معرفی و دانلود کتاب اسب کهر: نمایشنامه بر اساس رمان آن اسب کهر را بنگر
برای دانلود قانونی کتاب اسب کهر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب اسب کهر: نمایشنامه بر اساس رمان آن اسب کهر را بنگر
یدالله آقاعباسی در کتاب اسب کهر که اقتباسی از رمان کشتن موش در یکشنبه نوشتهی امریک پرسبرگر است، تلاش کرده تا از دل این رمان هیجانانگیز، نمایشنامهای دیالوگمحور و جذاب خارج کند و آن را برای صحنهی اجرا بازتعریف کند. نویسنده، تعقیبوگریز پراسترس یک آزادیخواه اسپانیایی را در دل دوران دیکتاتوری ژنرال فرانکو تعریف میکند و خواننده را در میان دوگانههای اخلاقی عشق و وظیفه، مسئولیت فردی و اجتماعی، به درون درامی پرهیجان و انتقادی پرتاب میکند.
دربارهی کتاب اسب کهر
اسب کهر نوشتهی یدالله آقاعباسی، تلاش کرده تا داستان پرکشش امریک پرسبرگر (Emeric Pressburger) را با حذف توصیفها و با تکیه بر صحنههایی محدود و دیالوگمحور، از درون فشرده کند و آن را برای اجرا روی صحنه، به اقتباس در بیاورد. در این داستان شخصیت اصلی مانوئل آرتیگز نام دارد که چریکی سالخورده است و سالیان دراز است که در فرانسه دوران تبعید اجباری را میگذراند. او از آخرین بازماندههای جمهوریخواهان اسپانیایی است که علیه ژنرال فرانکو در اسپانیا دست به شورش زدند.
حکومت دیکتاتوری فرانکو، مانوئل آرتیگز را همچنان تهدیدی برای خود میبیند و به این منظور، نقشهای برای دستگیری او میکشد؛ آنها پیامی از طرف مادر یکی از یاران قدیمیاش، که در حال مرگ است، برایش ارسال میکنند که از او میخواهد پیش از مرگ، بتواند باری دیگر او را ببیند. شخصیت اصلی نمایشنامه اسب کهر که دسیسه را بو برده، ولی باز از سر وظیفهشناسی، قدم به این سفر گویی بدون بازگشت میگذارد.

وظیفهشناسی و خیانت در نمایشنامه اسب کهر
کتاب اسب کهر نشر قطره، با ایجاد مثلث شخصیتی جذاب، بر روی مسئلهی دوست و خائن تاکید میکند و روایتی هیجانانگیز را برای مخاطب شکل میدهد که در سطوح مختلف روایی، مخاطب را به خود مشغول میکند و متن را از یک داستان تعقیبوگریز ساده به بحثی جدی دربارهی قانون، وجدان و معنای عدالت تبدیل میکند.
رمان امریک پرسبرگر که با نام کشتن موش در یکشنبه منتشر شده، به این نکته اشاره دارد که برای دستگاه حاکم، آرتیگز یک موش است که باید در زمان و مکان درست، به دام بیفتد و شرش کنده شود. نمایشنامه اسب کهر، دقیقا با حفظ این خط روایی و درونمایههای اصلی کتاب، تلاش کرده آن را بدل به متنی نمایشی جذابی کند و داستان تریلر سیاسی جذاب آرتیگز را مناسب صحنه، بازآفرینی کند.
با خرید کتاب اسب کهر، با نمونهای عالی روبهرو میشوید که در آن یک رمان تعلیقآمیز با نگاهی تاملبرانگیز فلسفی دربارهی گناه، رستگاری و وظیفهشناسی، چگونه میتواند به متنی کاملا نمایشی تبدیل شود و در عین حال تمامی جذابیت خود را حفظ کند. نتیجهی نهایی متنی است که هم برای علاقهمندان رمان اصلی جذاب است و هم بهخاطر صحنههای فشرده، دیالوگهای دقیق و موقعیتهای دراماتیکش، برای صحنهی تئاتر گزینهای عالی است. این کتاب توسط نشر قطره منتشر شده است.
کتاب اسب کهر برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ مقاومت گروههای چریکی اسپانیا در مقابل حکومت دیکتاتوری فرانکو علاقه دارید.
- به ادبیات اقتباسی علاقهمندید.
- به دنبال متنی پرکشش و جذاب فلسفی - سیاسی هستید.
در بخشی از کتاب اسب کهر: نمایشنامه بر اساس رمان آن اسب کهر را بنگر میخوانیم
آرتیگز: میگوئل، میگوئل چیز... فامیلش با یه «ر» شروع میشد. رودریگر؟ نه، این نیست. رامونز؟ نه... مورنو! خودشه. میگوئل مورنو... اصلاً با «ر» شروع نمیشد، ولی مورنو یه «ر» ی حسابی داره... مورنو یه رفیق درستوحسابی بود، یه جنگندهی بینظیر. یه بار اون جون من رو نجات داد، یه بار من جون اون رو نجات دادم. چه خونی ازش میرفت! چی باعث میشه به اون فکر کنم؟ به میگوئل مورنوی پنجاهوهشتسالهای که همیشهی خدا داشت قوه و بنیهش رو به رخ اینواون میکشید. کندههای سنگینتر رو اون میآورد، اولین کسی بود که به رودخونهی یخبسته میزد. نمیفهمیدم چی باعث میشد این کارها رو بکنه. بعداً، وقتی رفتم خبر مرگش رو به زنش بدم، گفت از سنوسالش شرمنده بود. همیشه میخواست وانمود کنه پیر نشده... اونموقع باورم نشد، ولی حالا باور میکنم، حالا که تنهای تنها میافتم روی این تخت و میرم توی خوابوبیداری، حالا که حتی زیر دوش رفتن هم کار شاقیه. گرچه یکی که دوروبرم باشه، راه میافتم. وقتی جوونها نگاه میکنن، عینک نمیزنم. به چشمهام فشار میآرم و چیز میخونم. حقیقتاً هم پنجاهوشیش سال سنی نیست، اونهم این روزها. همین نوزده ماه پیش نبود که به پامپلونا حمله کردم؟ اون وینولاس و گاردش! مثل خر توی گل مونده بودن. ایندفعه کاری میکنم که احمقتر به نظر بیان. چشمهام داره بهتر میشه. حافظهم هم داره بهتر میشه. همینحالا نبود که اسم مورنو یادم اومد؟ بذار ببینم! اسم بیمارستانِ مادرم، پیلار، توی پامپلونا، سانتاکروزه، اسم خیابونش هم کال دلاکروزه. گوشهام هم خوب میشنوه. همینالان صدای پای یکی رو میشنوم که داره از پلهها میآد بالا. داره پاورچینپاورچین از جلوی درِ اتاقم رد میشه. حالا وایستاد (از تخت پایین میپرد. کسی در میزند.) بیا تو!
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب اسب کهر: نمایشنامه بر اساس رمان آن اسب کهر را بنگر |
| نویسنده | یدالله آقاعباسی |
| ناشر چاپی | نشر قطره |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 88 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-308-190-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای نمایشنامه اجتماعی ایرانی |






















