معرفی و دانلود کتاب بیرون
برای دانلود قانونی کتاب بیرون و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب بیرون
کتاب بیرون، روایتی مجذوبکننده و ژرف با موضوع جستجوی معنای زندگی دارد. امیر عباسیان، نویسندهی کتاب، با قلمی جذاب و لحنی دلنشین، دلتنگی و مشکلات احساسی را در قالب داستانی خواندنی گنجانده است. این داستان ایرانی، دربارهی پسری با نام آتیلا است که مادرش را از دست داده و علاقهای به بیرون رفتن از خانه ندارد. مشکلات احساسی میان آتیلا و پدرش، وی را وادار به ترک منزل میکند. حضور قهرمان داستان در بیرون، اتفاقهای پیچیدهای را بههمراه دارد.
دربارهی کتاب بیرون
کتاب بیرون، قصهای با موضوع پیداکردن هویتِ خویش و یافتن معنای زندگی دارد. امیر عباسیان، نویسندهی کتاب، تصویری روشن از دلتنگیهای انسان امروزی و گسست میان نسلها در این اثر مطرح کرده است. آتیلا، قهرمان داستان بیرون، در کودکی مادر خود را از دست داده است. این پسرِ نوجوان، با پدرش زندگی میکند. میانهی آتیلا و پدرش، همواره شکرآب است و دائم با هم مشغول مشاجره هستند. این وضعیت، آتیلا را روزبهروز سرخوردهتر میکند. سرخوردگیِ شخصیت اول داستان، میل به ماندن در خانه را در وی افزایش میدهد. در نتیجه، آتیلا به جای علاقه به بیرون رفتن، ترجیح میدهد که در خانه بماند و در اتاقش مشغول به کار شود.
امیر عباسیان، مفاهیم سنگین فلسفیِ چون گمکردن هویت، غربت و جستجوی معنا را بهخوبی در شخصیت آتیلا بازتاب داده است. در نتیجه، ضمن لذت بردن از تندبادِ وقایع و فضاسازیهای جذاب کتاب بیرون، بهصورت ناخودآگاه با دردها و پرسشهای بنیادین روبهرو میشوید. پس از مدتها مشاجره و دلخوری میان آتیلا و پدرش، عرصه بر شخصیت اول داستان تنگ میآید. آتیلا تصمیم میگیرد که عطای خانه را به لقایش ببخشد و از انزوای درون، به بیرون فرار کند.

پرندهای که از قفس پرید؛ فرار آتیلا برای یافتن خویشتن
قهرمان کتاب بیرون، نقشهای برای گریز از منزل طرح میکند. آتیلا به ایستگاه قطار میرود خودش را به ارس میرساند. این وضعیت، از آن حکایت دارد که انسانِ امروزی، گاهی ممکن است برای یافتن معنای واقعی زندگی از خودِ پیشین و فضای سنتیِ خانه جدا شود و بهسوی ناشناختهها برود. سفرِ آتیلا، فراتر از گشتزنی ساده است. کاراکتر اول قصه در این سفر با خودش روبهرو میشود تا معنای زندگی را پیدا کند. در این مسیر، شخصیتهای دیگری نیز به داستان اضافه میشوند تا آتیلا، تضاد میان دنیای طوفانی درون و شادیِ سادهی بیرون را بهتر درک کند و از دلِ همین تفاوتها، راهی برای خروج از انزوا و یافتن هویت واقعی خویش بیابد.
سبک روایت رمان ایرانی بیرون، بر پایهی فضاسازیهای خیرهکننده و تصویرمحور بنا شده است. امیر عباسیان با بهرهگیری از تکنیک جریان سیال ذهن، خواننده را به درونِ توفانِ ذهنی آتیلا میکشد و فرارِ فیزیکی او به سمت رودخانه ارس را به یک سفر نمادین برای پالایش روح و یافتنِ خود تبدیل میکند. این سبکِ نگارش باعث شده تا داستان فراتر از یک روایتِ ماجراجویانه صرف، اثری عمیقاً انسانی باشد که بحرانهای هویتی و شکاف میان نسلها را با حساسیتی هنرمندانه بازتاب میدهد و جذابیت آن را برای مخاطب امروزی دوچندان میسازد.
کتاب بیرون امیر عباسیان را انتشارات هوپا چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب بیرون برای شما مناسب است اگر
- میخواهید داستانی با مضمون جستجوی هویت و پیداکردن معنای زندگی مطالعه نمایید.
- به داستانهای ایرانی علاقه دارید و از مطالعهی قصهای دربارهی نوجوانی تنها و جویای معنای زندگی لذت میبرید.
- فعال حوزهی ادبیات داستانی ایرانی هستید و میخواهید یکی از رمانهای معروف این حوزه در چند سال اخیر را بخوانید.
در بخشی از کتاب بیرون میخوانیم
ولی شده که یکوقتهایی آدمها میآیند مینشینند، خیلی شیک، صاف و مرتب روی مبل و بعد شروع میکنند: داستان، سیگار، داستان، احتمال، احتمال، سیگار، تندنویسی، خنده، جوک، کاراکتر، داستان، خطخطی، سیگار... بلند میشوند، مینشینند، راه میروند، لباسهایشان چروک برمیدارد، یکی را میکُشند، یکی را فراری میدهند. بعد کمکم دستهایشان میرود لای موهایشان، زانوهایشان جمع میشود توی سینههایشان، زنها نوک موهایشان را میجوند، مردها پوست لبشان را، نوک سبیلشان را؛ یکی عاشق میشود، ولی پدرش مریض است؛ یکی پول ندارد، دنبال پولدرآوردن است؛ یکی دوستپسرش توی آتشسوزی پلاسکو کشته شده؛ یکی به آخر خط رسیده. بعد دوباره سیگار... زنها دراز میکشند، سیگار... گرسنه میشوند، پیتزا، نوشابه، سیگار....
آدمها وقتی دستهجمعی فیلمنامه مینویسند، خیلی جالبترند، انگار مغزشان یکهو روشن میشود. اصلاً چرخدندههای سرشان را میشود دید که میچرخد، یا پیستونهای مغزشان که تندتند بالا و پایین میرود، جرقه میزند... بعد ایدههایشان که آتش میگیرد، دود از گوشهایشان میزند بیرون. بعد آب دهانشان راه میافتد، کف میکند، بعد خشک میشود. اینجاست که تازه یادشان میافتد من هم هستم: «آتیلاجون، اون چای چی شد پسرجان؟»
اینجور وقتها، چایدادن روی مخ نمیرود. کافی است هر نیم ساعت یک بار بهشان چای بدهی. بروی پنجره را باز بگذاری تا دود سیگارشان برود بیرون. اگر هم هوای بیرون سرد بود، هواکش را بزنی. ولی باز بوی سیگار میگیرند مبلها، صندلیها، رومیزی. نه که بدم بیاید، عادت کردهام به آن. بد هم نیست آنقدرها. با بوی چرم که قاطی میشود، یک کِیف ریزی پیدا میشود تویش. ولی وقتی همه با هم روشن میکنند، نه. آن موقع، دود سیگار خیلی روی مخ است، خیلی اَن است.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب بیرون |
| نویسنده | امیر عباسیان |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 248 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204-056-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی ایرانی، کتابهای داستان و رمان واقعی ایرانی |

















