نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی جایی که خرچنگها آواز میخوانند - دلیا اونز
4.5
313 رای
کیانا خلج
۱۴۰۵/۰۳/۱۹
170
شنیدن نسخه صوتی کتاب “جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند” تجربه ای فراتر از خواندن یک کتاب معمولی بود. این رمان به لطف فضاسازی های فوق العاده اش، یکی از بهترین گزینه ها برای تبدیل شدن به کتاب صوتی است. در مورد کیفیت تولید و روایت: گوینده به زیبایی هرچه تمام تر توانسته است فضای مرداب های کارولینای شمالی و تنهایی عمیق “کایا” را به تصویر بکشد. لحن آرام و در عین حال گیرای روایتگر، باعث می شود شنونده احساس کند خودش در میان نی زارها ایستاده و صدای پرندگان و جریان آب را می شنود. تغییر لحن ها برای شخصیت های مختلف به قدری دقیق است که شنونده به هیچ وجه دچار سردرگمی نمی شود. در مورد داستان: این کتاب ترکیبی استادانه از یک درامِ انسانیِ عمیق، داستانی درباره تنهایی، و یک معمای جنایی نفس گیر است. پیوند دادنِ زیباییِ بی رحمِ طبیعت با پیچیدگی های روح انسان، نقطه قوت اصلی داستان بود. روندِ صوتی کتاب به شکلی است که شنونده حتی در فصل های طولانی هم خسته نمی شود و مدام تشنه ی دانستنِ اتفاق بعدی است. به همه کسانی که به داستان های معمایی با تمِ روان شناختی و توصیفاتِ طبیعت گرایانه علاقه دارند، پیشنهاد می کنم حتماً این نسخه صوتی را تهیه کنند. این کتاب تا مدت ها در ذهن و قلب شما باقی خواهد گذاشت
این یه کتاب نبود، یه شاهکار بود. شاهکاری که مثلش رو خیلی کم دیدم. عالی بود. بی نظیر بود. کتاب با رنج و تنهایی دختری خردسال آغاز شد. تنهایی کیا، مهر پدرانه جامپینگ، عشق ناب تیت، بی رحمی چیس و جامعه، و ورود قهرمانانه یک وکیل. اصلا این کتاب رو مگه میشه با کلمات توصیفش کرد؟؟ یک هفته هست که به کتاب گوش میدم، و من درست یک هفته هست که دارم با این کتاب زندگی میکنم. و در آخرین پادکست فقط اشک ریختم، پایانش غم انگیز نبود به هیچ وجه، پایانش عالی بود، روحم با این کتاب عجین شده بود و در انتها قدرت قلم نویسنده باعث گریه من شد. کاش از این نویسنده چند تا کتاب دیگه هم بود. اینکه کسی مثل تیت تو زندگی باشه تا در کنارش در عین داشتن امنیت، استقلال داشته باشی و وابسته نباشی، یعنی خوده زندگی، یعنی معنی زندگی. این کتاب با گوشت و پوستم عجین شده و تا ابد اونو در قلبم نگه میدارم. تشکر ویژه دارم از کتاب راه بابت این اثر، از مترجم بابت ترجمه روان و عالیش و از خانم گوینده بابت صوت زیباشون. در پناه حق🍀✅
این کتاب یکی از خاص ترین بهترین کتاب زندگی من بود این کتاب زنده و پر از درس زندگی پر از نگاه به خود درون به تاثیر رفتار ما تاثیر رفتار بقیه روی زندگی مان داره خیلی نظم و هماهنگی در کنار قرار دادن گذاشته و حال و آینده داشت و اینکه گاهی قضاوت های ما باعث جدایی ما و تغییر زندگی خودمون بقیه میشه و اینکه انتخاب ها ما می توان چند نسل نابود کن و اینکه جنسیت یا نژاد مهم نیست زبان ای به اسم انسانیت عشق که باعث میشه باهم بودن و خانواده داشت گاهی همون جایی که باید جلو یک چالش کوچک ایستادگی کنیم با فرار کردن چندین سال سختی ها وحشتناک تجربه خواهیم کرد و اینکه میشه زنده موند ولی زندگی کردن در تنهایی نه شدنی نیست و اینکه سال ها اشتباه بری اشتباه کنی آخرش برای چیزی که به دنیا آمدی هدایت میشی و متوجه میشی برای چی ساخته شدی اینکه عشق ما به کسی ممکن حتی قبل تولدمون باشه یا از زمانی باشه که حتی از خودمون ام قافل بودیم و بخشی از وجود ما مال طبیعت و طبیعت باعث میشه ما دنیا بهتر بشناسیم و هر چیزی یاد بگیریم باعث میشه قوتر و راحت تر زندگی کنیم رازهای ما بعد مرگ مان ام باشد فاش می شود و عشق واقعی شکیباست و مرحم و مراقبت هست و با یک نام جدید می توانی به چیزی که دوست داری با جسارت ورود کنی و انجام بدی
دختری به نام کیا کلارک از کودکی در باتلاقهای کارولینای شمالی رها میشود و بهتنهایی بزرگ میشود. مردم شهر او را «دختر وحشی» صدا می زنند. کیا در نوجوانی با تیل، پسری مهربان، آشنا میشود که به او خواندن و نوشتن میآموزد. آن ها عاشق یکدیگر میشوند، اما تیل برای رفتن به دانشگاه او را ترک میکند و قول بازگشت میدهد. عشق دوم و فاجعه: کیا مدتی بعد با چیس اندروز، فوتبالیست معروف شهر، رابطه برقرار میکند. چیس به او خیانت میکند و قصد دارد با زن دیگری ازدواج کند. کیا که دلشکسته شده، او را ترک میکند. قتل و محاکمه: در سال ۱۹۶۹، جسد چیس اندروز در پای یک برج آتشنشانی پیدا میشود. مردم شهر که همیشه به کیا به چشم «دختر باتلاق» نگاه میکردند، او را مظنون اصلی میدانند. کیا دستگیر و محاکمه میشود، اما با کمک یک وکیل مدافع و به دلیل فقدان مدارک کافی، تبرئه میگردد. · پایان زندگی و راز بزرگ: کیا سالها بعد با تیل ازدواج میکند و تا پایان عمر در آرامش در کنار او زندگی میکند. پس از مرگ کیا، تیل در میان وسایلش گردنبند صدفیای را پیدا میکند که کیا به چیس داده بود. او متوجه میشود که کیا احتمالاً قاتل بوده و این راز را تا آخر عمر با خود به گور برده است.
