معرفی و دانلود کتاب رابعه و بکتاش: بر اساس الهی نامهی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
برای دانلود قانونی کتاب رابعه و بکتاش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب رابعه و بکتاش: بر اساس الهی نامهی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
وقتی عشقهای کهن دوباره جان میگیرند... امیر عباسیان با اقتباس از الهینامهی عطار نیشابوری، کتاب رابعه و بکتاش را به نگارش درآورده و ماجرای عاشقانهی آنها را با نثری روان بازنویسی کرده است. نوجوانان با مطالعهی این کتاب، به دل تاریخ میروند و داستانی کهن و سرشار از عشق و اندوه با پایانی شگفتآور و تکاندهنده میخوانند.
دربارهی کتاب رابعه و بکتاش
عشق در هر زمانهای تازه و جذاب است، فرقی نمیکند که در زمانههای دور جان گرفته باشد یا در میانهی هیاهوی امروز. این است که شرح عطار نیشابوری از عشق رابعه و بکتاش در کتاب الهینامه همچنان میتواند مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند. ازاینرو، امیر عباسیان دست به کار شده تا در کتاب رابعه و بکتاش این ماجرای عاشقانه را با بیانی ساده و نثری سلیس برای نوجوانان بازنویسی کند.
در این قصهی قدیمی، ماجرا از این قرار است که رابعه کعب خضداری، اولین زن شاعر پارسیزبان، دل به مردی به اسم بکتاش میبندد. سادهانگارانه است که این ماجرا را این چنین ساده بدانیم. چراکه رابعه نهتنها زنی اهل سخن و کمالات است و به توانمندیهایش در رزم شهرت دارد، بلکه خواهر والی بلخ نیز است. حالا این دختر دل به بکتاش، غلام برادرش باخته! و این همان گرهی است که به داستان عاشقانهی رابعه و بکتاش جذابیت میبخشد و دلها را نگران سرانجام خود میکند.
روایتی روان از عشقی جسورانه در دل تاریخ
ماجرا آنجایی عجیبتر میشود که رابعه خودش پا پیش میگذارد و عشقش را به بکتاش ابراز میکند، آن هم در زمانهای که چنین حرکتی جسورانه و یاغیگرانه محسوب میشود. در آن سوی داستان، بکتاش نیز دلباختهی رابعه میشود و به این ترتیب هر دو تصمیم میگیرند که بیباکانه برای وصال مبارزه کند. بیخبر از آنکه سرنوشت چه آیندهای برایشان رقم خواهد زد!
امیر عباسیان که سالهاست برای کودکان و نوجوانان قلم میزند، در داستان اقتباسی رابعه و بکتاش نظم عطار را به نثر بدل میسازد و به شکلی ماهرانه ماجرای این عشق ممنوع را به شیوایی نقل میکند تا مخاطبان نوجوان بیآنکه از سنگینی کلام خسته و دلزده شوند، دل به این قصهی کهن بسپارند؛ قصهای که در نگاه اول افسانهای به نظر میرسد اما رویدادی سراسر واقعیت است.
گفتنیست که کتاب رابعه و بکتاش، با تلاش نشر هوپا روانهی بازار کتاب شده است.
کتاب رابعه و بکتاش برای شما مناسب است اگر
- نوجوان هستید و از خواندن قصههای کهن پارسی لذت میبرید.
- در پی کتابی میگردید که قصههای کهن را با زبان و بیانی روان بازنویسی کرده باشد.
- دلتان میخواهد با نثری شیوا به مرور داستان عاشقانهای در دل تاریخ مشغول شوید.
در بخشی از کتاب رابعه و بکتاش: بر اساس الهی نامهی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری میخوانیم
- بانویم...
صدایی از آن سوی دهلیز از میان خشتها دوید و به گوش رابعه رسید. دختر تنها بود. میخواست به آن سوی کاخ برود، تا حیاط سوم. اتاق بکتاش آنجا بود. باید میدیدش. برگشت. آن سوی ورودی دهلیزِ کوتاه و سرد، قامتی بلند مانع نور شده و رنگ سیاهی گرفته بود.
- رابعه...
این صدا چه گستاخانه نامش را میخواند و چه آهنگ شیرینی داشت. پاهای دختر انگار به زمین قفل شدند. بازوانش، شانههایش، زانوانش و انگشتانش همه سنگ شدند. عرق سرد روی ساعدش نشست. دست برد و دنبالهی دستار کتان سبزش را دور گردنش سفت کرد. جز بکتاش کدام غلام جرئت این را داشت که به نام صدایش کند؟ قامت سیاه قدم برداشت و جلوتر آمد. رابعه بیحرکت مانده بود. سیاهی تن بکتاش بزرگ و بزرگتر میشد. رابعه چشمهایش را بست. بوی یک مرد در هوای دهلیز نزدیک میشد و لرزه به اندام رابعه مینشاند. بکتاش سر آستین رابعه را میان انگشتانش گرفت و به یک حرکت قفل پاهای دختر را شکست و چرخید و در چوبی میانهی دهلیز را باز کرد. رابعه ترسید. چشمانش را باز کرد. نفسش بالا نمیآمد. در به راهرویی تاریک باز میشد که تا به حال ندیده بودش.
داخل که شدند بکتاش در را بست. باریکههای نوری که از لای چوبهای در تو میزد انگار تنها امید دختر بودند. پیاپی نگاهش به نور میدوید و پس از آن به سیاهی گرمی که جلوی صورتش بود. کمکم سایهی تن غریب و آشنای بکتاش از میانهی تاریکی پیدا شد. تنش نور میگرفت به چشمان رابعه. این قامت هیچگاه چنین نزدیک نبود. صدای نفس بکتاش را میشنید و گرما و تکرار مدامش را در نزدیکی صورتش حس میکرد. دوباره چشمانش را بست. اتاق بوی تند سرکه میداد. وهم نزدیکی و گرمای دستی به جانش افتاد و رعشه به انگشتها و دندانهایش انداخت.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب رابعه و بکتاش: بر اساس الهی نامهی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری |
| نویسنده | امیر عباسیان |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 136 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8025-03-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای قصههای کهن نوجوان، کتابهای داستان و رمان عاشقانه نوجوان |















