کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی اثری پژوهشی است که با تکیه بر قصهها و روایتهای عامیانه، تصویری از هویت ایرانی در یکی از مهمترین دورههای تاریخ ایران ارائه میدهد. محمد حنیف با بررسی منابع شفاهی و مکتوب، نشان میدهد که ادبیات عامه چگونه بازتابدهندهی باورها، ارزشها، زبان، فرهنگ و شیوهی زندگی مردم بوده و میتواند ابعاد کمتر دیدهشدهی هویت ملی را آشکار سازد.
دربارهی کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی
کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی نوشتهی محمد حنیف، پژوهشی میانرشتهای در حوزهی ادبیات عامه، تاریخ فرهنگی و مطالعات هویت است که میکوشد مؤلفههای هویت ملی ایرانیان را در قصههای رایج عصر صفوی واکاوی کند.
محمد حنیف با این نگاه که قصههای عامه تصویری زنده از زندگی، باورها، آیینها، زبان، روابط اجتماعی و احساسات مردم ارائه میکنند، آنها را منبعی ارزشمند برای شناخت فرهنگ و ذهنیت جامعه میداند؛ جنبههایی ارزشمند که معمولاً در منابع رسمی تاریخی کمتر بازتاب یافتهاند.

تحلیل هویت ایرانی در قصههای عامه عصر صفوی
کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی محمد حنیف، پس از تبیین مفاهیمی مانند هویت، هویت ملی، فرهنگ و ادبیات عامه، به بررسی قصههای شفاهی و مکتوب دورهی صفوی میپردازد. بخش مهمی از این پژوهش به روایتهای شفاهی مربوط به شاهعباس و دیگر پادشاهان صفوی اختصاص دارد و در کنار آن، آثاری همچون اسکندرنامه، حسین کرد شبستری، هزارویک روز، شاهزاده شیرویه و فلکنازنامه از منظر عناصر هویت ملی تحلیل میشوند.
محمد حنیف با بررسی مؤلفههایی مانند سرزمین، زبان، تاریخ، مذهب، نظام سیاسی، آدابورسوم و میراث فرهنگی مشترک، تصویری از هویت ایرانی در یکی از مهمترین دورههای تاریخی ایران ارائه میدهد. همچنین، ضمیمهی کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی انتشارات علمی و فرهنگی، مجموعهای از قصههای شفاهی گردآوریشده دربارهی شاهان صفوی را در بر میگیرد که ارزش پژوهشی این اثر را دوچندان کرده است.
خرید کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی را به علاقهمندان تاریخ فرهنگی ایران، ادبیات عامه و پژوهشهای هویتشناسانه پیشنهاد میکنیم. این اثر با نگاهی تحلیلی و مستند، لایههای پنهان فرهنگ و هویت ایرانی را از خلال قصهها و روایتهای مردمی عصر صفوی آشکار میسازد و منبعی ارزشمند برای دانشجویان، پژوهشگران و دوستداران فولکلور ایران به شمار میآید.
کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی برای شما مناسب است اگر
- به پژوهش در ادبیات عامه، فولکلور و فرهنگ مردم ایران علاقهمند هستید.
- میخواهید هویت ملی ایرانیان در دورهی صفوی را از دریچهی قصهها و روایتهای مردمی بشناسید.
- در زمینههای تاریخ فرهنگی، تاریخ اجتماعی یا مطالعات هویت پژوهش میکنید.
- به دنبال منبعی پژوهشی برای شناخت باورها، آدابورسوم، زبان و شیوهی زندگی ایرانیان در عصر صفوی هستید.
در بخشی از کتاب هویت ملی در قصههای عامه دوره صفوی میخوانیم
دختر گفت: «قبلۀ عالم، مهمان هرکس باشد محترم است. من هم به شما بسیار احترام گذاشتم. ولی ازآنجاییکه بهشدت خسته بودید، احترام مرا نادیده گرفتید. سرورم، موقعی که از اسب پیاده شدید، از من جام آب سردی خواستید که اگر درمقابل دستور شما اطاعت میکردم، مهماننوازی را رعایت نکرده بودم: در این هوای گرم و با این تشنگی، اگر آب سردی به دستتان میدادم و مینوشیدید، خائن بودم. زیرا در آن موقع، تمام خون بدنتان در جریان بود و همین که آب سرد روی آن خون میریخت، از حرکت میایستاد و موجب بیماریتان میشد.»
شاهعباس از دانایی و لیاقت دختر خرسند شد و بلافاصله پرسید: «دربارۀ اسبم چه دلیلی داشتید؟»
دختر در پاسخ شاه گفت: «اسب شما هم از راه رسیده و بسیار خسته و کوفته شده بود. از قصد او را رها کردم تا در حیاط قدری گردش کند تا دستوپایش نرم شود. زیرا ممکن بود همینکه او را میبستم و به او آب میدادم، خون بدنش راکد شود و از حرکت باز ایستد و دستوپایش بیحس شود. ازاینرو، میخواستم خدمتی کرده باشم.»
شاهعباس به فکر فرو رفت. از کردار دختر تعجب کرد و در دل به او آفرین گفت. ولی ازآنجاییکه مایل بود دختر را بیشتر بشناسد، از او سؤال کرد: «این دو جوابتان را باور کردم، ولی پرسشم دربارۀ پدرتان را چگونه جواب میدهید؟»
دختر گفت: «قبلۀ عالم به سلامت باشد. در دهکدۀ ما، مدتی میان دو نفر کدورت بود. این دو باهم رفتوآمدی نداشتند. پدرم واسطه شد تا میانشان صلح برقرار کند و دشمنی ایشان را به دوستی تبدیل کند.»
بله






















