نظر آرنیکا برای کتاب صوتی جایی که خرچنگها آواز میخوانند

جایی که خرچنگها آواز میخوانند
آرنیکا
۱۴۰۵/۰۵/۱۷
10
اگر به دنبال یک داستان پلیسیِ صرف نیستید، بلکه می خواهید در دلِ یک پرونده ی قتل، با تلخ ترین و زیباترین قصه ی تنهایی روبه رو شوید، «جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند» دقیقاً همان کتابی است که باید امشب شروع کنید. داستان درباره ی «کیا» است؛ دختری که در باتلاق های کارولینای شمالی رها شده و تمام زندگی اش را با مرغ های دریایی و صدف ها سپری کرده. اما وقتی جسد یک جوان محبوب در مرداب پیدا می شود، همه انگشت ها به سوی او نشانه می رود. حالا شما در محاکمه ای نفس گیر نشسته اید و باید تصمیم بگیرید: آیا کسی که هیچ وقت «انسان بودن» را یاد نگرفته، می تواند قانونِ عشق و مرگ را بفهمد؟ نثرِ شاعرانه و توصیفِ خیره کننده ی طبیعت، شما را به عمقِ نیزارها می برد، جایی که هر خش خشِ برگ، یک علامتِ سوال است. اما نکته ی شگفت آور اینجاست: پایانِ این کتاب، کلِ روایتِ شما از عدالت را به هم می ریزد و تا صبح در ذهنتان می چرخد. این داستان شما را مجبور می کند از خودتان بپرسید: «اگر در دنیایی بزرگ شده بودم که هیچ کس دستم را نگرفت، آیا من هم مثل خرچنگ ها، برای زنده ماندن نرم ترین موجود را می بلعیدم؟» کتابی که با یک معمای جنایی شروع می شود، اما با یک سوال بی پایان درباره ی غریزه ی بقا و معنای عشق تمام می شود. آن را نخوانید، مگر اینکه حوصله ی سکوتِ بعد از آخرین کلمه را داشته باشید.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.