کتاب انسانها: هیچ جا مثل خانه نمیشود
برای دانلود قانونی کتاب انسانها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب انسانها: هیچ جا مثل خانه نمیشود
کتاب انسانها نوشتهی مت هیگ، نویسندهی انگلیسی معاصر است و داستان موجودی فضایی را روایت میکند که برای بازدید از زمین، به سیارهی ما سفر میکند. او در قالب پروفسور اندرو مارتین، به تدریس ریاضی در دانشگاه کمبریج مشغول میشود و همزمان، زندگی انسانها و اخبار آنها را دنبال میکند. در ابتدا، نتیجهی مشاهدات او اصلاً مثبت نیست، اما به مرور که با زندگی اجتماعی انسانها و هنر و فرهنگ آنها بیشتر آشنا میشود، امید و رستگاری را در نقصهای انسانی میبیند.
دربارهی کتاب انسانها
اندرو مارتین یک پروفسور ریاضی است که در دانشگاه کمبریج تدریس میکند. بعد از آنکه یک معمای پیچیدهی ریاضی به دست او حل میشود، موجودات فضایی تصمیم میگیرند او را از بین ببرند تا بشر به این دانش ریاضی دست پیدا نکند. آنها یک موجود فضایی تعلیمدیده را به زمین میفرستند تا مأموریت پیدا کردن اندرو مارتین و نابودی فرمول ریاضی را به انجام رساند.
کتاب انسانها: هیچ جا مثل خانه نمیشود (The Humans) نوشتهی مت هیگ (Matt Haig)، داستاننویس معروف انگلیسی است و از مایههای رئالیسم جادویی بهره میبرد. در این داستان، میخوانیم که موجود فضایی پس از رسیدن به زمین، اندرو مارتین را به قتل میرساند و خودش را به شکل او درمیآورد. او به بررسی زندگی انسانها میپردازد و با مشاهدهی لباسهایی که میپوشند، غذاهایی که میخورند و جنگهایی که مدام به راه میاندازند، آنها را موجوداتی مضر و تباهکننده تشخیص میدهد.

عشق، خانواده و هویت انسانی در رمان انسانها
کتاب انسانها اثر مت هیگ یک کمدی سیاه است که تقابل عقل و احساس، در آن پررنگ است. در این رمان علمی تخیلی، اندرو مارتین دلیل بسیاری از مناسبات انسانها را درک نمیکند و آنها را موجوداتی بیمنطق میداند؛ با این حال، مأموریت او چنین ایجاب میکند که در نقش مردی زمینی با همسرش ایزابل و پسر نوجوانش، گالیور زندگی کند.
شخصیت اصلی رمان انسانها، یعنی اندرو مارتین فضایی، موفق میشود با حضور در خانهی استاد دانشگاه کمبریج، تمام مدارک مربوط به فرمول ریاضی را نابود کند؛ اما با گذشت زمان، او با جنبههای جدیدی از زندگی انسانها آشنا میشود؛ از جمله عشق، خانواده و دوستی. او با موسیقی و ادبیات آشنا میشود و به زیبایی نقص بشری و ارزش مرگ پی میبرد.
جستوجو در میان بهترین کتابهای مت هیگ!
عناصر داستانی کتاب انسانها انتشارات راوشید به گونهای انتخاب شدهاند که هم ویژگیهای یک داستان علمی تخیلی را در بر میگیرند و هم به حوزهی سبک رئالیسم جادویی وارد میشوند. مت هیگ در این رمان، لحنی را به کار میبرد که همزمان خندهدار و غمانگیز است. شخصیت اصلی داستان او، در ابتدا یک موجود فضایی بیاحساس است که مرتکب قتل میشود و به مرور زمان، چنان احساساتی میشود که به اعضای خانوادهی اندرو مارتین و حتی سگ خانهی او دلبستگی پیدا میکند.
در ادامهی رمان انسانها، اندرو مارتین فضایی مأموریت پیدا میکند که همهی افرادی را که با کشف ریاضی استاد کمبریج در ارتباط بودهاند نابود کند، حتی اعضای خانوادهاش را. او به شدت پریشان و سردرگم میشود؛ از طرفی نمیتواند وفاداریاش را به موجودات فضایی فراموش کند و از انجام وظیفهاش دست بکشد؛ از طرفی عشق تازهاش به نوع بشر اجازه نمیدهد انسانها را به راحتی نابود کند.
با خرید کتاب انسانها مت هیگ، رمانی علمی تخیلی، فلسفی و متفاوت را میخوانید که با طنزی تلخ و نگاهی انسانی، معنای عشق، مرگ، خانواده و نقصهای بشر را از چشم یک موجود فضایی روایت میکند. این اثر به کوشش ماهان فکاهی امندانی ترجمه شده است.
جوایز و افتخارات کتاب انسانها
- نامزد جایزهی منتخب کاربران گودریدز برای داستان علمی تخیلی (2013)
- نامزد جایزهی ادگار برای بهترین رمان (2014)
در نکوداشت کتاب انسانها مت هیگ
- نویسندهی پرفروش و برندهی جایزه برای کتاب کتابخانه نیمهشب، خندهدارترین و ویرانگرترین طنز سیاه خود را ارائه میدهد؛ اثری ابلهانه، غمانگیز، پرتعلیق و پراحساس. (روزنامه Philadelphia Inquirer)
کتاب انسانها برای شما مناسب است اگر
- طرفدار رمانهای علمی تخیلی هستید و میخواهید کتابی با مایههای کمدی سیاه مطالعه کنید.