زیبا بود. یکی از بهترین کتابهایی که این مدت اخیر خوندم. روایت گری بسیار حرفه ای و ملایم بود. سرعت روایت خوب بود نه تند نه اهسته. و اما خود داستان: شخصیت پردازی هاش بی نهایت واقعی بود. با انها می توانستیم ارتباط برقرار کنیم. درکشان کنیم. چقدر تنهایی کیا برام اشنا بود. حسش کردم! انگار خود من بود. ارتباط کیا با طبیعت و مرداب بسیار زیبا به قلم درامده بود. نمیدونم داستان منشا واقعی داشت یا نه که ای کاش داشت. هرچند رها کردن یک دختر در کلبه و نبردن او به همراه مادر یا خواهرها و برادرها یکم عجیبه. یک ای کاش دیگه هم دارم. ای کاش اخرش یکم بیشتر در مورد ابهامات باقیمانه در مورد مرگ مقتول توضیح میداد. خطر اسپویل! اینکه چجوری از اون مسافر خونه اومده بیرون. ایا لباس مبدل داشت؟ چجوری مقتول دقیقا همون موقع آن جا بوده. از دختری که بسیار ساده و مردم گریز بود خیلی بعید بود اینکونه بتواند عالی در نقشه اش عمل کند. چون منم فکر میکردم کار کس دیگه بوده. اینم یک جذابیت دیگه در داستان که اخرش مبهوت ماندم.
من کتابهای جنایی زیادی خوانده ام و به شخصه عاشق این ژانر هستم با این حال تا امروز چنین کتابی نخوانده بودم نویسنده این کتاب خانمی جانورشناس هستند که این موضوع در متن و توصیفات و تشریح های جادویی که کرده بودند کاملاً واضحبود. درست است که اوایل کتاب میتواند کمی کسل کننده باشد و شاید حس کنید بر توصیف کردن بیش از حد تاکید شده است ولی نکته این است که نویسنده این کتاب از نظر من سعی در همراه کردن هرچه بیشتر ما با شخصیت کیا دارد؛ دختری که تمام زندگی اش را پرندگان و گیاهان و قایق کوچکش تشکیل میدهد و تعجبی ندارد که توصیفات تا این حد زیاد باشد چون موضوع دیگری در زندگی اش وجود ندارد. داستان قدم به قدم و صفحه به صفحه جذاب تر میشد و احتمالاً مجبور خواهید شد صد تا دویست صفحه آخر را پشت سرهم بخوانید داستان دقیقاً تا انتهای رمان تا جایی که آخرین خط و آخرین جمله را میخوانید تمام نمیشود و از این لحاظ کمی به کتابهای خانم پائولا هاوکینز شباهت دارد که آن ها نیز در سبک خود شاهکار هستند. در کل کتابی فوق العاده است که شاید وقت زیادی از شما بگیرد ولی مطمئن باشید منفعتهایش خیلی بیشتر از زمانی است که به آن اختصاص میدهید.
رمانی است که طبیعت و تنهایی را در کنار داستانی جنایی و عاشقانه قرار میدهد. مهم ترین ویژگی کتاب، فضاسازی شاعرانه آن است؛ مرداب، پرندگان، صدف ها و آب، فقط پس زمینه داستان نیستند، بلکه به بخشی از شخصیت و زندگی کیا تبدیل میشوند. شخصیت کیا نیز نقطه قوت اصلی رمان است. دختری که در نتیجه طرد شدن و تنهایی، به جای جامعه، به طبیعت پناه میبرد و به تدریج از دل همان تنهایی، هویت و استقلال خودش را میسازد. با این حال، رمان از نظر ادبی بی نقص نیست. بخش هایی ازداستان بیش از اندازه احساسی و عاشقانه میشوند و بعضی شخصیت های فرعی، به خصوص در نیمه نخست، عمق کافی ندارند. همچنین گره جنایی داستان گاهی بیشتر برای ایجاد کشش روایی به کار رفته تا ساختن یک معمای پیچیده و چندلایه. با وجود این، ترکیب تنهایی، طبیعت، عشق، طردشدگی و بقا باعث میشود کتاب اثری خواندنی و تاثیرگذار باشد. چیزی که بیشتر از خود معمای قتل در ذهن میماند، تصویر انسانی است که جامعه او را کنار زده، اما طبیعت به او پناه داده است.
