کتاب زمان خدای کهن
برای دانلود قانونی کتاب زمان خدای کهن و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب زمان خدای کهن
کتاب زمان خدای کهن، داستانی دربارهی مرور خاطرههای گذشته، حسرتها و امید به زندگی دوباره در میان تنهایی و سکوت است. سباستین بری، نویسندهی نامزد منبوکِر، با روایتی میان حال و گذشته، شما را به سفری عمیق به ذهن مردی میبرد که با چالشهای عمیق انسانی و گذر زمان روبهرو شده است. این داستان روانشناسی دربارهی پیرمردی به نام کِتل است که در عمارتی ساحلی گوشهی عزلت گزیده و خاطرههای پراکندهی خود را مرور میکند.
دربارهی کتاب زمان خدای کهن
کتاب زمان خدای کهن (Old God's Time)، روایتی خواندنی دربارهی بازتاب تجربههای گذشته، خاطرههای تلخوشیرین و جستجوی معنای زندگی در دوران پیری است. سباستین بری (Sebastian Barry)، با روایتی آرام و نگارشی سرشار از جزئیات، شما را به درون پیچوخمهای ذهنی کارآگاهی پیر به نام تام کِتِل میبرد.
داستان کتاب زمان خدای کهن، شما را به عمارتی قدیمی در کنار ساحل میبرد؛ جایی که کتل، شخصیت اول رمان، روزهای بازنشستگی خود را سپری میکند. در حین مطالعه متوجه میشوید که در زیر آرامش ظاهریِ کتل، دغدغههای عمیقی دربارهی گذر زمان، پشیمانی از انتخابهای نادرست و یادآوری خاطرههای گذشته نهفته است.
کاراکتر اصلی کتاب زمان خدای کهن، پروندههای دلخراشی را در طول دوران کاریاش بر عهده داشته است. بازتاب این پروندههای ناخوشایند در دوران بازنشستگی گریبان کتل را میگیرد. در کنار این تجربههای ناخوشایند، کتل سوگوار همسرش است و تنهاییاش را با یادآوری خاطرههایی که هم مایهی درد هستند و هم تنها پناهگاهش، سپری میکند. سباستین بری، با زبانی که هم آرامبخش است و هم عمیق، حس همدردی با کتل را در شما بر میانگیزد.

سباستین بری و رازهای پنهانِ ذهن یک بازرس پیر
در ادامه، ضربآهنگ روایت در کتاب زمان خدای کهن سریعتر میشود. دو مأمور جوان پلیس به این داستان پلیسی اضافه میشود. کاشف به عمل میآید که تام کتل در دورانی کاریاش، مسئول پروندههایی دربارهی سوءرفتارِ مقامات مذهبیِ ایرلند بوده است. این ماجرا، روایتی چند لایه و پر تعلیق به داستان اضافه میکند. گذشتهی کتل، همانند موجی ناگهانی، آرامش امروزِ این بازرس بازنشسته را بر هم میریزد و مجبورش میکند تا با حقایقی روبهرو شود که سالها است قصد فراموشی آنها را داشته.
روایت بخشهای بعدی داستان در میان لحظهی حال و گذشتهی کتل بازگو میشود. این روش به شما کمک میکند تا پس از خرید کتاب زمان خدای کهن و مطالعهی آن، عمیقاً درگیر فرایند ذهنی کتل در گذشته و حال شوید و قطعههای گمشدهی پازل زندگی این بازرس بازنشسته را در خاطرههای قدیمی او پیدا کنید.
مطالعهی کتاب زمان خدای کهن شما را با این واقعیت آشنا میکند که هیچگاه برای آشتی با خود و پذیرش گذشته، دیر نیست؛ این پذیرش، باری که روی دوش شما است را سبکتر میکند تا با آرامش بیشتری به فردا نگاه کنید.
اگر در فکر خواندن یک داستان پلیسی خارجی با مضامین بازگشایی پروندههای قدیمی هستید، دانلود کتاب زمان خدای کهن را به برنامهی مطالعاتیِ خود اضافه کنید. انتشارات سیصد و شصت درجه، ناشر این کتاب پلیسی است. محمدجواد تاجیک، ماجرا را با دقت به فارسی برگردانده تا کاملاً غرق داستان شوید.
