معرفی و دانلود کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض
برای دانلود قانونی کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض
کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض، داستان طنز ایرانی با مضامین اجتماعی است. جابر حسین زاده نودهی، معضلات زیستن در طبقهی متوسط شهری را به تصویر کشیده است. در این رمان طنز ایرانی با ماجراهای مرد جوانی همراه میشوید که چندین سال است به روانپزشک مراجعه میکند تا راهی برای تحمل مشکلات زندگی بیابد.
دربارهی کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض
کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض، رمان طنز ایرانی با موضوعهای سرگشتگیِ هویتی، پوچیِ زندگیِ شهری و بحرانهای روانی نسل جوان است. جابر حسین زاده نودهی، دیوانگیِ عادیشده در جامعهی مدرن را با نگاهی طنازانه به نقد کشیده است.
شخصیت اول کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض، جوانی است به نام حامد. حامد، مهندس سیوچندسالهی مجردی است که در محلهی شهرک نفت سکونت دارد و سالها است بهخاطر فشارهای روانی، از عشق ناکام جوانیاش گرفته تا ترسهای کودکی و ناکامیهای دوران دانشجویی، به روانپزشک مراجعه میکند.
او که در جوانی دلباختهی دخترداییاش بود، هنوز هم زخم کهنهی این عشق دیرین را بر دل دارد و گویی تقدیرش شده که با لشکری از آدمهای بهظاهر عادی اما عمیقاً دیوانه درگیر شود. حامد در کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض، شخصیتی منفعل و آهنربایی است که این دیوانگان را جذب خود میکند و بیآنکه توانایی دفع آنها را داشته باشد، در خانهاش شاهد ورود و خروج آنها است.

طنز تلخ جابر حسینزاده نودهی از روزمرگی یک مهندس نیمه دیوانه
در ابتدای کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض، داستان با ماجرای حامد آغاز میشود که روی تخت دراز کشیده و پشتش حسابی درد میکند. روزبه، که دستی در ماساژ دارد، مشغول کار روی کمر اوست و مدام حرفهای بیربط میزند و چرندیات میگوید. گفتوگویی بامزه میان حامد و روزبه شکل میگیرد. از مضمون این گفتوگو کاملاً پیداست که شخصیتهای داستان، زندگی ملالآوری دارند.
در ادامه، لشکری از آدمهای دیوانه دوروبر حامد جمع میشوند. او در خانه مجردیاش در شهرک نفت، میزبان جوانی است که مدام از سفر حرف میزند؛ سفری که هیچگاه نمیداند مقصدش کجاست. یک مرید هم هست که با چشمانی گشاده، به دنبال مُراد دیوانهای میگردد تا گمشدهی معنوی خود را در وجود او پیدا کند. دختری هم در این میان پیدا میشود که از راز کائنات حرف میزند؛ گویی کشف حقیقت هستی، از یک قرص ضدافسردگی هم برایش واجبتر است. از طرفی، عمهای عاشقپیشه هم وارد گود میشود که ادعا میکند سالهاست در عالم خیال عاشق سربازی آلمانی است و حسرت وصال، تنها غم زندگیاش است.
وقتی دیوانهبازی شرط بقا میشود؛ طنز جابر حسینزاده نودهی
در بخشهای بعدی کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض حامد کمکم متوجه میشود که شاید اصلاً بیمار نبوده، بلکه فقط در جامعهای زندگی میکرده که بقا در آن، بدون دیوانهبازی ممکن نبوده است. اینجاست که طنز کتاب جان میگیرد. جابر حسینزاده با زبانی ساده، خودمانی و گاه بازیگوشانه، آنقدر بامزه از آدمهای عجیبوغریب و حرفهای نسنجیدهشان میگوید که نمیتوانید جلوی خندهتان را بگیری.