نقد کتاب: دراین کتاب صوتی با داستانی تلخ و گزنده روبرو هستیم که «کیا» را به دختری در تالاب و مرداب ساکن است مبدل ساخته دختری طرد شده و تنها و بی اعتماد، درگیر ترس وانتقام و کورسوی عشقی و دوباره تنهایی و انتقام و ژانر جنایی داستان... با مشکلاتی که کیا دارد قتل و جنایت کاملاً باور پذیراست و غیر این بود عجیب بود. زیبا سازی و فضا سازی داستان که نماد پردازی مرداب فوق العاده زیباست و پردازش طبیعت با توصیف های حیرت انگیز نویسنده لذت بخش است پرندگان، حواصیل های مرداب، صدف ها و... در بخشی از داستان احساسی و ملودرام بود که ژرفا و عمق شخصیت کیا را نداشت. کیا مرداب را به جامعه ترجیح داد آنقدر که جامعه اورا طرد کرده است. شخصیت «تیت» برای «کیا» ناجی مهمی است که عشق عمیق تری به او می دهد و استعداد هایش را می بیند. نماد مرداب بسیار زیبا و جذاب پردازش شده هر چقدر برای ما ناشناخته و ترسناک است برای کیا دانشگاهی الهام بخش، زنده، پرمعناست. بقا همیشه اخلاقی و زیبا نیست و گاهی موجود دیگری در این بین قربانی می شود و کیا قاتل مرداب است.
اگر به دنبال یک داستان پلیسیِ صرف نیستید، بلکه می خواهید در دلِ یک پرونده ی قتل، با تلخ ترین و زیباترین قصه ی تنهایی روبه رو شوید، «جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند» دقیقاً همان کتابی است که باید امشب شروع کنید. داستان درباره ی «کیا» است؛ دختری که در باتلاق های کارولینای شمالی رها شده و تمام زندگی اش را با مرغ های دریایی و صدف ها سپری کرده. اما وقتی جسد یک جوان محبوب در مرداب پیدا می شود، همه انگشت ها به سوی او نشانه می رود. حالا شما در محاکمه ای نفس گیر نشسته اید و باید تصمیم بگیرید: آیا کسی که هیچ وقت «انسان بودن» را یاد نگرفته، می تواند قانونِ عشق و مرگ را بفهمد؟ نثرِ شاعرانه و توصیفِ خیره کننده ی طبیعت، شما را به عمقِ نیزارها می برد، جایی که هر خش خشِ برگ، یک علامتِ سوال است. اما نکته ی شگفت آور اینجاست: پایانِ این کتاب، کلِ روایتِ شما از عدالت را به هم می ریزد و تا صبح در ذهنتان می چرخد. این داستان شما را مجبور می کند از خودتان بپرسید: «اگر در دنیایی بزرگ شده بودم که هیچ کس دستم را نگرفت، آیا من هم مثل خرچنگ ها، برای زنده ماندن نرم ترین موجود را می بلعیدم؟» کتابی که با یک معمای جنایی شروع می شود، اما با یک سوال بی پایان درباره ی غریزه ی بقا و معنای عشق تمام می شود. آن را نخوانید، مگر اینکه حوصله ی سکوتِ بعد از آخرین کلمه را داشته باشید.
