظاهر شوید، نام ببرید؟» برگشت به دفاع سریع هر زمان که لازم باشد، شیرجهزدن برای توپهای دور، نهایت تلاش برای مانعشدن از عبور حریف که به سمت گلزدن میرود. این رفتارهای واقعی، ورزشکاران را مجبور میکند تا روی فرایند بازیشان تمرکز کنند و درنتیجه مأموریت بهترین بودن را به انجام برسانند.
تیم "لاکراس" زنان دانشگاه مریلند به طور مداوم معیارهایی که با آنها موفقیتشان را اندازه میگیرند، بالا میبرند. آنها منحصراً روی برندهشدن در مسابقههای قهرمانی ملی تمرکز نکردهاند (اگر چه به ششمین پیروزی متوالی در سال 2000 دست یافتند) و یا به شکستدادن رقیبان قدر، فکر نمیکردند، در عوض مأموریتشان ادامهیافتن روشهایی برای ارتقا ضعفهای مسابقه یا فصل قبلی بود. به طور واضحتر، آنها روی آن چیزهایی تمرکز میکنند که نیاز است انجام گیرد، تا نسبت به گذشته بهبود و پیشرفت بیشتری نشان داده و سپس چگونگی انجام طرح را بررسی میکنند.
آنها میخواستند در مسابقههای قهرمانی ملی برنده باشند، اما روی امور کوچکتری تمرکز میکردند که برای رسیدن به قهرمانی ضروری بود. برای مثال هر ورزشکار در مورد آنچه باید برای بهبود حالت تدافعی و تهاجمی انجام شود، توجیه بود و در تمامی مدتی که به وظیفهاش عمل میکرد، سطح بازیاش به طور هماهنگ رو به پیشرفت بود.
این تمرکز جدید، مربیان و بازیکنان را به هیجان آورده بود، درنتیجه تمرینها و مسابقهها، سرشار از هیجان شد. گروه مربیگری تیم در حفظ این اشتیاق از طریق کشف روشهایی که به هر ورزشکار، در بهتر کردن جلسات تمرین فردی و مسابقههای هفتگی فصل کمک میکرد، تلاش میکردند. ورزشکاران با موفقیت، هدفهای دشوار را پشت سر گذاشتند و از اینکه همزمان در مسابقهها، موفق بودند، خوشحال بودند. برای حفظ این شوق و ایجاد تمایل قوی در تمام مدت فصل، من به سرمربی تیم «سیندی تیمچال» پیشنهاد کردم که ورزشکاران در مورد سه هدف فردی، در هر هفته تمرینی، متعهد شوند که ثابت شود در پیشرفت و ارتقا ضعف خود جدی و مصمم هستند. این اهداف، صرفاً راهنمای حفظ آنها در مسیر است و معیاری برای کمک به آنها، برای تمرکز روی لحظههای تمرین است. برای مثال؛ زود سر تمرین حاضرشدن و بیشتر ماندن، سخت کارکردن در تمرین و تشویق همتیمیها.
برای افزایش مسئولیت تیمی، مربی لیستی از اهداف را با نام هر ورزشکار تهیه کرد و آن را بین اعضاء تیم توزیع کرد. گروه مربیگری شخصاً ورزشکاران را مسئول انتخاب جنبههای معینی از بازی کردند تا روی آن تمرکز کنند. رفتار و اعمال آنها روی کاغذ ثبت و بین اعضای تیم توزیع میشد؛ بنابراین هر کس میدانست چه کاری انجام میدهد. توجه و کنترل، کمک کرد تا اعضا تیم، شوق و اشتیاق خود را حفظ کنند.
مشخصبودن وظیفه تیم و قدمهای تقویتکنندهای که هر روز در تمرینهای فصلی دنبال میکردند، آنها را قادر ساخته بود تا موفق شوند. در آن فصل آنها ششمین عنوان قهرمان ملی را کسب نمودند. تیم، مقام قهرمانی را کسب کرد و رکوردهای زیادی برای امتیاز و دفاع از خود بهجا گذاشت. بهعلاوه، جدیت و اشتیاق آنها ادامه داشت و آن را در تمرینهای خارج فصل و در سال بعد ادامه دادند. در فصل بعد آنها قویتر برگشتند و آمادگی داشتند که در شروع فصل تواناییهای خود را باز هم افزایش دهند.
اگر شما به مأموریت تیم آگاه باشید، این موفقیتها دستیافتنی است؛ اما اگر به مأموریت تیم آگاه نباشید و یا قادر به انتقال مؤثر آن نباشید؛ ورزشکاران به برندهشدن بهعنوان تنها مأموریتشان توجه میکنند. این نتیجه غیرقابلکنترل است، بنابراین، منجر به نگرانی و تنش خواهد شد.
بله
