اگر از کتابهای شلوغ و پیچیده خسته شدهاید و میخواهید ساعتی با خنده، خودتان را در آیینهی دیوانگی تماشا کنید، این کتاب گل سرسبد شما است؛ پس با دانلود کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض و مطالعهی آن، غرق در دنیای شیرین و پاندایی این داستان طنز ایرانی شوید.
کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض برای شما مناسب است اگر
- در فکر خواندن یک کتاب طنز ایرانی هستید که داستانِ آن با ساختاری غیرخطی و برآمده از ذهن یک راویِ نیمهدیوانه روایت شده باشد.
- به مطالعهی رمان طنز ایرانی با موضوعاتی دربارهی سرگشتگیِ نسل جوان و انزوا علاقه دارید.
در بخشی از کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض میخوانیم
«مگه نمیفهمی؟ باز دیوانه شدی؟ ها؟» صدای زن شنیده نمیشود. شاید دارد آرام حرف میزند. یا از دادوفریاد مرد ترسیده و فقط دارد خیره نگاهش میکند. مرد بلندتر داد میزند «نه، نمیدونم... نمیدونم... نمیدونم.» بچهها حتماً دارند با مادهشیرهای توی کمد توطئه میکنند. بعید است به این راحتی عقب کشیده باشند. شاید هم روی نوک پا، آهسته آمدهاند کنار دیوار اتاقخواب و دارند به دعوای پدرومادرشان گوش میدهند. مرد ساکت شده، که یعنی زن دارد حرف میزند. مرد جواب میدهد «توی آسانسور دیدمش... توی آسانسور... ای خدا...» کلافه شده. اگر سوءتفاهمی ایجاد نشده باشد، حتماً یکیشان یوزپلنگبازی درآورده و آن دیگری دارد سینجیمش میکند. دعوا ناگهان تمام میشود. یک نفر کوتاه آمده یا نقشهای چیده برای حملهای سنگینتر در آیندهای نزدیک. بههرحال نگه داشتن آنهمه گورخر توی خانه زنها را محافظهکار میکند. خرج دارد نگهداریشان. از حمام میآیم بیرون و صدای زنگِ موبایلم را میشنوم. آقای شکارچی است.
«پیدا نشد آقا حامد؟»
«باور کنید نیست.»
«آخآخ. حسابی باعث دردسر هم شدیم برا شما... پدرِ ای بندهخدا لحظهی آخر از انگشتش آورده بود بیرون، داده بودش به ای بندهخدا. دو دقیقهی بعدش هم تِموم کرده بود. ایوای... حکایتیه ای لحظههای آخر.»
فهرست مطالب کتاب
یکدوم هالوپریدولِ 5، هر شب قبلِ خواب
یکچهارم پروپرانولولِ 40، یک چهارم کلونازپامِ 1، روزی دوبار
اضافه شود یکدوم نورتریپتیلینِ 25
لیتیوم کربناتِ 300، فعلاً روزی یکسومِ قرص
هر کدام دو عدد روزانه: بیپریدینِ 2، کاربامازپینِ 200
ظهر: فلوکستین 20 دو عدد، شب: سرترالینِ 50 یک عدد
فلوکستین و پاروکستین روزها، اسکازینا و لورازپام قبلِ خواب
فقط پیموزاید و رسپرودون، کلونازپام دیگر لازم نیست
از ده تا یک میشمرم و خوابت میبره
آمیتریپتیلین 25، فلوکستین 20، کلونازپام 2، هر کدام سه عدد روزانه
یوگا و مدیتیشن، همین. بهتدریج قرصها را کم میکنیم. لبخند بزن!
ورزش رزمی، نوروفیدبک همراهِ روانکاوی
سیتالوپرام، یک قرصِ کامل. پیادهروی هر روز پیش از غروب
چهکار کردی با خودت؟ با یکدوم هالوپریدولِ 5 شروع میکنیم. همیشه اینقدر لبخند میزنی؟
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دور سیاه، در اندیشه انقراض |
| نویسنده | جابر حسین زاده نودهی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 139 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-229-391-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان طنز ایرانی |


