کتاب جایی که خرچنگها آواز می خوانند، به لحاظ توصیف طبیعت و روند رشد کیا در تنهایی برام کتاب جالبی بود اما در زمینه جنایی ضعیف عمل کرده. به نظرم نویسنده سن کیا رو خیلی کم در نظر گرفته که باور پذیری داستان رو کم کرده، از لحاظ جنایی هم اشتباه مشخصی داشت، تیت در مورد کلاه قرمز می دونست اما براش سوال پیش نیومد که از فرد باهوشی مثل تیت بعید بود، جزییات قرار و نحوه قتل و از بین بردن اثر انگشت و غیره جور در نمیومد. به نظرم باید داستان رو به عنوان رمانی در زمینه دوستدار طبیعت و سبک زندگی خوند نه جنایی، تو این زمینه جنایی واقعا ضعیف عمل کرده. در کل اما شخصیت کیا، اینقدر جالب هست که ادم داستان رو یادش نمیرهمن اونجایی که وقتی صاحب مغازه صدفها رو ازش نخرید و کیا برایش راه حل پیدا کرد واقعا لذت بردم . به نظرم ارزش گوش دادن داره صدای راوی هم گرم و دلنشینه
این کتاب با وجودی که با هیچکدام از معیارهای من برای جذابیت منطبق نبود عجیب زیبا و جذاب بود وقتی نظر دوستان یا خلاصه آن را میخوانیم فکر میکنیم باز مرثیه ای بدبختی و فلاکت است و خیلی از ما شاید تمایلی به آن نداشته باشیم مثل شخص من ولی گوش دادن به این کتاب صوتی که اولین تجربه من از یک رمان صوتی بود حتی با توجه به اینکه صدای شخصیت ها را دوست نداشتم به شدت جذاب بود در کنار کیا خیلی راحت میشد تمام فضا را تصور کرد و با او بود نقاط ضعفهایی مثل هر کتاب دیگر داشت و چراهایی که هیچگاه جوابی از آن نمی گیریم مثل اینکه چرا مادر کیا حداقل او که بچه کوچکی بود با وجود خانواده خودش با خود نبرد ولی با همه اینها این کتاب جذابیت شنیدن داشت و دارد واقعا چند روز با او بودم و لذت بردم البته اگر دنبال کتاب جنایی هستید باید گفت بخش جنایی داستان خیلی شاخص و برجسته نیست
اثر بسیار زیبایی بود خیلی از شنیدنش لذت بردم داستان در مورد دختری که توسط خوانوادش توی کلبه جنگلی رها میشه اولش برام سئوال بود چرا کیا هم مثل بقیه از اونجا نرفت حتی بعد از این که پول در می آورد هم نرفت ولی وقتی به اواسط داستان رسید دلیلشو کاملا درک کردم کیا می ترسید ازاین که از اون مرداب و کلبه بره خود واقعیش رو هم از دست بده و داستان پیچیدگی زندگی و دوام اوردن روح انسان در تنهایی خیلی خوب به نمایش گذاشته ولی بعنوان یک داستان جنایی خیلی ضعیف عمل کرده و واقعا نتونسته داستان قتل چیس به خوبی در بیاره و این که به نظرم توضیح می داد چرا چیس گردنبند و دفتر خاطرات کیا رو با این که زن داشته نگه می داشته خیلی بهتر میشد در واقع میشد و به نظرم داستان قتل چیس از دیدگاه کیا بیان میشد خیلی جالب تر بود به حر حال کتاب زیبایی ممنون از کتابراه
«جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند» فقط یک مکان واقعی نیست. این عبارت نمادی از جایی دور از قضاوت آدم ها و قوانین جامعه است؛ جایی که انسان می تواند خودش باشد. به همین دلیل، مرداب در کتاب دو چهره دارد: برای جامعه: جایی کثیف، فقیر و عقب مانده. برای کیا: خانه، آزادی و جایی امن. و این تفاوت نگاه یکی از پیام های مهم کتاب است: گاهی چیزی که جامعه بی ارزش می بیند، برای یک انسان می تواند تمام دنیایش باشد. 🧠 مهم ترین پیام کتاببه نظرم مهم ترین سؤال کتاب این نیست که: «قاتل چه کسی است؟» بلکه این است: «اگر یک انسان را از کودکی از محبت، خانواده و جامعه محروم کنیم، بعداً چقدر می توانیم او را بابت انتخاب هایش قضاوت کنیم؟» و این همان چیزی است که داستان را از یک رمان جنایی ساده فراتر می برد. صدای خواننده در انتقال احساسات داستان خیلی جذاب بود
جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند، معرفی طبیعت به عنوان پیروزمند است؛ حتا در پرونده قتل و جنایت. داستان دختری ست به نام کیا که علیرغم سن کم ش در طبیعت رها شده و تنهایی به او تحمیل می شود. داستان سرشار از توصیفات شاعرانه پیرامون طبیعت بکر است و خواننده در فضایی زیبا، از طبیعت لذت می برد. همچنان که با دردها و رنج های کودکی فقیر، تنها و بی پناه اندوهگین می شویم. طبیعت کیا را پرورش می دهد. کیا تقریبا تمام قوانین زندگی اش را از طبیعت می آموزد، حفظ بقایش، نوع انتخاب هایش، گزینش هایش، ازدواجش و مخصوصا نوع دفاعش در برابر اتهام قتل. بارها شنیده ایم که در جدال انسان و طبیعت، طبیعت پیروز است. و شاید کیا به این دلیل در دادگاه پیروز شد و به قتل متهم نشد که در حمایت طبیعت بود و با قوانین طبیعت زندگی می کرد.
