شکست یک دارایی است! کتاب از شکست تا اوج نوشتهی جان سی ماکسول راز تبدیل نقاط ضعف به نقطهی عطف موفقیت شغلی را به شما میآموزد. این نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز و خالق راهنماهای خودسازی قصد ندارد شما را به مسیری هدایت کند که هرگز در آن احتمال شکست نیست؛ بلکه قرار است راه ثمربخش کردن شکستها را با خوانندگان خود تمرین کند. شما از این پس در مسیری قدم میگذارید که شکست یکی از ملزومات پیشرفت در آن است.
دربارهی کتاب از شکست تا اوج
تلاش برای هرگز شکست نخوردن در نهایت به شکست منجر خواهد شد! ناکامیها بخشی از سرمایههای بالقوهی زندگی شما هستند. حالا وقت آن رسیده که راز تبدیل کردن این طلای خاموش به مزیت زندگی حرفهای و شغلیتان را یاد بگیرید. کتاب از شکست تا اوج (How to Get a Return on Failure) اثر جان سی ماکسول (John C. Maxwell) راز موفقیت و دلیل رشد افراد الهامبخش را، به شما خواهد داد.
هیچکس از شکست خوردن لذت نمیبرد! با این حال همهی ما ناگزیر از پذیرش این حقیقت هستیم: «شکست بخشی از مسیر است!» پس اگر دنبال راهی هستید که هرگز شکست را تجربه نکنید نوبت آن است که به مفهوم شکست و پیروزی نگاهی دوباره بیندازید. شاید پس از مرور کتاب از شکست تا اوج جان سی ماکسول، دیگر رویارویی با حقیقت شکست آنقدرها هم تلخ و سخت نباشد.

شکست و موفقیت؛ دو روی یک سکه!
رسیدن به پیروزی آن هم بعد از بارها چشیدن طعم تلخ شکست، بیشتر به آرزویی دور و دراز میماند، اما بیایید دستکاری کوچکی در نگرش خود ایجاد کنیم و به جای آنکه شکست و موفقیت را دو نقطه کاملاً جدا و متضاد بدانیم، فاصلهی میان آنها را برداریم. درون هر اشتباهی سودی نهفته شده. در کتاب از شکست تا اوج انتشارات زمان تغییر این موضوع را از ابعاد مختلف بررسی خواهیم کرد.
جان مکسول معتقد است که هر موفقیتی از دل هزاران ناکامی بیرون آمده و هر شکست نیز میتواند بذر یک موفقیت در آینده باشد. برای کشف ارتباط میان این دو مفهوم، او به سراغ مثالها و تجربههای خود و دیگر افراد موفق در دنیای کسب و کار میرود. اینجاست که متوجه میشویم معضل مشترک میان خواستاران پیشرفت شغلی، شکست خوردن نیست، بلکه نحوه واکنش به نافرجامیهاست.
چگونه از مزایای شکست بهره ببریم؟
بسیاری از افراد پس از یک اشتباه متوقف میشوند، اما کسانی که پیشرفت میکنند، شکست را تحلیل میکنند، از آن درس میگیرند و دوباره وارد میدان میشوند. سؤال اساسی اینجاست که چطور از شکست درس بگیریم؟ نویسندهی کتاب از شکست تا اوج با لحن ساده، انگیزشی و کاربردی، فرآیند درس گرفتن از اشتباهات را با شما در میان میگذارد. در این مسیر شما با مفاهیمی مثل «چرخه بهبود» و تفاوت میان «شکست مفید» و «شکست تکراری» آشنا خواهید شد.
رشد واقعی همیشه با سختی همراه است. اگر از آن دسته افرادی هستید که بعد از هر اشتباه مدتها خودتان را سرزنش میکنید یا از ترس شکست، شروع کردن را به تعویق میاندازید، خرید کتاب از شکست تا اوج دیدگاه شما را در اینباره به کلی دگرگون خواهد کرد. به این ترتیب خواهید دانست که شکست پایان راه نیست؛ بلکه هزینهای است برای یادگیری، بلوغ و موفقیتهای بزرگتر.
این کتاب با تلاش انتشارات زمان تغییر روانهی بازار شده است و ترجمهی آن با تلاش ساسان جعفرنیا و فاطمه خداپرست به دست شما میرسد.
کتاب از شکست تا اوج جان مکسول برای شما مناسب است اگر
- از شکست خوردن میترسید و پس از رویارویی با اولین چالشها، اهداف خود را نیمهکاره رها میکنید.
- به دنبال یک راهنمای تمرینمحور و راهگشا برای مواجهه با چالش کمال گرایی هستید.
- برای پیمودن مسیر موفقیت و رشد شغلی و شخصی نیاز به انگیزه و اعتماد به نفس بیشتری دارید.
در بخشی از کتاب از شکست تا اوج: چگونه اشتباه را به سکوی پرتاپ تبدیل کنیم میخوانیم
اغلب برایم شگفتآور است که مردم تا چه اندازه شگفتزده میشوند وقتی یکی از تلاشهایشان شکست میخورد یا با یک عقبگرد بزرگ روبهرو میشوند. چرا باید کسی انتظار داشته باشد که هر تلاشی بدون مشکل پیش برود یا هر کاری را بهطور کامل و بینقص انجام دهد؟ چنین چیزی ناممکن است. هیچکس بدون شکست در مسیر موفقیت پیش نمیرود. ما بهعنوان انسان باید انتظار شکست را داشته باشیم.
وقتی انتظار شکست را داشته باشید، شدت سقوط شما کمتر میشود و روند بازیابیتان کوتاهتر خواهد شد.
چارلی وتزل، همکار قدیمی من در نویسندگی، زمانی در هنرهای رزمی تمرین میکرد. او میگفت هنگامی که در آیکیدو آموزش میدید، یکی از نخستین چیزهایی که به او آموختند نحوۀ غلتیدن بود. او اهمیت این موضوع را نخستین بار زمانی فهمید که استادش او را به زمین انداخت. بهجای اینکه با صورت به زمین بخورد یا هنگام تلاش برای متوقف کردن سقوطش مچ دستش بشکند، تکنیک درست به او امکان داد ضربه را بپذیرد، روی شانۀ خود غلت بزند و دوباره روی پاهایش بایستد. بعدها، در سطوح بالاتر آموزش، آموخت که هنگام پرتاب شدن در هوا بچرخد و با ایمنی روی پهلوی خود فرود آید.
داستان مورد علاقۀ من دربارۀ اینکه چگونه پیشبینی شکست میتواند کمککننده باشد، برای من و اعضای تیمم در سال 1998 و در پایان یک سفر پنجروزۀ معرفی کتاب رخ داد. ما در حال پرواز به خانه بودیم و درست در آستانۀ فرود قرار داشتیم که هواپیمای چارتر ما با جریان شدید باد روبهرو شد و ناگهان بهطرزی هولناک بهسوی زمین سقوط کرد. اما درست در لحظهای که چرخها در حال تماس با زمین بودند، خلبان با قدرت اهرم گاز را جلو برد و هواپیما را دوباره به آسمان بازگرداند. این حادثه همۀ ما را تکان داد و ما از خداوند برای مهارت پروازی خلبان سپاسگزاری کردیم. او دور زد و در تلاش دوم بهآرامی فرود آمد.
بله































