معرفی و دانلود کتاب به قول مردم گفتنی: چندوچونی خندستانی
برای دانلود قانونی کتاب به قول مردم گفتنی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب به قول مردم گفتنی: چندوچونی خندستانی
کتاب به قول مردم گفتنی اثری در حوزهی ادبیات عامه ایران است که جواد مجابی آن را با زبانی طنز به نگارش در آورده است. این نویسنده با استفاده از زبان کوچه و بازار و ضربالمثلهای ایرانی داستانهایی را خلق کرده و با این ترفند ضمن سرگرم کردن خواننده با روایت و داستان، فرهنگ عامه و زبان کوچه و بازاری را که در دست فراموشی است، حفظ کرده است.
دربارهی کتاب به قول مردم گفتنی
جواد مجابی در کتاب به قول مردم گفتنی دست به کار ارزشمندی زده است؛ کاری که پیش از او بزرگانی همچون احمد شاملو و صادق هدایت در آن کوششهایی داشتهاند. نویسنده در این کتاب با جمعآوری ضربالمثلهای ایرانی در قالبی داستانی و طنز سهم بهسزایی در پاسداشت و نگهداری فرهنگ عامه و ادبیات عامه داشته است و مخاطبان را هرچه بیشتر با ادبیات کوچه و بازاری که رو به افول و فراموشی رفته است، آشنا میکند.
جواد مجابی نویسندهی کتاب به قول مردم گفتنی فقط به جمعکردن ضربالمثلها اکتفا نکرده است. او با نگاه دقیق و طنز خودش سراغ این رفته که هر کدام از این ضربالمثلها از کجا آمدهاند و در زندگی مردم چه معنایی دارند. او سعی میکند ذهنیت مردم قدیم را برای ما باز کند؛ ذهنیتی که گاهی پر از نکتههای حکیمانه است و گاهی هم طعنههای سیاسی یا نگاههای خاص به زندگی در آن دیده میشود. خواننده وقتی این کتاب را میخواند انگار دارد صدای زندگی مردم در کوچه و بازار را از دل تاریخ میشنود.

هنر اصلی جواد مجابی در این کتاب این است که به ضربالمثلهای خشک و خالی جان دوباره داده است. او با قلم خودش این جملههای کوتاه و قدیمی را گرفته و با اضافه کردن شخصیت و قصه به آنها، تبدیل به داستانهای کوتاه و شنیدنی کرده است. کتاب به قول مردم گفتنی فقط یک کتاب برای مطالعه یا حفظ کردن ضربالمثلها نیست، بلکه مجموعهای از داستانهای شیرین است که به ما یاد میدهد چطور میتوانیم میراث قدیمی مردم را از لای کتابها بیرون بکشیم و با کمی خلاقیت آنها را دوباره زنده کنیم و در دنیای امروز به کار ببریم.
به قول مردم گفتنی و ریشههای تاریخی فرهنگ عامه
کتاب به قول مردم گفتنی در مقدمهی خود میگوید که با ورود رسانههایی چون رادیو و روزنامهها از دههی بیست، جایگاه فرهنگ شفاهی و ضربالمثلها در زندگی مردم دستخوش تغییر شد. در این دوران، با تبدیل مردم از گوینده به شنونده، رابطهی دولت و ملت دگرگون و نوع بیان و مکالمهی عمومی نیز تغییر یافت؛ بهطوری که فرهنگ شفاهی بهتدریج از کارکرد پیشین خود فاصله گرفت و گاه حتی به اشتباه عاملی برای عقبماندگی یا خرافه انگاشته شد
به اعتقاد جواد مجابی در به قول مردم گفتنی در چنین فضایی، نویسندگان و هنرمندانِی همچون دهخدا، جمالزاده و هدایت، متوجه خطر ازبینرفتن این میراث شدند. آنها آستین همت بالا زدند تا با گردآوری لغات، اصطلاحات و آیینها، پیکرهی این فرهنگِ آسیبپذیر را در امان نگه دارند و راه را برای پژوهشگرانِ بعدی، همچون شاملو و ابوالحسن نجفی، هموار سازند.