با سلام و احترام کتاب برای من خیلی جالب بود از این نظر که در همه جایی جای این کره خاکی آدمهایی هستند که به سختی روی پا میایستند و با مشکلات میجنگند و برای بقای خودشون تلاش میکنند سرسختی کیا برام خیلی جالب بود و با وجود اینکه مردم اهمیتی بهش نمیدادند اما هیچ وقت از مردم کینهای به دل نگرفت نکته دیگهای که خیلی برام جالب بود احترامی بود که کیا برای خودش قائل بود خودش رو به هر چیزی ترجیح میداد کاری که شاید خیلی از ماها در میون اجتماع هم انجام ندیم در نهایت کتاب خیلی جالب و آموزندهای بود به همه دوستان پیشنهاد میکنم کسانی که دوست دارند کتابهایی رو بخونند در رابطه با افراد متفاوت من این کتاب رو پیشنهاد میکنم موفق باشید
داستان زندگی دختری بنام کیا که از کودکی و طرد شدن توسط خانواده به تنهایی بزرگ شدن او و عاشق شدن و رابطه عجیب و خارق العاده او با مرداب و طبیعت را به زیبایی تصویر میکشد داستانی عاشقانه و جنایی.. البته من قسمت های عاشقانه و توصیف طبیعت و زندگی را از کتاب بیشتر پسندیدم و با ان انس بیشتری گرفتم... کتاب بسیار زیبا و جذاب و پرکششی بود که نمیتونستم برای گوش دادن به ادامه ان صبر کنم و تا لحظه اخر از شنیدنش لذت بردم... صدای راوی نیز بر جذابیت داستان افزوده بود و داستان را واقعی تر و قابل تصورتر جلوه میداد.. شنیدنش را برای هر کتابخوانی پیشنهاد میکنم ممنون از عوامل کتابراه
داستان زندگی دختر کوچک که در تنهایی و فقر در خانه رها می شود این رها شدگی توسط خانواده و جامعه به انزوا و سو استفاده جوانان از دختر می شود در کنار تلخی زیاد انزوا دختر از جامعه دید جالبی از طبیعت و پرندگان و موجودات پیدا می کند پسری نوجوان به او سواد یاد می دهد و این دختر شروع به کتاب خواندن می کند تحقیقات خودش را جمع می کند نمی دانم کتاب بر اساس داستان واقعی است یا نه ولی استقلال دختر (کیا) و رشد علمی اش بسیار جالب است باور اینکه کودکی بدون رفتن به مدرسه بتواند خودش با کنجکاوی تبدیل به محقق زیستی شود من را به فکر وا داشت
نمیدونم چرا با توجه به اسم کتاب منتظر کتابی فوق العاده و پر مغز بودم اما متاسفانه اصلا مورد پسند من نبود. داستان سرایی بی معنا و پایان بندی ضعیف. اصلا داستان زندگی دختر داستان چه ارتباطی با قتل داشت؟ شخصیت پردازی ها بسیار ناشیانه بود و خواننده رو با شخصیت اونها همراه نمی کرد. نویسنده خیلی سعی کرده بود نقش اول داستان رو باهوش، توانمند و خارق العاده جلوه بده اما موفق نشده بود. در کنار این موارد با احترام به تیم تدوین و تبدیل اون به کتاب صوتی باید بگم متاسفانه ادیت ها ضعیف بود و جملات منقطع و خطی شده بودند به طوری که انتهای بسیاری از جملات نامفهوم بود.
سلام، همین الان همین نسخه فارسی و صوتی کتاب رو تموم کردم، باید بگم بارها و بارها بخاطر کایا اشکم در اومد، زندگی سخت این دختر، تنهایی اش، و فرار از تنهایی اش، و جز دو نفر و مرداب هیچ کس تنهایی اونو ندید، بار دیگه مطمعنم این کتاب تا مدتها ذهنمو درگیر خودش می کنه، در بین داستان عشق نایاب کایا به تصویر کشیده می شه که در آخر داستان متوجه نادر بودن عشقش می شید که بشدت متعجبتون خواهد کرد، صدفی که برای تت بود و پس گرفت و تا آخر عمرش نگهش داشت، فقط کاش نویسنده جزییاتی از چهره کایا می داد که بشه صورتشو تصور کرد، ممنونم از کتابراه و عوامل کتاب صوتی مخصوصا راوی،
بسیار داستان زیبایی بود که مدتها بود انقدر داستانی به دلم ننشسته بود. و دست مریزاد به خانم پوستی که به زیبایی اجرا کردند و برای شخصیتهای مختلف و حتی سنین مختلف نقش اصلی صداهایی متناسب با همان سن را اجرا میکردند. داستان جذاب و زیبا به همراه خوانش جذاب باعث شد چنان مشتاق گوش دادن باشم که به سرعت تمامش کردم. نویسنده به زیبایی طبیعت را توصیف کرده و حتی حالات پرندگان را خیلی جالب بیان کرده. انقدر با جزئیات به طبیعت پرداخته شده که کاملا میتوان آنچه گوش میدهم را تصور کنم. از آشنایی با این نویسنده خیلی خوشحالم و ممنونم از کتابراه که این کتاب را هدیه داد.
شروع خوبی داره و میتونه برای پدر و مادرها نکات آموزندهای داشته باشه تمام اتفاقات داستان از عشق کورکورانه مادر کیا آغاز میشه نکات تربیتی خوبی برای والدین و بچهها (+۱۵ بخونن) داره مثلا وقتی با فرزند خوب رفتار نکنی او از تو دور خواهد شد خیلی دور و اینکه برخی گرگ صفتهای چگونه دنبال غرایز حیوانی خود هستند اما داستان برای آنکه خوشایند خواننده باشد پایان خوشی دارد که این پایان ممکن است از اثر و عمق داستان بکاهد در ضمن آخر داستان هم میتوانست باز باشد و قضاوت را به عهده مخاطب قرار دهد نه اینکه کامل توضیح دهد که قاتل چه کسی بوده است
کتاب در یک کلام فوق العاده بود. برای من بیشتر از یک داستان عاشقانه، روایتی درباره تنهایی، طردشدگی و پیدا کردن جای خود در دنیاست. فضای طبیعتِ مرداب و زندگی کیا آن قدر زیبا و ملموس توصیف شده که انگار خود طبیعت یکی از شخصیت های اصلی داستان است. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم، تضاد میان لطافت و زیبایی طبیعت با خشونت و قضاوت آدم ها بود. البته بخش هایی از داستان کمی قابل پیش بینی بود، اما در مجموع کتابی احساسی و تأثیرگذار است که بعد از تمام شدنش هم ذهن آدم را رها نمی کند.
کتاب خیلی خوبیه. استقامت و اراده بی نظیر یک دختر اونم از بچگی. به تصویر کشیدن روزای سخت که دور از ذهن نبوده و داستانی واقعی از زندگی بسیاری از انسان هایی است که بواسطه بی مسئولیتی والدین شان از جمله میخوارگی و و،،،،، در دوران کودکی بر فرزند خردسال تحمیل میشه. برای این کودک خردسال بیچاره دو راه بیشتر وجود نداره، اضمحلال و یا رشد. این کتاب بخشی از حقایق مستتر در زندگی برخی از انسان ها ی مورد آزار روحی و جسمی قرار گرفته و درد مند رو به زیبایی به تصویر کشیده.
کتابی بسیار زیبا با نگارشی تصویر گرا که به خوبی محیط پیرامون طبیعت حشرات پرندگان و در کل جهان هستی را به تصویر کشیده. روایت تنهایی یک کودک بی گناه که سعی میکند روی پای خودش زندگی کند. کیا دختری بسیار باهوش قوی که درس های خوبی از محیط اطرافش میگیرد و با وجود زندگی در مرداب و درونگرا بودنش در باتلاق بیهودگی روزمرگی فرو نمی رود خودش به تنهایی از منجلاب مشکلات بیرون میآید بزرگ می شود رشد میکند و یاد میگیرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند.
رمان درباره یک دختر خردسال هست به نام کیا که پدرش دائم الخمر و بسیار تند خو هست و همین باعث میشه مادر و خواهر برادرهاش از خونه فرار کنن و بعد از یک مدت پدر هم ناپدید میشه حالا اون مجبور گلیم خودشو از آب بیرون بکشه. کیا که بین اهالی به دختر مرداب معروف شده به تنهایی باید چالشهای زنگی رو پشت سر بگذاره. و در نهایت موفقیت ها و دردسر های زیادی که در بزرگسالی زندگی کیا رو دچار تغییرات زیادی میکنه
کتاب خوبی هست. من قبلا فیلمش رو دیده بودم و با وجود این، اینقدر نویسنده خوب چالش ایجاد کرده و عالی نوشته و پرداخت کرده که تا آخر کتاب رو با اشتیاق و در یک روز خوندم. با سپاس از کادر کتابراه برای کتاب های خوبشون و همه زحماتی که می کشند اگه امکان داره کتاب (عامه پسند) اثر چارز بوکوفسکی رو هم تخفیف بگذارید که اکثریت بتونند امکان مطالعش رو داشته باشند. با سپاس و احترام و خدا قوت
این کتاب بزرگترین ترس آدمها، یعنی ترک شدن و تنهایی رو در مدت زمان طولانی به تصویر میکشه. داستان تنها شدن یک آدم رو در ادامه فقر، مردسالاری، فرهنگ اشتباه، نبود قانون در اقشار ضعیف و... عنوان میکنه که در نهایت طبیعت از اون آدمی توانا میسازه که البته جلوی تکرار رنجهای قبلی توسط یک آدم هوسباز رو تو زندگیش میگیره. خیلی متن رنج آور و سنگینی داره و روحا آدم رو درگیر میکنه اما ارزشش رو داره.
داستان شروع خوبی داره که باعث میشه خواننده مشتاق بشه بقیه قصه رو بخونه اما کم کم دچار کندی میشه و کمی ریتم داستان میفته. اینکه دیالوگ های شخصیت ها خشک و رسمی ادا میشه باعث میشه خواننده حس نزدیکی به شخصیت ها نکنه و کمی تو ذوق می زنه. داستان کمی غیر قابل قبوله ترک کردن اعضای خانواده بردن در نطر گرفتن سرنوشت دختر کوچک خانواده کمی غیر عهدی به نظر میاد. در کل داستان کمی غیر قابل لمس
از کاربرا خواهشی که دارم نقد و نقطه نظرشون راجب کتابا بگن میبینم صرفا داستان رو اسپویل میکنن... به نظرم کتاب بیشتر از ماجرای جناییاش که شاید خیلی خوب پرداخته نشده بود بعد روانشناسانه و رفتار شناسی اجتماعی داشت و خصوصا به بعد رفتارشناسی خیلی خوب و با دقت نظر پرداخته بود... خوانش راوی هم عالی بود و به احساس متن میافزود
کتابی جذاب، که شما را پای قصه میخکوب میکند و باتوجه به غمناک بودن آن باعزم وارادهای خاص اریک دختر بچه روبروی میشوید که باشنیدن آن میتوانید بگویید حتی اگر فردی بزرگسال در این موقعیتها قرار میگرفت نابود میشد همه دردل اینهمه سختی نه تنها مقاومت وجود داشت بلکه اراده و خلق آثار هم به آن گره خورده است و جای تشکر فراوان از خانم پوستی که با لحنی شیوا قصه را بازگو نمودند
با تشکر فراوان از کتابراه عزیز که امکان آسان دسترسی به مطالعه را برای علاقه مندان فراهم کرده است کتاب جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند بسیار لذت بخش و عالی بود، یک مستند دلنشین از سرگذشت دختری که به تنهایی و دست خالی توانست به رشد و بهترین خودش تبدیل شود پایان پس از مرگ کیا و کشف حقایق داستان برایم بسیار جذاب بود من این کتاب را به همه ی عزیزان پیشنهاد میکنم
این روان رو خیلی دوست دارم😍طبیعت، زمین، مرداب، لک لک ها، خزه ها، سبزه ها، گوزنها، دریا، امواج، آسمان، عقاب ها، جنگل انبوه، کرم های شب تاب، صدفها و خرچنگ ها و..... همه چیز زیبا و ساده و دوست داشتنی بود🌈و البته خانواده ای آسفته به خاطر پدری الکلی و رها شدگی دختری کوچک و تنها در مرداب.... دختری که طبیعت مادرش بود و حیوانات آموزگارانش.... بسیار زیبا بود💖
کتاب داستان جالبی است هم اجتماعی هم جنایی هم روانشناسی هم خانوادگی هم مشکلات فردی چطور یک دختر کوچک عموم به خاطر مشکلات خانوادگی و المللی بودن پدرش خانواده از هم می پاشد و این دختر بچه به تنهایی برای زنده ماندن می جنگد و با مرداب و طبیعت و پرنده آن دوست میشه و از جامعه طیف میشه و کم کم معصومیت کودکانه اش مردم میشه و قاتل میشه کتاب ارزش گوش دادن دارد کتاب خوبی است
روایت داستان احساسی و دلنشین است و حس تنهایی را به خوبی منتقل می کند. این موضوع باعث ایجاد ارتباط عاطفی قوی با خواننده می شود. اولش فکر کردم ۴۵ ثانیه است ناراحت شدم بعد به مرور که گوش کردم هربخشی چند دیقه مجزا داره واون زمان فقط داشتن معرفی میکردن😂 نحوه خواننده خیلی خوب بود وبه داستان هیجان میداد و همین طور صدا های مختلف داستان وهیجان انگیز تر می کنه❤️
بزرگ شدن آدم ها مساوی است با بزرگ تر و بیشتر شدن مشکلات. تصور جایی که شخص اول کتاب قرار دارد را برای ما غیر ممکن است. تنهایی و روزهای بلند بی کَسی را فقط باید تجربه کرده باشی که بدانی چگونه می گذرد. کتاب بسیار زیبا، فضای غم را توضیح می دهد. و رفته رفته پیشرفت در برهوت زندگی را لمس می کنی. دلیا اونز به خوبی داستان و روایت را پیش می برد. شنیدن کتاب صوتی لذت بخش بود.
بیشتر از اینکه یه کتاب جنایی باشه کتاب اجتماعی فلسفی بود… فکر میکنم خیلی از ما زن ها با کیا همزادپنداری میکنیم… تنهایی که کیا تجربه کرده خیلی از ماها تجربه کردیم و برای فرار از این تنهایی به ادم های اشتباه پناه بردیم…و بعد از اون ارتباط گرفتن حتی با یه ادم درست هم برامون سخت شد… اوایل داستان ریتم خیلی کندی داشت اما از اواخر کتاب داستان جذاب شد… در مجموع کتاب قشنگی بود…
من کتاب رو به خاطر شهرت فیلمش خریدم. رمان، سرگذشت دختری ۷ ساله رو به تصویر میکشه و تقریبا تا نیمه بدون هیجان و رویداد خاصیه، اما تقریبا از نیمه تا انتها بهتر میشه. صدای خواننده داستان رو دوست داشتم و به دلم نشست. ولی مترجم، مکالمههای بین شخصیتها رو محاورهای ترجمه نکرده بود و این موضوع یه جورایی رو اعصاب بود، مخصوصا اوایل داستان که گفتگوها بین بچهها بود.
چه داستان قشنگ و غم انگیزی. داستان در مورد زندگی دختری به اسم کیا ست که از کودکی تا بزرگسالی به تنهایی در یه کلبه کنار مرداب زندگی رو میگذرونه. پدرش الکی و مست بود که همین باعث فرار مادر و برادر و خواهراش از اون کلبه میشه و کیا مجبور میشه برای گذران زندگیش ماهیگیری کنه و با پول اون زندگی کنه. تو همین حین با پسری اشنا میشه که باعث عوض شدن زندگیش میشه...
داستانی زیبا درباره ی تنهایی، طبیعت، عشق و قضاوت های نادرست جامعه است. یکی از نقاط قوت کتاب، توصیف جذاب طبیعت و شخصیت پردازی قویِ کایا است که باعث می شود خواننده با او همدلی کند. داستان در کنار فضای عاشقانه و رازآلود، نشان می دهد که تنهایی و طرد شدن چه تأثیری بر زندگی انسان دارد. در مجموع، کتاب اثری احساسی و تأمل برانگیز است. عالیه
گاهی کائنات اطراف ما رو از آدمها خالی میکنه تا فقط ما باشیم و خودش و قسم میخورم که هیچ چیزی هم از دست نخواهیم داد، کیا بعد از پذیرش تنهایی اجباری به دختری قوی و خود ساخته تبدیل شد که قطعا اگر اطرافش رو شلوغی آدمها پر کرده بود هیچ وقت به چنین رشد و کمالی نمیرسید، داستانِ زنی که در پیله فقدان و تنهایی تبدیل به پروانه ای زیبا و کم نظیر میشه... 😊🦋🦋😊
برای خودم عجیبه ولی من به عنوان یه مرد میان سال از این کتاب لذت بردم. یه کتاب ساده و دوست داشتنی و در خور ستایش با یه قصه قابل لمس. بنظرم تلاش نویسنده برای برقراری ارتباط بین خواننده کتاب و محیط زیست و تلنگر به اخلاقیات آدمی واقعا قابل تحسین بود. و البته نمیشه اون رو یه کتاب جنایی محض دونست. صدا گوینده و خوانش کتاب هم بسیار عالی بود.
این کتاب صوتی اولین کتاب صوتی است که من تصمیم به امتحانش گرفتم و به نظرم عالی ترین کتاب صوتی عمر من باشد با شخصیت های فوق العاده و متنی عالی و خواننده فوق العاده من به شخصه شیفته نقش موثر مادر کیا شدم و این کتاب فوق العاده و داستان هیجان انگیزش رو به شما پیشنهاد میکنم و 5 ستاره کامل رو لایق این داستان میدانم و نظرات بعدی شمارا میخوانم
فضای کتاب و توصیف طبیعتش رو خیلی دوست داشتم، مخصوصاً بخش هایی که زندگی کیا رو توی مرداب نشون می داد. داستان یه جاهایی کمی کند می شد، ولی در کل کشش خوبی داشت و آخرش هم برام جذاب بود. بیشتر از جنبه ی معمایی، حس تنهایی و زندگی کیا برام جالب بود. در مجموع کتاب خوب و متفاوتی بود و از خوندنش پشیمون نشدم.
این کتاب رو در ابتدا فیلمش رو دیدم. یک روانشناس مشهور معرفیش کرد. میگن پیام های روانشناسی زیادی داره. یکی از همین پیامها این بود که این دختر با اینکه علم زیادی نداره، انرژی زنانه زیاد و فعالی برای جذاب بودن داشته و اینو از همزیستی با طبیعت گرفته. خانمها که طرد انرژی زنانه دارن غالبا، این کتاب خیلی مفیده
بی نظیره این کتاب من قبلاً متنیش رو خریدم و موندم اینقدر که جالب بود خواب رو از چشام گرفته بود خیلی دلم میخواست بدونم که آخرش چی میشه نحوه ی زندگی اون دختر و زندگی که پیش رو داره فوق العاده جذاب و دنبال کردنی بود دختری که خودش رو پای خودش وامیسته هرچند به نظر کمی اغراق آمیزه ولی به نظرم هر چیزی ممکنه
با سلام و وقت بخیر یه سری از دوستان گفتن که این کتاب جزییات زیادی داره و داستان کش پیدا کرده در صوری که همین جزئیات یه داستان و زیبا میکنه و باعث میشه تو خاطر ادم به روشنی نقش پیدا کنه تمامی حس اایی که بیان میشه یه کتاب پر معنا تر میکنه، من به شخصه دوسش داشتم و لذت بردم زیبا بود 🌿❤️ممنون از شما
کتاب بسیار ادبیات زیبا و قوی دارد و زندگی دختر ۷ ساله ای است که به تنهایی زندگی را شروع به کشف کردن می کند بسیار روان و با صدای رسای خانم گوینده به اعماق زندگی این دختر راه نمی یابید هر دختری می تونه این کتاب رو بخونه و ازش چیزهای زیادی درباره ی زندگی و طرز فکر و نپذیرفتن شکست یاد بگیره...
اول پیشنهاد دانلود و شنیدن آن را برایتان دارم، صداگذاری و.. همه عالی و مناسب بوده نظرم، داستان هم به خوبی به جزئیات پرداخته و گویا نقلی از زندگی واقعی شخصیتهای داستان است و بیان کننده حقیقتی در ذهن که کم شمار نیستند انسانهایی که واقعیت زندگیشان اینطوریه دست سرنوشت برایشان قلم زده است.
این یکی از آن رمان هایی است که واقعاً ارزش وقت گذاشتن دارد. ترکیبی از تنهایی، طبیعت، طردشدگی، عشق، جنایت و بلوغ شخصیت اصلی است. نقطه قوت بزرگش توصیف طبیعت و شخصیت پردازی «کایا» است. داستان آرام شروع می شود ولی به تدریج کشش پیدا می کند بعضی قسمت ها بیش از حد احساسی و طولانی می شوند