- به ادبیات داستانی انگلستان علاقهمندید و میخواهید کتابی از یک داستاننویس انگلیسی مشهور مطالعه کنید.
- از خواندن کتابهای مت هیگ مانند کتابخانه نیمهشب لذت بردهاید و میخواهید با یکی دیگر از آثار تأملبرانگیز او آشنا شوید.
در بخشی از کتاب انسانها: هیچ جا مثل خانه نمیشود میخوانیم
وقتی برگشتم، ایزابل پرسید: «خوش گذشت؟» او روی یک نمونه از فناوریهای ابتدایی (نردبان تاشو) ایستاده بود و داشت یک فناوری دیگری (لامپ رشتهای) را عوض میکرد.
گفتم: «بله. چند تا آهِ خوب کشیدم. اما راستش را بخواهی، فکر نمیکنم دوباره بروم.»
لامپ جدید را انداخت. شکست. «لعنتی. دیگر نداریم.» نزدیک بود از این بابت گریه کند. از نردبان پایین آمد و من به لامپ خاموشِ مردهای که هنوز آن جا آویزان بود، خیره شدم. به سختی تمرکز کردم. یک لحظه بعد دوباره کار میکرد.
«چه شانسی آوردیم. به هر حال نیاز به عوض شدن نداشت.»
ایزابل به نور خیره شد. نور طلایی روی پوستش به دلایلی کاملاً مسحورکننده بود. نحوۀ تغییر سایههای اطراف، او را بیشتر و متمایزتر نشان میداد. او گفت: «چقدر عجیب.» سپس به شیشههای شکستۀ پایین نگاه کرد.
من گفتم: «من آن را جمع میکنم.» و او به من لبخند زد و دستش با دستم تماس پیدا کرد و یک نشانۀ قدردانی سریع نشان داد. سپس کاری کرد که اصلاً انتظارش را نداشتم. مرا به آرامی در آغوش گرفت، در حالی که شیشههای شکسته هنوز زیر پایمان بود.
او را نفس کشیدم. گرمای بدنش را در برابر بدنم دوست داشتم و به اندوهِ انسان بودن پی بردم. اندوهِ یک موجود فانی که ذاتاً تنهاست، اما به افسانۀ با هم بودن با دیگران نیاز دارد. دوستان، فرزندان، عاشقان. این افسانهای جذاب بود. افسانهای که به راحتی میشد در آن ساکن شد.
او گفت: «آه اندرو.» نمیدانستم منظورش از این بیان سادۀ نام من چیست، اما وقتی پشتم را نوازش کرد، متوجه شدم که من هم دارم پشت او را نوازش میکنم و کلماتی را میگویم که به نوعی مناسبترین کلمات بودند. «مشکلی نیست، مشکلی نیست، مشکلی نیست...»
فهرست مطالب کتاب
مقدمه (امیدی غیرمنطقی در برابر مصیبتی عظیم)
بخش یکم - قدرتم را به اختیار درآوردم
مردی که من نبودم
کلمات مترادف و آزمونهای اولیه برای یک زبانآموز
تکساکو
کورپوس کریستی
لباسهای انسانی
پرسشها
قهوه
آدمهای دیوانه
ریشه سوم عدد 912673
گاوهای مرده
جهان همچون اراده و تصور
فراموشی
کمپیونرو، شمارهی 4
نمایش جنگ و پول
یک غریبه
آغاز عملیات
اعداد اول
لحظهای وحشت مطلق
شهرت
دارک مَتِر
امیلی دیکنسون
ماشین ظرفشویی
خانهای بزرگ
دنیل راسل
درد
مصر
جایی که ما از آن آمدهایم
سگ و موسیقی
گریگوری پرلمان
کره بادام زمینی کرانچی
رقص ایزابل
مادر
بخش دوم - جواهری در دستم داشتم
خوابگردی
من یک «نبودن» بودم
وسیعتر از آسمان
چند ثانیه سکوت سر میز صبحانه
زندگی/ مرگ/ فوتبال
لامپ
خرید
تابع زتا
مشکلِ معادلات
رنگ بنفش
احتمال درد
سقفهای شیبدار (و دیگر راههای مقابله با باران)
موجود بالدار
بهشت جایی است که در آن هیچ اتفاقی نمیافتد
در میان
دو هفته در دوردونی و یک جعبه دومینو
شبکهی اجتماعی
همیشه، ترکیبی از اکنونها است
خشونت
طعم پوست او
ریتم زندگی
نوجوانها
نوشیدنی استرالیایی
مراقب
چگونه برای همیشه ببینیم
متجاوز
ریتم بینقص
پادشاه فضای نامحدود
هنر رها کردن
فعالیت سازگارشوندهی عصبی
توزیع پلاتیکورتیک
کلاه و پرها
قلعهی ایدهآل
جای دیگر
مکانهایی فراتر از منطق
بخش سوم - گوزن زخمی بالاتر میجهد
برخورد با وینستون چرچیل
جایگزین
یک بازی
90.2 مگاهرتز
جنایت نهایی
ذات واقعیت
صورتی بهاندازهی ماه شوکهشده
نوع دوم جاذبه
توصیههایی برای یک انسان
یک آغوش بسیار کوتاه
زیباییِ غمانگیز غروبِ خورشید
وقتی کهکشانها با هم برخورد میکنند
خانه
یک یادداشت و چند سپاسگزاری
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب انسانها: هیچ جا مثل خانه نمیشود |
| نویسنده | مت هیگ |
| مترجم | ماهان فکاهی امندانی |
| ناشر چاپی | انتشارات راوشید |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 176 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8259-80-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی |






















