رمانی است که طبیعت و تنهایی را در کنار داستانی جنایی و عاشقانه قرار میدهد. مهم ترین ویژگی کتاب، فضاسازی شاعرانه آن است؛ مرداب، پرندگان، صدف ها و آب، فقط پس زمینه داستان نیستند، بلکه به بخشی از شخصیت و زندگی کیا تبدیل میشوند. شخصیت کیا نیز نقطه قوت اصلی رمان است. دختری که در نتیجه طرد شدن و تنهایی، به جای جامعه، به طبیعت پناه میبرد و به تدریج از دل همان تنهایی، هویت و استقلال خودش را میسازد. با این حال، رمان از نظر ادبی بی نقص نیست. بخش هایی ازداستان بیش از اندازه احساسی و عاشقانه میشوند و بعضی شخصیت های فرعی، به خصوص در نیمه نخست، عمق کافی ندارند. همچنین گره جنایی داستان گاهی بیشتر برای ایجاد کشش روایی به کار رفته تا ساختن یک معمای پیچیده و چندلایه. با وجود این، ترکیب تنهایی، طبیعت، عشق، طردشدگی و بقا باعث میشود کتاب اثری خواندنی و تاثیرگذار باشد. چیزی که بیشتر از خود معمای قتل در ذهن میماند، تصویر انسانی است که جامعه او را کنار زده، اما طبیعت به او پناه داده است.