جوایز و افتخارات کتاب زمان خدای کهن
- یکی از کتابهای برگزیدهی نیویورکر در 2023
- یکی از بهترین کتابهای واشینگتن پست در 2023
- یکی از کتابهای منتخب اِن.پی.آر در 2023
- یکی از کتابهای برگزیدهی کِرکس ریویوز در 2023
نکوداشتهای کتاب زمان خدای کهن
- کتاب زمان خدای کهن را چنان قدرتمند یافتم که دلم میخواهد بکوبم بر طبل و تا میتوانم بلند و شفاف بگویم: سباستین بری باید خوانده شود و مورد ستایش قرار گیرد. او باید شاعرِ برگزیدهی رمان در همهجای دنیا باشد... خواندن رمانهایش مانند قرار گرفتن در حالوهوای ایرلند است: در یک توالیِ نفسگیر، هم میلرزی، هم خیس میشوی، هم خیره میگردی و هم میسوزی... در تقریباً همهی جملههای [بری]، شاعرانگی و درام در کنار هم جولان میدهند... پاراگرافها چون طلسم از هم گشوده میشوند؛ نجواهایی رویایی... باید سباستین بری را بخوانید. شاعر برگزیدهی رمان ایرلند که درک ویژهای از قلب انسان دارد. (آدام بگلی، مجلهی آتلانتیک)
- تعداد کمی از نویسندگان معاصر به اندازهی سباستین بری از منبع غنی زبان انگلیسیِ ایرلندی یا از تنشهای نهفته در عمق هویت ایرلندی بهره بردهاند... بری نویسندهای است با وسعتی تقریباً جویسوار که هرگز کمیک و تراژیک را از هم جدا نمیکند... آنچه در داستان زمان خدای کهن جالب به نظر میرسد، واقعگراییِ دقیق و موشکافانهای است که بری به پیشفرضِ غریبِ داستانش میبخشد. نثر بری، ساده و درعینحال، فوقالعاده زیبا است. (گایلز هاروی، مجلهی نیویورکر)
کتاب زمان خدای کهن برای شما مناسب است اگر
- به داستانی علاقه دارید که فراتر از یک ماجرای پلیسی معمولی، لایههای عمیق روانشناختی و انسانی در آن واکاوی شده باشد.
- تعریفهای زیادی از سباستین بری شنیدهاید و میخواهید یک رمان روانشناسی از این نویسندهی مطرح مطالعه نمایید.
در بخشی از کتاب زمان خدای کهن میخوانیم
در داخل آشپزخانه، گوشهای که سقف به دیوار میرسید، یک براکت فلزی بود. برای چه چیزی آن جا نصب شده بود؟ هیچ تصوری نداشت. شاید برای آویزان کردن پیاز، شاید هم وسیلهای از روزگاران گذشته. یا شاید همان میخی که دنیا را سر جای خودش نگه میداشت؟ اما فکر نمیکرد بتواند وزن او را تحمل کند.
چیزی پیدا نکرد. طناب دور گردنش بود، سرِ آزاد طناب را روی زمین میکشید، مثل یک بند ناف، و همینطور پرسهزنان راه میرفت و به دنبال جایی میگشت. از خودش خجالت میکشید.
جلوی پنجرهی بزرگ ایستاد. دریا در پاییندست، در میان کانال، مثل میلیونها بشقاب خاکستری در هم میلولید. امواج میچرخیدند و فرو میرفتند، هر کدامشان شبیه به یک تردستی در سیرک و حقهای از دلقکها بودند. آن منظره برای چند لحظه حواسش را پرت کرد.
بعد، پسر بچهای را دید که در ایام کریسمس با مادرش آمده بود به آپارتمان تورِت. حالا او از گوشهای در زاویه دیدش دویده بود. در دستش یک چوب عجیب بود، عصایی سیاه با سرِ نقرهای، همانطور که فِرِد آستِر شاید برای رقصیدن از آن استفاده میکرد.
پسرک آن را در باد میچرخاند. پرچینی که دور محوطهای امن کشیده شده بود - کاری که آقای تاملتی کرده بود، یا شاید هم صاحب قبلی - با وزش باد خم میشد و میلرزید.
پسر بچه در سکوت میچرخید چون پنجره بسته بود، اما تام حدس زد که حتماً دارد آواز میخواند. حالا خودش هم به دور خودش میچرخید، انگار چوب دستی به تنهایی کافی نبود، با آن شلوارک کوتاه و شاد در باد و در سرما و بیخبر از همهچیز.
تام دوباره به آشپزخانه برگشت، هنوز آن طناب لعنتی را به دنبال خودش میکشید. موجی از خشونت در وجودش احساس کرد، از همان خشمی که باعث جرایم بزرگ میشد، این را میدانست. اما او میلی به انجام جرایم بزرگ نداشت.
در عوض، با مشت روی میز کوبید. بر روی فِرمیکای سبز-خاکستری میکوبید، انگار که بدترین ظلم را در حقش کرده باشد. باز هم کوبید، و باز هم، اما درست در لحظهای که داشت به شکستن نزدیک میشد، خودش را نگه داشت، با تمام وجود برای کنترل خودش تلاش کرد.
با خودش فکر کرد که نباید تاملتی را فراموش کند، نباید به اموال دیگران آسیب بزند. این یک قانون طلایی بود. همان معیاری که پلیس کشور همیشه رویش تأکید داشت، همان چیزی که بیست سال پیش سعی کرده بود برای رامش توضیح بدهد.
همانطور که خودش را سرزنش میکرد، عرق از سر و رویش جاری شد. آرامش کشور، امنیت شهروندان، حرمت اموال.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب زمان خدای کهن |
| نویسنده | سباستین بری |
| مترجم | محمدجواد تاجیک |
| ناشر چاپی | انتشارات سیصد و شصت درجه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 237 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8535-01-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی، کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |























