معرفی و دانلود کتاب مادر شیطانی من
برای دانلود قانونی کتاب مادر شیطانی من و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب مادر شیطانی من
مادر واقعاً پیشگوست؟ این پرسشی که ذهن دختر را به خود مشغول کرده. او نسبت به جادوگر بودن مادرش دچار تردید شده و نمیتواند به گفتههای مادر اعتماد کند؛ البته در آینده همهچیز تغییر خواهد کرد. کتاب مادر شیطانی من نوشتهی مارگارت اتوود داستانی کوتاه و طنزآمیز است که به ما نشان میدهد مادران برای محافظت از فرزندان خود از هیچ تلاشی فروگذاری نمیکنند و حتی حاضرند به عجیبترین کارها نیز دست بزنند تا امنیت و آرامش فرزند بهم نریزد.
دربارهی مادر شیطانی من
او میداند که اگر با برایان رابطهاش را ادامه بدهد، برایان به زودی بر اثر تصادف رانندگی میمیرد و او کسی که دوستش دارد را از دست میدهد؛ البته نه اینکه برای این تصور سند و مدرک محکمی داشته باشد، او این پیشگویی را از مادر خود که جادوگر قابل و معروفی است، شنیده است. مادرش در یک فال تاروت متوجه شد که قطع رابطهی دخترش با این پسر، برای زنده ماندن پسر ضروری است و دختر نیز که فقط 15 سال سن داشت، تسلیم تقدیر میشود و به با برایان ارتباطش را به هم میزند. کتاب مادر شیطانی من (My Evil Mother) نوشتهی مارگارت اَتوود (Margaret Atwood) ما را با یک دختر که در سنین گوناگون با او همراه هستیم، آشنا میکند؛ از سالهای آغازین نوجوانی گرفته تا زمانی که خود مادر میشود و دختری را به دنیا میآورد.
مادر شیطانی من یا فرشتهی نگهبان؟
دختر میداند که مادرش جادوگر است. تمام اهل محله همین را میگویند. در خانهی این مادر و دختر، کارت برای فال تاروت و طلسمهای مختلف از در و دیوار آویزان است. زمانی که دختر کودک بود، مادرش به او گفته بود که پدرش «کوتولهی باغچهای» است و زمانی که دختر با پدرش کار داشت کنار باغچه میایستاد و حرف میزد. البته حالا که پانزده سال سن دارد، میداند که کوتولهی باغچهای وجود ندارد و باخبر است که پدرش سالها پیش، او و مادرش را رها کرده و از خانه رفته است. او پدرش را دوست ندارد، البته فعلاً او را دوست ندارد و چیزی نمانده تا ورق برگردد.
داستان طنز مادر شیطانی من زمان را کمی به جلو میبرد، به هنگامی که خبر مرگ برایان به دختر میرسد. برایان بعد از چند سال فوت کرده، اما نه با تصادف رانندگی و این موضوع دختر را نسبت به پیشگوییهای مادرش مردد میکند و باعث میشود که مدام در ذهنش شک و تردید شکل بگیرد. البته مارگارت اتوود ضربهی محکمتر را زمانی به روح و روان خوانندهی خود وارد میکند که پدر دختر با او تماس میگیرد و خواهش میکند که به ملاقاتش بیاید تا بتواند حرفهای مهم و ناگفتهای را با او در میان بگذارد. این دیدار موجب میشود تا پیوندی عاطفی بین دختر و پدر برقرار شود و مهر مادر در قلب دختر کمرنگتر شود؛ اما اوضاع این طور باقی نمیماند و مسائل جدیدی پیش میآید.
داستان طنز و کوتاه مادر شیطانی من باز هم زمان را به جلو میبرد تا ناگفتههایی که دختر قرار نیست حالا از آنها باخبر شود را ببینیم و بتوانیم بدون پیشداوری، رفتار و تصمیمات مادر این دختر را درک کنیم. این داستان با ترجمهی بهنود فرازمند در انتشارات شما به چاپ رسیده است.
جوایز و افتخارات کتاب مادر شیطانی من
- از پرفروشترین آثار والاستریت ژورنال
- از کتابهای پرفروش سایت آمازون
نکوداشت کتاب مادر شیطانی من
- در داستان کوتاه مادر شیطانی من، تعادلی بین طنز و تلخی وجود دارد. این اثر قصهای است راجعبه تصوراتی که دربارهی مادرانمان داریم. ما میدانیم هر مادر مهربانی اگر میتوانست، دور فرزندانش طلسمی برای محافظت ایجاد میکرد. (Ron Charles - Washington Post)
کتاب مادر شیطانی من برای شما مناسب است اگر
- به داستانهایی که ماجرایی طنز را روایت نمیکنند و مضمونی جدی دارند اما رگههایی از شوخطبعی و طنز موقعیت در آنها پررنگ است، علاقه دارید.
- از خواندن قصههای کوتاه که عناصر گوناگونی چون عشق، نقد اجتماعی و چالشهای دوران بلوغ را به هم میآمیزند، لذت میبرید.
- بهدنبال داستانی دربارهی مهر مادرانه و عشق مادر و دختر به یکدیگر هستید.
در بخشی از کتاب مادر شیطانی من میخوانیم
موهایم را از توی برس جمع کردم و در زیرسیگاریِ شیشهای قرمزی که برای همین منظور نگهداشته بودم آتش زدم. مادرم مطمئناً روند جمعآوری مو را بازرسی میکرد که شامل بررسی سطل آشغال هم میشد تا من یواشکی از زیر کار شانه خالی نکرده باشم. تا یک سال پیش مادرم موهای بلند قرمزِ طلایی خود را به سبکِ رول فرانسوی بینقصی میبست، اما بعد آنها را با قیچی مخصوص ماکیان کوتاه کرد؛ میگفت شبیه کیم نوواک7 شدهاست. آتشسوزیِ بزرگی را در سینک آشپزخانه به راه انداخت، برخلاف دیگر والدین چیزی را که همیشه به آن موعظه میکرد عملی کرد، و خانه به مدت چند روز بوی گند گربه آوازهخوان را میداد. «گربه آوازهخوان» اصطلاحی بود که او به کار برد. من هرگز گربه آوازهخوانی را بو نکردهبودم، ولی او کردهبود. او میگفت که گربهها در روزگاران قدیم معمولاً همراهِ صاحبانشان آواز میخواندند.
شاخ به شاخ شدن با مادرم اصلاً کار معقولی نبود. هیچ وقت هم نمیتوانستم پشتِ سر او کاری انجام دهم؛ پشت سرش هم چشم داشت و پرندههای کوچک خبرها را به او میرساندند. مجبور بودم از خیر برایان بگذرم. حسابی برایش اشک ریختم: خدانگهدار بوی تند محلول ریشتراش و رایحه سیگار و تیشرتهای سفیدِ تمیز؛ خداحافظ نفسهای سنگین در سینما هنگام رقص در موزیکالها؛ خداحافظ خوراندنِ سیبزمینیهای اضافه از همبرگرم به برایان که با تمنای نگاهش همراه میشد و جذبهی خاصش مرا تحت تاثیر قرار میداد. او عاشق من بود، گرچه به زبان نیاورد که این هم ستودنی بود. گفتنش یه جورهایی شیرین بود.
عصر آن روز با او تماس گرفتم و گفتم که قرار یکشنبه شبمان لغو شدهاست. او راضی نبود. پرسید: «چرا؟»
نمیتوانستم به او بگویم که مادرم از یک سری کارتهای قدیمی که تصاویر عجیبی داشتند همفکری خواسته و پیشبینی کردهاست که اگر به دوستی با من ادامه دهد در یک تصادف رانندگی خواهد مُرد. لازم نبود به شایعات مدرسه در مورد مادرم دامن بزنم؛ به اندازه کافی شایعه در مورد او وجود داشت. گفتم: “فقط نمیتونم باهات بیام بیرون. باید از هم جدا شیم.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب مادر شیطانی من |
| نویسنده | مارگارت اتوود |
| مترجم | بهنود فرازمند |
| ناشر چاپی | انتشارات شما |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 66 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-6517-52-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه خارجی، کتابهای داستان و رمان طنز خارجی |
























