معرفی و دانلود کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر: به همراه یک جستار و دو مقاله درباره نویسندگی
برای دانلود قانونی کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر: به همراه یک جستار و دو مقاله درباره نویسندگی
کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر مجموعه داستانی خواندنی به قلم حنیف قریشی است که داستانهای کوتاه واقعگرایانهای را پیش روی مخاطب قرار میدهد. نویسنده در داستانهای اجتماعی خود به مسائل خانوادگی و دغدغههایی نظیر مهاجرت و هویت میپردازد. در کنار این داستانها، جستار و مقالاتی نیز به قلم این نویسنده ارائه شده است که هر یک به گونهای موضوع نوشتن و علاقه به نویسندگی را میکاود.
دربارهی کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر
حنیف قریشی (Hanif Kureishi) در کتاب زن گفت، مرد گفت (Midnight All Day)، به روایت هشت داستان کوتاه میپردازد. شخصیتهای داستانی در این مجموعه معدودند و فضای داستانها اغلب خانوادگی است و مسائل و دغدغهی خانوادگی در آنها جریان دارد. این نویسندهی بریتانیایی - پاکستانی با اینکه در لندن متولد شده و دنیای غرب سرزمین مادریاش محسوب میشود اما از پاکستان، سرزمین پدری خود نیز غافل نبوده است. ازاینرو دردهای بزرگ بشری همچون تبعیض نژادی، بنیادگرایی و رنج مهاجرت را در غرب و شرق به چشم دیده و عجیب نیست که چنین مسائلی در داستانهایش نمود یابد.
کتاب مرد گفت، زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر برای خوانندهی خود از شخصیتهای مختلف در خانوادههایی متفاوت میگوید که هر کدام به شکلی در بستری از شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با ترسها، امیدها، خوشیها و چالشهایی که در ذات خانواده وجود دارد، دست به گریبانند. حنیف قریشی، اغلب داستانهای خود را در قالب فرمهای پیچیده روایت نمیکند اما با همین فرم ساده به سمت تحلیل پیچیدگیهای انسانها و روابطشان میرود و با نگاهی ریزبینانه به کشف و کنکاش در مسائل روزمره میپردازد.

داستانها و جستارهای حنیف قریشی در یک کتاب
در مجموعه داستان زن گفت، مرد گفت، نویسنده با نگارش داستانهایی تحت عناوین «خیلی وقت پیش، دیروز»، «چهار صندلی آبی»، «دختر»، «چتر»، «صبح در کاسهی شب»، «زن گفت، مرد گفت»، «بستنی با ایزابلا» و «مرد مسابقه»، به سراغ موضوعات عمیقی نظیر مهاجرت، جنسیت، هویت، زندگی چندفرهنگی و اختلافات طبقاتی میرود و با بهرهگیری از تجربههای زیسته و تجربههای عینی خود اثری ملموس میآفریند.
از آنجا که نویسندگی، یکی از مهمترین دغدغههای زندگی حنیف قریشی است، در دومین بخش کتاب زن گفت، مرد گفت نشر افق، مخاطبِ یک جستار و دو مقاله از این نویسنده خواهید بود که در هر کدام از زاویهای، به دنیای نوشتن نگاه میکند. مطالعهی این بخش نهتنها حس همذاتپنداری و درک شدن را در افراد علاقهمند به دنیای نویسندگی بیدار میکند، بلکه شخصیت و نگاه حنیف قریشی را به شکل بهتری به خواننده میشناساند.
پس اگر برای خواندن داستانهای عمیقی که از دل جوامع غرب و شرق برآمدهاند اشتیاق دارید و میخواهید با خواندن جستار و مقالاتی گیرا به شکل متفاوتی در باب نوشتن و نویسندگی به تأمل بپردازید، بیتردید خرید کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر انتخاب جذابی برایتان خواهد بود؛ اثری خواندنی که پژمان طهرانیان آن را به فارسی برگردانده است تا لذت مطالعهی این مجموعه داستان کوتاه را به خوانندگان ایرانی عرضه کند.
کتاب زن گفت، مرد گفت برای شما مناسب است اگر
- اهل خواندن داستان کوتاه هستید.
- در پی یک مجموعه داستان کوتاه میگرید که مسائل خانوادگی و اجتماعی در آن پررنگ است.
- از خواندن جستار و مقالههایی در باب نوشتن لذت میبرید.
در بخشی از کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر: به همراه یک جستار و دو مقاله درباره نویسندگی میخوانیم
صندلیهای آبی را اولین بار چهار روز قبل دیده بودند. دنبال رستورانی هندی در همان نزدیکی میگشتند و در مورد منوی ایدئال غذاهای هندیشان با هم حرف میزدند، مثلاً اینکه خوراک دالعدسِ فلان رستورانِ خیابان کینگ را ترجیح میدهند، خوراک میگوی رستوران بیرونبرِ خیابان فولام از همه بهتر است و از این حرفها. و در همان حال بود که از مسیرشان منحرف شدند و سر از فروشگاه هبیتات درآوردند. شاید فقط خسته بودند یا از سرِ تنبلی و بیحالی بود که وقتی در آن فروشگاه بزرگ به خودشان آمدند دیدند روی انواع صندلیها و مبلهای راحتی و کاناپهها و پشت میزها نشستهاند یا حتی روی صندلیهای ساحلی لم دادهاند و پیش خودشان خیال میکنند فلانجا و بهمانجا در کنار دریا یا کوهستان هستند.
گهگاه هم به همدیگر نگاه میانداختند، هرکدام یک سرِ فروشگاه یا نزدیکتر، شانهبهشانۀ هم، و حیرتزده با خودشان میگفتند این جان است، این دیناست، این همانی است که من انتخاب کردهام، همانی که تمام این مدت میخواستهام، و حالا دیگر واقعاً شروع شده؛ همۀ آن چیزی که آرزویش را کرده بودم همین امروز است. انگار هیچکس در فروشگاه نبود که این تأملات و تعمقاتِ آنها برایش مهم باشد. حساب زمان از دستشان در رفته بود. تا اینکه یکی از فروشندگان از پشت ستونی پیدایش شد و آن وقت بود که، بعداز کلی نشستن و بلند شدن و ماتحت جابهجا کردن، بر سر خرید آن چهار صندلی آبی با نشیمن حصیری به توافق رسیدند. صندلیهای دیگری هم بودند که آنها میخواستند، اما معلوم شد توی حراج نیستند و مجبور شدند همین ارزانترها را بردارند. بیرون که میرفتند، دینا گفت همانها را ترجیح میدهد. جان هم گفت اگر دینا آنها را ترجیح میدهد، او هم همانها را ترجیح میدهد.
فهرست مطالب کتاب
سخنی از مترجم
داستانها
خیلی وقت پیش، دیروز
چهار صندلی آبی
دختر
چتر
صبح در کاسۀ شب
زن گفت، مرد گفت
بستنی با ایزابلا
مرد مسابقه
جُستار و مقالهها
تأملاتی در نوشتن
عادات و احوالاتِ نویسندگی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب زن گفت، مرد گفت و هفت داستان دیگر: به همراه یک جستار و دو مقاله درباره نویسندگی |
| نویسنده | حنیف قریشی |
| مترجم | پژمان طهرانیان |
| ناشر چاپی | نشر افق |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 168 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-332-173-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه خارجی، کتابهای مقاله و جستار ادبی خارجی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |
























