با الاغ مارگارت وینسلو آشنا شوید. کتاب الاغ باهوش خاطرات زنی میانسال است که پس از سالها تدریس و تحقیق، تصمیم میگیرد زندگی خود را دگرگون کند. او یک خر را به سرپرستی میگیرد و میکوشد تا راه زیست مسالمتآمیز و دوستی با این خر بزرگ سفید را پیدا کند. این کتاب خاطرات دارای رگههای طنز و شوخطبعی نیز هست.
دربارهی کتاب الاغ باهوش
واقعا کمتر کسی در دنیا وجود دارد که قدر الاغها را بداند. به جز چند الاغ مشهور مثل پاریکال - که البته آن هم برای نسل جدید شناختهشده نیست - در انیمیشن باخانمان (پرین) و شرک، هیچ الاغ دیگری در سطح جهان شناختهشده نیست، در صورتی که برای اسبها چندین انیمیشن ساخته شده و گربهها و سگها نقش اول فیلمها و سریالها هم هستند. کتاب الاغ باهوش (Smart Ass: How a Donkey Challenged Me to Accept His True Nature & Rediscover My Own) یکی از کتابهای خاطرات است که میخواهد این الاغستیزی را از بین ببرد و ما را با روحیات و ویژگیهای الاغها بیشتر آشنا کند.
مارگارت وینسلو (Margaret Winslow) از کودکی عاشق الاغها بوده است. همیشه دوست داشته یک خر عروسکی داشته باشد و در جمهوری دومینیکن هم که الاغها را از نزدیک دیده، عزم خود را جزم کرده تا ادامهی زندگیاش را با یک الاغ سپری کند. اگر فکر میکنید داشتن الاغ به عنوان حیوان خانگی مسخره است، به شما توصیه میکنیم کتاب الاغ باهوش را مطالعه کنید و با این حیوان مهربان، دوستداشتنی و مظلوم آشنا شوید.

بحران میانسالی؛ آغازی برای کشف دوباره زندگی
بحران میانسالی همان دورهای از زندگی است که کمکم متوجه میشوی باید چیزی را در اطراف خود تغییر دهی؛ یک کورسوی امید یا نخی از شادی که تو را به زندگی وصل میکند، به روزمرگیهایت اضافه کنی. مارگارت وینسلو پس از سالها تدریس در دانشگاه، تحقیقات میدانی و مبتلا شدن به بیماریهایی مثل کمردرد و... حالا میخواهد خود را از نو بشناسد و در این مسیر خودشناسی، به حضور یک موجود آرام و مهربان نیاز دارد؛ چیزی مانند یک الاغ.
کتاب الاغ باهوش ترجمهی مریم حسیننژاد در سال 2001 روایت میشود؛ کمی پس از 11 سپتامبر؛ زمانی که محل سکونت مارگارت وینسلو در آشفتگی غرق شده و هر کسی به دستآویزی برای شاد نگهداشتن خود نیاز دارد. مارگارت نیز با شمارهی آگهیکنندهی یک الاغ سفید تماس میگیرد و برای دیدن الاغ به یک جزیره میرود.
مارگارت وینسلو و روایتی الهامبخش از دوستی با یک الاغ
نام این خر، کالب است. موهایش تماما سفید و بدون هیچ خال و خطی است. ابعادش بسیار بزرگتر از چیزی است که مارگارت تصور میکرد، اما کالب، از بین چند خریدار دیگر، فقط با این زن ارتباط خوبی برقرار میکند و به همین دلیل صاحبان کالب، او را به مارگارت میفروشند. حالا مارگارت باید خرسواری و همزیستی مسالمتآمیز با یک الاغ را بیاموزد.
کتاب الاغ باهوش اثر مارگارت وینسلو ما را با جزئیاتی که برای ارتباط انسان با حیوانات باید به آنها توجه کنیم، آشنا میکند. مثلا شما میدانستید تا زمانی که یک الاغ به صاحب خود اعتماد نکند، امکان ندارد به او سواری دهد؟ مارگارت برای حل این مشکلات، مدتی کالب را به یک اصطبل پرورشی میبرد و خود نیز در آنجا میماند تا اصول برخورد با حیوانات چهارپا را بیاموزد؛ اما نمیتوان به همین سادگی با یک الاغ دوست شد و او را به برقراری ارتباط مجبور کرد.