این کتاب جواد مجابی، تداومبخش همین مسیر ارزشمند در ثبت و بازتاب ادبیات عامیانه فارسی است. او با رجوع به مثلها و روایتهای کوچه و بازار، به ما نشان میدهد که این متون ظاهراً ساده چطور میتوانند حامل تاریخ، اخلاق و نگاه مردم به جهان باشند. نویسنده با گردآوری و بازنویسی این مثلها، بخشی از گذشتهی فرهنگی را که ممکن بود به دست فراموشی سپرده شوند، دوباره پیش چشم خواننده میآورد.
اگر میخواهید ضمن لذت بردن از یک متن با جایگاه فرهنگ عامه در تاریخ ادبیات معاصر آشنا شوید، دانلود کتاب به قول مردم گفتنی در دسترس شما قرار دارد. این کتاب به همت نشر چشمه منتشر و به بازار نشر عرضه شده است.
کتاب به قول مردم گفتنی برای شما مناسب است اگر
- نمیخواهید ادبیات کوچه و بازاری و فرهنگ عامه را به دست فراموشی بسپارید.
- به ادبیات شفاهی، ضربالمثلها و متلها علاقهمندید و میخواهید در این حوزه پژوهش کنید.
در بخشی از کتاب به قول مردم گفتنی: چندوچونی خندستانی میخوانیم
«نشان دزد را از کی باید پرسید، از داروغه.» اولاً این را میدانیم که منصب داروغه امری متعلق به قدیم است و تا دوران قجر مطرح بوده است. و در زمان ما شغلی است منسوخ. اما دزدی زمانناپذیر و بیکران است. دزدها توانستهاند از خیلی قدیم تا حالا هویت و کارکرد شغل شریف خود را حفظ کنند حتى شکلها و شیوههای این حرفه را بسیار گسترده و دقیقتر کنند. پس ما در این مثل با دو شغل روبهرو هستیم که یکی متعلق به گذشته است و دیگری سکهی رایج زمان ماست. جمع این دو زمان، از نظر فلسفی چندان آسان نیست.
حالا از این ایراد منطقی که بگذریم و دزده را ببریم به زمان آن داروغه باز هم این مثل محل اشکال است. یعنی داروغه همهی دزدها را میشناخته و آنها راست، راست آزادانه میچرخیدهاند تا اینکه مالباخته از داروغه نشانی آنها را میپرسیده و آن مقام محترم آدرس او را به شخص دزد زده میداده است. اینجور معنا کردن مثل، بدآموزی است. یعنی داروغه با دزد همدست بوده؟ این تفسیر که بدتر شد. بهتان میزنی که دزد و داروغه دستشان توی یک کاسه بوده است؟ فقط میتوان اینطور توضیح داد که داروغه از سر خیرخواهی و کمک به همنوع؛ نشانیِ همهی دزدها را فهرست کرده و حاضر داشته است و این از لوازم شغلش بوده. بیتابانه منتظر بوده که شهروند زیاندیده از سرقت، نشانیِ دزدان را بپرسد تا وی صادقانه و دقیق جوابش را بدهد.
هر چه سعی میکنم در ذهن سادهام داروغهی سابق را از هر اتهامی تبرئه کنم اما این ضربالمثل دوپهلو را کجای دلم بگذارم که «پول داروغه کیسه را پاره میکند.»
فهرست مطالب کتاب
اشارهی نسبتاً مهم
سومشخص و راوی نامرئی
جونِ شما جونِ خونه، علیالخصوص صندوقخونه
سالمندان همدیگر را جر میدهند
اینش رو اونش افتاده
کجخلقیِ اولصبحی
روزان روزش...
در این تیمارخانه
الدرمبلدرمِ الکی
حالی بیقالومقال
خلایق هر چی لایق
احوال آنان و شرب الیهودشان!
تو این مزار کسی نیس
به قول مردم گفتنی
حکایات راویِ نامرئی
از حکایات متفرقه
این آب و نان چرخ...
تتمه
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب به قول مردم گفتنی: چندوچونی خندستانی |
| نویسنده | جواد مجابی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 117 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-0096-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای ادبیات عامه ایران، کتابهای طنز منثور، کتابهای داستان و رمان طنز ایرانی، کتابهای ضرب المثل |






















