در چیستی روایت و روایتشناسی سخنها گفتهاند و کتابها نوشتهاند. اما موضوع اندیشه و مقصود مدنظر ابوالفضل حری در کتاب روایت شناسی: عناصر روایتگری در داستان نویسی ایران، افزون بر نگاهی جامع بر تاریخ تفکرات اندیشهورزان و نظریهپردازان این حوزه، افکندن نگاهی است بر تاریخ ادبیات خودمان، ادبیات معاصر فارسی. نویسنده در این اثر به تشریح عناصر روایی در داستانهای فارسی، با مرکزیت قرار دادن شناختهشدهترین آثار داستانی در سدهی اخیر همت گماشته است.
دربارهی کتاب روایت شناسی: عناصر روایتگری در داستان نویسی ایران
کتاب روایت شناسی به قلم ابوالفضل حری را از دو منظر درخور مطالعه مییابیم. نخست آنکه نویسنده در این اثر، به یک گردآوری جامع از آراء و نظریات روایتشناسان برجستهی غربی همچون بارت، تودوروف، گرماس، ژنت و دیگران پرداخته و نوشتهای فراگیر برای دانشجویان و علاقهمندان ادبیات داستانی فراهم آورده است.
از دیگرسو دکتر حری، دستگاه روایتشناختی خویش را ضمن التفات نظر به نمونههای برجستهی ادبیات معاصر ایران گسترانده است که از این منظر با نوآوری ارزشمندی روبهروییم. چه، کتاب روایت شناسی امکان مطالعهی همزمان نظریات روایتشناختی غربی را [از آنجا که این شاخه علمی اساساً و ابتدائاً غربی بوده] ضمن تدقیق در آثار ادبی فارسی، فراهم آورده است. آثار و نوشتههایی از نویسندگانی نامآشنا همچون ابراهیم گلستان، صادق هدایت، صادق چوبک، جلال آل احمد، هوشنگ گلشیری و... نیز در این کتاب نقد ادبی بررسی خواهد شد.
چیستی روایتشناسی
روایتشناسی یا Narratology را از شاخههای نو در مطالعات نظریِ ادبیات سدهی بیستم، برمیشمارند. اما روایت، خود، نهچیزی تازه و جدید، که همنشین هزاران سالهی ما بهعنوان نوع بشر است. از همان روز که انسان به ثبت وقایع در حافظهی خود پرداخت و سپس ذکر و نقل آن را به همنوعان پیش گرفت، نوزادهای به نام روایت پای بر زمین گذاشت. به قول رولان بارت، فیلسوف و نشانهشناس نامی و فقید، «روایت همهجا حضور دارد. درست مثل خود زندگی که جریان دارد و در گذر بیوقفه است.» به بیانی دیگر، و در نگاه کلی، روایت، خود داستان، یا نقل داستان، است که از طریق یکی از ابزارهای انتقال داستان و یکی از شیوههای مکتوب، تجسمی، شنیداری و یا نمایشی، از سوی راوی به دیگری ارائه میگردد.
در گذشته روایت را صرفاً معطوف به ادبیات میدیدند، اما همانگونه که بالاتر شیوههای گوناگونی از امکان روایتگری مورد تذکار قرار گرفت، در هر یک از مدیومهای هنری، آفرینندهی اثر دست به ایجاد روایتی برای بیان داستان خود میزند و این را امروزه از منظر تحلیل گفتمان نیز بررسی میتوان کرد. نویسنده در کتاب روایت شناسی: عناصر روایتگری در داستان نویسی ایران، فرایند دوسویهی روایتگری و دریافت روایت را در سه سطح بررسی میکند. سطوحی که ابوالفضل حری پس از بیان و شرح آراء روایتشناسان برجسته ارائه نموده است، عبارتند از: «فابیولا»، «سیوژت» و «روایتگری».
خاستگاههای روایتشناسی
روایتشناسی را میبایست بهمثابهی برآمده و اشتقاقی از دو سنت فرمالیسم و ساختارگرایی قلمداد کرد. در نگاه ساختارگرایانه (Structuralism) که رویکردی فرانسوی و سدهی بیستمی بود، در هنگام مواجهه با متن، متن را مدلول تاثر نویسنده از ساختاری که در آن حضور دارد میدانند؛ ضمن این نگاه که «روایت» ساخته و پرداخته شده توسط نویسنده، عطف به همان ساختار میشود. از طرفی، شناخت ساختار داستان، از این حیث که تنهی روایت تلقی شود، سیاقی است که توسط فرمالیستهای روسی مورد بهرهگیری قرار میگیرد. از همین رو روایتشناسی را ریشهدار در دو رویکرد یادشده میدانیم. به تبع همین تلقی و توصیف، روایتشناسی که به بررسی عواملی که دلالتگری در متن را فراهم آوردهاند میپردازد را زیرمجموعهای از نشانهشناسی محسوب میداریم.
دکتر ابوالفضل حری در سه فصل نخست از کتاب روایت شناسی، در پیدایش و رشد این شاخهی علمی در ادبیات، به مطالعه و قیاس گسترده و مفصلتری میان نظریات روایتشناسان از دهههای آغازین تا به امروز پرداخته است که شرح آن در این کتاب برای مطالعه فراهم و مهیا گشته است.
کتاب روایت شناسی که تحلیل عناصر روایتگری در داستان نویسی ایرانی را موضوع و مقصد کاوش خود قرار داده است، به قلم ابوالفضل حری نگاشته شده و در انتشارات مروارید به چاپ درآمده است.
کتاب روایت شناسی: عناصر روایتگری در داستان نویسی ایران برای شما مناسب است اگر
- دوستدار و پژوهشگر حوزهی روایتشناسی هستید.
- به ادبیات معاصر ایران علاقه دارید.
- داستاننویس هستید و حال میخواهید با رویکردی تخصصیتر این نوع ادبی را مورد واکاوی قرار دهید.
در بخشی از کتاب روایت شناسی: عناصر روایتگری در داستان نویسی ایران میخوانیم
اما گفتمان که ترکیب روایتگری و متن است، کژفهمیهایی را پدید آورده است. در اینجا، گفتمان با معنای مصطلح آن در زبانشناسی اندکی فرق دارد. در معنای عام کلمه، گفتمان، فضا و بافت و زمینۀ گفتاری یا مکتوب است که متن یا متون در بطن آن شکل میگیرند. درواقع، گفتمان، چارچوبی کلی است که متن را در خود جای میدهد و نویسنده در حیطۀ همین چارچوب است که داستان یا همان اندیشۀ ذهنی خود را از رهگذر روایتگری در متن متجلی میکند. به تعبیر بارت، متنعرصه یا میدانی روششناختی است؛ نوعی تولید تجربه است که نویسنده و خواننده را با هم جذب میکند و گفتمان نهفقط شامل متن میشود، بلکه مجموعۀ فرستندۀ پیام و گیرندۀ آن را نیز در بر میگیرد. از اینرو، در روایتشناسی یا دستکم در تعبیر چتمن که کتاب داستان و گفتمان او معرف سنت روایتشناسی آمریکایی انگلیسی است، گفتمان، دقیقاً با حوزۀ عمل روایت یا روایتگری یکسان است. به تعبیر چتمن، داستان، محتوای روایت، و گفتمان، صورت و تجلی آن محتواست.
از اینرو، سطح سیوژت هم ویژگیهای سطح دوم یا متن را دارد که آن را گفتمان، رسیت، و پیرنگ هم نامیدهاند و هم ویژگیهای سطح سوم یا روایتگری که آن را عمل روایت و متن روایی نیز نامیدهاند. درواقع، سیوژت نهفقط شامل متن میشود، بلکه مجموعه فرستنده پیام و گیرندۀ آن را نیز در بر میگیرد. از اینرو، سیوژت، هم با حوزۀ عمل روایت یا روایتگری یکسان است و هم شامل رسانهای میشود که روایت را نشان یا انتقال میدهد. ریمون-کنان (1402) مینویسد: «از میان سه سطح ادبیات داستانی، متن یگانه سطحی است که سرراست در اختیار خواننده قرار میگیرد و خواننده از رهگذر متن است که در جریان داستان یا فابولا قرار میگیرد» (ص 41). بنابراین، هنگامی که میگوییم سیوژت روایت، منظور عمل روایت از رهگذر رسانۀ کلامی بیان روایت است.
بله
