همانطور که حدس میزدیم، داشتن یک الاغ به عنوان حیوان خانگی، چالشبرانگیز است و در برف، گرما و... ممکن است آدم را خیلی غافلگیر کند. با خرید کتاب الاغ باهوش نشر شبنا، نحوهی زندگی در صلح و آرامش با یک الاغ را میآموزید و دیگر برایتان عجیب نخواهد بود که چگونه ممکن است یک خر را بهعنوان حیوان خانگی قبول کنید.
در نکوداشت کتاب الاغ باهوش اثر مارگارت وینسلو
- کتاب خاطرات الاغ باهوش با روایت رابطهای غیرمنتظره میان یک الاغ سفید و یک استاد دانشگاه میانسال، داستانی الهامبخش، طنزآمیز و سرشار از نکتههای عمیق دربارهی دنبال کردن آرزوهای دور از انتظار را بازگو میکند. مارگارت وینسلو داستانی اسطورهوار را خلق کرده؛ قصهای سرکش، لطیف و گاه خطرناک دربارهی زنی که برای روبهرو شدن با بحرانهای میانسالی، تصمیم میگیرد الاغی لجباز، مستقل و دوستداشتنی را به زندگی خود بیاورد. خوانندگان در این سفر پرفرازونشیب، همراه با آن دو، مسیر دشوار زندگی را طی میکنند، هنر برقراری ارتباط میان دو گونهی متفاوت را میآموزند و در نهایت به شیوهای تازه و بهتر برای زندگی دست مییابند؛ شیوهای که بر پایهی وفاداری به خویشتنِ واقعی بنا شده است. (تریش بروئرسما، نویسنده)
کتاب الاغ باهوش برای شما مناسب است اگر
- به خواندن کتابهای خاطرات طنز علاقه دارید و میخواهید با زنی که در میانسالی تصمیم گرفته سبک زندگی خود را تغییر دهد، آشنا شوید.
- میخواهید با اتوبیوگرافیها و کتاب خاطراتی مواجه شوید که در عین سرگرمکننده بودن، راههای خودسازی و تحول را نیز به شما نمایان میکنند.
در بخشی از کتاب الاغ باهوش میخوانیم
پس از اینکه کریسمس را به یکدیگر تبریک گفتیم، جک و لو بهآرامی درمورد کارهای مزرعه صحبت کردند. وقتی موضوع به سمت الاغها و آموزششان کشیده شد، گفتم: «این را خواندهام.» یا «آیا این درست است؟» فکر کردم آیا بریگمنها اوقات فراغتشان را صرف صحبت درمورد الاغها میکنند یا فقط من باعث شدم گفتوگو به این سمت هدایت شود.
در همین حین، فارلی کنار من روی نیمکت نشسته بود و چیزی نمیگفت. باد در اطراف خانه میوزید و من میلرزیدم، آنقدر زیاد که نمیتوانستم گرمای اجاق هیزمی را حس کنم. به اتاق اضافی نگاهی انداختم تا الهامی برای تزیینات تعطیلات پیدا کنم. چند کارت تبریک قرمز و سبز، که روی میز انتهایی کنار لو انباشته شده بودند، تنها نشانۀ کریسمس برای این گروه سختکوش بودند. نه تلویزیون، نه رادیو. بلند شدم تا پشتم را به اجاق نزدیک کنم و به عکسهای قابشدۀ روی دیوار نگاه کردم.
تمام خانواده توی عکس بودند، همه روبان و جام در دست داشتند و با اسبهایشان عکس گرفته بودند. جک در جوانی روی زین اسب تنسی مخصوصی نشسته بود. خیلی عقب و تقریباً روی کلیههای اسب. دوران اوجش، این پیرمرد خاکستریموی کودپاش، باید علاوهبر مربی بودن، یک نمایشگر جدی هم بوده باشد. عکسهای دیگر لو را با زیورآلات وسترن پرزرقوبرق و اسب دیل ایوانز بلوند نشان میداد که روبانهایی را کنار اسب براقش نگه داشته بود.
روی دیوار مقابل، فارلی با کلاه مخملی مشکی و شلوار سوارکاری، با مجموعهای از روبانهای آبی در یک دستش و افسار یک قاطر قهوهای بلند در دست دیگرش، در مرکز توجه ایستاده بود.
بله
























