معرفی و دانلود کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود
برای دانلود قانونی کتاب ویس و رامین و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود
فکر نکنید عاشقانههای قدیمی یعنی گریه زیر باران، مرگهای شاعرانه و آدمهایی که برای عشقشان کوه میکندند؛ کتاب ویس و رامین اصلاً از این جنسها نیست. این کتاب قصهی یک عاشقانهی زمینی است؛ پر از اشتباه، دودلی، تصمیمهای عجیب و آدمهایی که دقیقاً مثل ما گاهیوقتها نمیدانند دلشان با کیست. پیام ابراهیمی این قصهی کهن را با زبانی طنز و امروزی بازآفرینی کرده است.
دربارهی کتاب ویس و رامین
اصل داستان کتاب ویس و رامین را فخرالدین اسعد گرگانی هزار سال پیش نوشته است. قصهای آنقدر زنده و امروزی که هنوز هم جواب میدهد. حالا پیام ابراهیمی آمده و بدون اینکه استخوانبندی اصلی داستان را به هم بریزد، آن را از حس و حال قدیمیاش درآورده و با یک قلم شوخ و طناز، تحویل نوجوان امروز داده است. نتیجه؟ داستانی که هم میخنداند، هم فکرت را قلقلک میدهد و هم بیادعا جلو میرود.
ماجرا از کودکی شروع میشود. ویس و رامین کنار یک دایه بزرگ میشوند. بازی میکنند، کلکل دارند و کمکم وارد دنیایی میشوند که پر است از قول و قرارهای عجیب، حرفهای ریشسفیدها، پادشاههایی که فکر میکنند همهچیز را میدانند و تصمیمهایی که زندگی آدمها را پیچیدهتر میکنند. این وسط شکارچی فیل هم داریم، عشقهای نصفهنیمه و عشقهای فراموششده هم داریم و کلی موقعیت بامزهی دیگر که هیچ نمیدانی بعدش چه میشود.
قصهی یک عشق واقعی با تمام پستیبلندیها و پیچوخمهایش
عشق در این داستان تمیز و بینقص نیست؛ ویس اول دل میبندد، بعد نظرش عوض میشود. رامین عاشق میشود، اشتباه میکند، عقب میکشد، برمیگردد. اینجا کسی جام زهر نمینوشد. کسی خودش را قربانی نمیکند. خبری از عشقهای ازلی و ابدی نیست که آخرشان هم معمولاً مشخص است. این عشق شبیه یک زندگی عادی است. گاهی درست، گاهی غلط و گاهی هم گیجکننده پیش میرود.
پیام ابراهیمی با شوخیهای ریز، روایت روان و نگاه امروزی، ویس و رامین را به داستانی تبدیل کرده که میشود راحت خواندش و راحت دوستش داشت. او بدون شعار و نصیحت، قصهاش را تعریف میکند و میگذارد در انتها خودت قضاوت کنی که آسمان این عشق چه رنگی است.
اگر دنبال یک عاشقانهی ایرانی متفاوت هستی، اگر دوست داری قصههای قدیمی را با دیدی متفاوت ببینی، این نسخه از ویس و رامین از نشر هوپا را بخوان و با اشکها و لبخندهای داستان همراه شو.
کتاب ویس و رامین برای شما مناسب است اگر
- از خواندن عاشقانههای قدیمی لذت میبرید و به خصوص در رده سنی 17 تا 30 سال هستید.
- دنبال یک عاشقانهی ایرانی متفاوت و غیرکلیشهای هستید.
- از داستانهای طنزآمیز و خوشخوان لذت میبرید.
- دوست دارید قصههای قدیمی را با نگاهی تازه بخوانید.
- به روایتهایی علاقه دارید که هم سرگرمکنندهاند و هم قابل فکر کردن.
در بخشی از کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود میخوانیم
چندی بعد فرزند شهرو به دنیا آمد که از شانس موبدشاه دختر بود و نام او را ویس گذاشتند. در کتابهای مختلف نقل است که ویس دختری زیباروی بود. خیلیها نوشتهاند به پنجهی آفتاب میمانست. خیلیها نوشتهاند ماه شب چهارده بود. برخی گفتهاند ستارهای دنبالهدار بود. عدهای او را به ستارهی قطبی تشبیه کردهاند و بعضی هم او را چون دب اصغر خواندهاند. اما نظر من را بخواهید به هیچکدام این حرفها نمیشود اعتماد کرد. کتابهای تاریخی عادت دارند دختران تمام پادشاهها را زیبا توصیف کنند. تقصیر خودشان هم نیست، پادشاهان خوب پول میدادند، مورخان هم خوب توصیف میکردند. در تحقیقاتی که خودم داشتم متوجه شدم هیچ تصویری از ویس در دست نیست. از این قضیه چنین نتیجه گرفتم که او آنقدر زشت بوده که خانوادهاش به هیچکس اجازه ندادهاند از چهرهاش نقاشی کند.
از زیبایی و تصویر که بگذریم در اینجا ما با فقدانی اساسی در اطلاعات موثق روبهرو هستیم. نه که بخواهم کمکاری کنم یا دورتان بزنم، نه! باور کنید اطلاعاتی به دست نیاوردم. ویس از مهاباد و رامین بهعنوان برادر پادشاه دوتا بچهی فسقلی هستند که صدالبته برای مورخان جذابیتی ندارند. این را هم اضافه کنم که این دو همزمان برای آموزش نزد یک دایه فرستاده میشوند و برای همین حتی در دربار هم نیستند که شاعر نوپایی در وصف شیرینیشان چهار مصرع سروده باشد که ثروتی به هم بزند. بنابراین طبیعیست که هیچ اطلاعاتی از آنها در دسترس نباشد. احتمالاً تنها سند معتبر روزنویسهای پیرمردی ریشسپید است که در روزهای آخر حضور آن دو نزد دایه، برای میانبُر زدن از دیوار خانهی دایه بالا میرفته، از حیاط رد میشده و به بازاری میرفته که درست پشت خانهی دایه قرار داشت.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب ویس و رامین: به روایت ریش سپیدی که پایش لب گور بود |
| نویسنده | پیام ابراهیمی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 171 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8025-08-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای قصههای کهن نوجوان، کتابهای داستان و رمان طنز نوجوان، کتابهای داستان و رمان طنز ایرانی، کتابهای داستان کهن فارسی |






















