معرفی و دانلود کتاب قبرستان سقف ندارد
برای دانلود قانونی کتاب قبرستان سقف ندارد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب قبرستان سقف ندارد
کتاب قبرستان سقف ندارد، مجموعهای شامل پنج داستان کوتاه به قلم سامان آزادی است. داستانهای این کتاب هرچند از نظر محتوا و فضا کاملاً از یکدیگر مجزا هستند، اما نگاه دقیق نویسنده به جزئیات زندگی، جهانهای متفاوت آنها را به یکدیگر متصل میکند و باعث میشود تا مخاطب با اشتیاق سطر به سطر کتاب را برای کشف لایههای درونی هر داستان دنبال کند.
دربارهی کتاب قبرستان سقف ندارد
کتاب قبرستان سقف ندارد نوشتهی سامان آزادی، مجموعهای از پنج داستان کوتاه است که با نامهای «صد برگ»، «بعد از آن باران»، «بگذار تصور کنم»، «هشتاد سنگ صاف سفید» و «این یکی را هم بخوان؛ لطفاً!» منتشر شده است. در تمام این داستانها، نویسنده از زاویهی دید اول شخص استفاده کرده است. این یعنی خواننده مستقیم وارد ذهن شخصیتها میشود و به حرفهای درددلگونهی آنها گوش میدهد.
این نوع روایت در کتاب قبرستان سقف ندارد باعث میشود خواننده خیلی زود با داستانها صمیمی شود. در کنار این موضوع، عنصر تعلیق هم در داستانها حضور پررنگی دارد. سامان آزادی نویسندهی کتاب میداند چطور داستان را پیش ببرد تا مخاطب با کنجکاوی و اشتیاق، خطبهخط ماجرا را دنبال کند و تا لحظهی آخر منتظر بماند.

یکی از داستانهای مهم مجموعهی قبرستان سقف ندارد، «بعد از آن باران» است. داستان در فضای خاص سالهای انقلاب و دوران جنگ در شهرستان پاوه میگذرد و بهخوبی توانسته اضطرابها و شرایط سخت آن روزها را برای خواننده زنده کند. در مقابل، داستان بگذار تصور کنم حالوهوای متفاوتی دارد؛ این داستان ماجرای مرگ دختری به اسم شهرزاد و رابطهی پیچیده و احساسیاش با پدرش را روایت میکند که قصهای تلخ و در عین حال تأثیرگذار است.
سامان آزادی در این مجموعه داستان کوتاه توانسته فضاهای متنوعی را در کنار هم بچیند؛ از ماجراهای مربوط به روزهای پرالتهاب جنگ گرفته تا لحظههای آرام و غمگین خانوادگی. این کتاب روایتگر قصهی آدمهایی است که هرکدام با چالشی در زندگی روبهرو هستند. اگر به دنبال کتابی هستید که قصد داشته باشد شما را با خودش همراه کند و به جای پیچیدگیهای بیدلیل، مستقیم با احساسات شخصیتها و اتفاقات زندگیشان درگیرتان کند، دانلود کتاب قبرستان سقف ندارد میتواند انتخاب مناسبی باشد.
کتاب قبرستان سقف ندارد به همت نشر چشمه منتشر و در دسترس علاقهمندان به داستان کوتاه فارسی قرار گرفته است.
کتاب قبرستان سقف ندارد برای شما مناسب است اگر
- به دنبال خواندن چند داستان کوتاه در یک مجموعه هستید که شما را درگیر روایت خود کند و احساساتتان را برانگیزد.
- از دنبالکنندگان داستانها و رمانهای ایرانی، بهویژه با محوریت موضوعات اجتماعی هستید.
در بخشی از کتاب قبرستان سقف ندارد میخوانیم
حلقم بوی خون میدهد. چشمهام سیاهی میرود. اگر ده دقیقه زودتر رسیده بودم، حالا من هم لابهلای جنازهها توی خون خودم دستوپا میزدم. پاوه حالا جهنم شده و اینجا انگار دروازهی جهنم است. از بچههای گردان کسی میان کشتهها و زخمیها نمیبینم. همه، مردمِ بداقبالِ پاوهاند. بیشترشان را همان جا دوا و درمان میکنند. نگاهشان نمیکنم. خجالت میکشم. هم ترسِ مرگ دارم و هم شرمِ زندگی. اگر ده دقیقه زودتر رسیده بودم...
آن ظهرِ زمستانی رفتنت، آن تبِ خاطرات بچگی را میان سرَم ول دادهام که مگر تسکینم دهد. گذشتِ زمان تب را تببُر میکند. آن روز را روی صفحهی کاغذِ چرک، روی نورِ بیوجودِ پلکهای بسته، حتی روی نفسِ سرخِ همهمهی این آدمها بهوضوح میبینم. از همان ارتفاعِ کوتاهِ نظرگاهِ کودکی. با همان آسمان ابری و مات. آن روز هم دیر رسیدم.
با وحید ول میچرخیدیم. صبح زود بابا بدون لباس و سردوشی و مدالهاش رفته بود خودش را معرفی کند و من از دستِ گریهی مادرم زده بودم به کوچه. وحید یکی از روزنامههای قطعِ کوچک را توی مشتش چماق کرده بود و یک قدم جلوتر از من، مثل همیشه عقبعقب راه میرفت. دستهاش را در هوا تکان میداد و از هر دری حرف میزد. از ساواک و صمد و تظاهرات دخترهای دبیرستان آذر توی کریمخان بگیر تا ویرِ پنچر کردن ماشین پدرت که عجیب به جانش افتاده بود. خشخشِ کفشهای لاستیکی وحید روی آسفالت و نالهی بیوقتِ گربهها توی جوی بیآب، هر دو گوشم را پر کرده بود.
مُشتی به بازوم زد و پرسید: «اوضاع قمریها چهطور است؟»
با قمریهام میانهای نداشت. به خیال خودش میخواست دلداریام بدهد. جوابش را ندادم. رسیده بودیم دمِ خانهشان. ایستادم که شاید برود. که تنها باشم. دستکشهای بافتنی بیپنجهاش را درآورد و گفت: «اینها مالِ تو؛ یادگاری.»
فهرست مطالب کتاب
صدبرگ
بعد از آن باران
بگذار تصور کنم
هشتاد سنگِ صافِ سفید
این یکی را هم بخوان؛ لطفاً!
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب قبرستان سقف ندارد |
| نویسنده | سامان آزادی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 101 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-362-931-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
















