معرفی و دانلود کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت: مجموعه جستارها
برای دانلود قانونی کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت: مجموعه جستارها
کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت مجموعهی چند جستار به قلم اسکاچی کول است. نویسنده در این اثر ناداستان به بیان تجربیات شخصی خودش به عنوان دختربچهای از یک خانواده هندی مهاجر که در غرب بزرگ شده است، میپردازد و در آن تمام آنچه را به عنوان یک زن غیر سفیدپوست از سر گذرانده با زبانی صمیمی و تأملبرانگیز بیان میکند.
دربارهی کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت
اسکاچی کول نویسندهی کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت، یک بانوی اصالتاً هندی است که خانوادهاش به کانادا مهاجرت کرده بودند و به عنوان یک دختر آسیایی مهاجر در غرب بزرگ شده است. تجربیاتی که او از زیستن و بالیدن در فرهنگ غربی دارد، میتواند بهطور کلی با یک دختر غربی متفاوت باشد. آنچه اسکاچی کول در روزی همگی خواهیم مرد روایت میکند ریشه در همین تبعیض و تفاوت دارد.

نگاه نویسنده به مسائل اجتماعی و فرهنگی پیرامونش، نگاهی متفاوت، ساده و در عین حال عمیق است. اسکاچی کول در کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت با زبانی ساده، دلنشین، طنزآمیز و پر از کنایه در مورد مسائل مهمی مثل تبعیض نژادی، بدن زن، نگاه متفاوت به زن غیر سفیدپوست، کلیشههای جنسیتی و... میپردازد.
روزی همگی خواهیم مرد مجموعهای از 7 جستار است که در آن موضوعات مختلفی مثل ترس نویسنده از پرواز با هواپیما، رابطهی پرتنش با والدین مهاجر و درگیری با تصویری که از بدنش ساخته شده است مطرح میشود. زبان اسکاچی کول در عین طنزآمیز بودن گاهی بسیار تیز و برنده میشود و بیرحمانه از تجربیات خود مینویسد. او به راحتی میتواند اتفاقی ساده را به لحظهای اضطرابآلود گره بزند و خواننده را نیز در آن شریک کند.
سادگیِ عمیق؛ سفری آرام به دنیای اسکاچی کول
اسکاچی کول برخی از روایتهایش را طولانیتر نوشته و برخی دیگر از جستارها کوتاه و مختصرترند. در خلال خواندن جستارهای روزی همگی خواهیم مرد، خواننده به روشنی با جزئیات فرهنگ، روش تربیتی، زبان و حتی غذای یک خانوادهی مهاجر آشنا میشود.
هر جستار موضوع خاص خود را دارد و اگرچه محوریت همهی آنها واحد است اما هرکدام به ذکر تجربهای خاص میپردازند. همهی روایتها آرام، صمیمی و بدون ادا هستند. نویسنده لحظههای خیلی معمولی را همانطور که هستند توصیف میکند و همین سادگی باعث میشود خواننده راحتتر وارد دنیای او شود. هر جستار حال و هوای خودش را دارد، اما وقتی پشت سر هم خوانده میشوند، انگار تکههای یک تصویر بزرگتر کنار هم قرار میگیرند.
اگر میخواهید با اثری مواجه شوید که در آن یک زن مهاجر آسیایی به بیان تجربیات دسته اول خود از مهاجرت و زیستن در فرهنگی غریب میپردازد، خرید کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت در دسترس شماست. فرنوش جعفرزاده روزی همگی خواهیم مرد را به فارسی ترجمه کرده و نشر راوشید آن را روانهی بازار کتاب کرده است.
کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت برای شما مناسب است اگر
- از مخاطبان مجموعهی جستارها و مقالات خارجی هستید که به فارسی ترجمه شده است.
- میخواهید بدانید زیستن با یک خانوادهی مهاجر در یک فرهنگ غربی چه تجربیاتی میتواند داشته باشد.
- به مسائل زنان، کلیشههای جنسیتی و موضوعاتی مثل رابطهی یک زن با بدنش علاقهمندید.
در بخشی از کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت: مجموعه جستارها میخوانیم
روی لباس آستینکوتاهی به توافق رسیدیم که با فونتی براق و درشت رویش نوشته شده بود "من بینقص نیستم ولی آنقدر به آن نزدیکم که خودم را هم میترساند!" با اینکه عاشق آن لباس شده بودم (خیلی هوشمندانه بود، در سکوت نبوغ را فریاد میزد، آنقدر که با جرئت میتوانستم بگویم باظرافت تمام مخاطب را تخریب میکرد.)، باز هم تا چند هفته به مامانم میتوپیدم. او میگفت لباسهایی مثل آن لباس آبی کاربنی به درد دخترهای بزرگی مثل دختردایی بیستسالهام میخورد، نه دخترهای راهنمایی چاقالو و کوتولهای مثل من. ولی آخر مادر من، کدام دختر بیستسالهای از مغازههای لباس بچه در والمارت خرید میکند؟ چند روز بعد از شروع کلاسهایم وضع بدتر شد، وقتی دشمن قسمخوردهام، استفانی، دقیقاً همان لباسی را پوشید که من میخواستم و کلی نگاه ناجور و زننده از سمت پسرها گرفت. عصر آن روز پاکوبان به خانه برگشتم. قرار بود آن نگاههای ناجور و زننده پسرها برای من باشد.
این خیال خام که لباسی پیدا کنم تا زندگیام را از این رو به آن کند، بارها در زندگیام تکرار شد. سال 2006 یک جفت کفش پاشنهبلند جلوباز از چرم مصنوعی. سال 2008 یک شلوار گشاد فاقبلند به رنگ کرمِ اوتمیلی. سال 2009 یک جلیقه سیاه پولکدار، یک لباس چسبان گیلاسی تقلبی از برند هروه لجر. همان لباس باندی "سال نوی امسال قرار است بترکانم!" که سال 2011 خریدم و هنوز هم دارمش و گاهی آن را از کمدم در میآورم تا یادم بیاورد کسی نشدم که میخواستم باشم. هنوز هم لباس محبوبم در کلاس دهم یادم است: یک تاپ گیپور نعنایی یقههفت، یک شلوار جین دمپا گشاد تیره و کفشهای پاشنهکوتاه برند مری جِین با طرح پروانههای مشکی و فیروزهای. این لباس را برای هر موقعیت مهمی میپوشیدم.
فهرست مطالب کتاب
سهم من از دنیا
ماجراهای من و سایزم
سفید و دوستداشتنی
فر-خن-ده
بیصدا
با مرام
رودخانه تاوی، رودخانه اِلبو
قدردانی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب روزی همگی خواهیم مرد و هیچی اهمیت نخواهد داشت: مجموعه جستارها |
| نویسنده | اسکاچی کول |
| مترجم | فرنوش جعفرزاده |
| ناشر چاپی | انتشارات راوشید |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 131 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8259-76-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای مقاله و جستار ادبی خارجی |
















