کتاب حکمت خسروانی، دری به روی شما میگشاید به سوی هزارههای دورِ ایرانزمین؛ به گذشتههایی که این سرزمین گاهوارهای و مرکز رشدی برای توسعهی خردورزی در تاریخ بشریت گشت. هاشم رضی در این پژوهش مفصل و پردامنه، حکمت خسروانی یا فلسفهی ایرانیان کهن را مورد بررسی قرار داده است؛ حکمتی که ریشهدار در اندیشههای زرتشت سپنتمان، بانی خردگرایی در جهان است.
دربارهی کتاب حکمت خسروانی
شیخ اشراق، نابغه و حکیم نامآور ایرانی، نخستین جرقههای جلوهگری نور حکمت در نوع بشر را ریشهدار در ایران باستان میداند. او که این سلسله و زنجیرهی حکما و فرزانگان را تنبهتن برشمرده و رو به سوی گذشته پیش میبرد، سررشتهی امر را در شخص زرتشت، پیامآور خرد و خردورزی میبیند. بنابر شروح مفصلی که در جایجای آثار و نوشتههای سهروردی مییابیم، با ظهور اشوزرتشت، سیری از اندیشهورزی که مبتنی بر مولفهی روشنی یا «نور» بود، آغاز گردید. بیشک در این گفتار کوتاه بر آن نیستیم [و مجال و بستر آن را هم نداریم] تا به شرح گستردهای از سهروردی و آنچه که از نور، منظور داشت بپردازیم؛ و این امر دشوار و چنین رسالت سنگینی را به محتوای کتاب حکمت خسروانی که پژوهش جامع و سزاواری از هاشم رضی است میسپاریم. اما در قالب مقدمه و بهسان پیشزمینهای، اشاراتی چند از این بحث خالی از لطف نیست.
زرتشت و آغاز خرد در ایران باستان
زرتشت با ظهور خود و دگرگونیای که در اندیشه و دین ایرانیان (در اینجا دین را با مذهب و شریعت اشتباه نگیرید) ایجاد کرد، و با سوق دادن نگرش ایرانی به سوی خردگرایی، گویی رخدادی انقلابی را سبب شد که نهتنها ایران، که عالم بشری را به دو دورهی پیش و پس از خود بخش میکرد. وی با اعتلا و ارج نهادن اهورامزدا، که مطابق آنچه که از نامش برمیآید (سرورِ دانا) بهعنوان خدای یکتا و مهترِ تمام ایزدانش برشمرد، جهت حرکت بشر را از مسیر اسطورهپردازی و آیینمآبی، بهسوی عقلگرایی و خرد رهسپار گرداند. از سوی دیگر، گستره و بسط کیش دیگری که از دیرباز در میان آریاییها رواج داشت، یعنی مهرپرستی، که سرشار بود از زمینهها و رنگ و بوی عرفانی، ستون دیگر این بنا را ایجاد کرده بود.
بدین ترتیب، خردگرایی زرتشتی، و عرفان مهرپرستی، به اتحادی با یکدیگر تن دادند که در هزارهها و سدههای بعد در روزگار اشکانی و ساسانی، به زمینهها و سویههای حکمی و فکری گستردهای چون حکمت خسروانی، حکمت پهلوانی (فهلوانی)، جاویدانخرد (حکمت خالده) و چندیدیگر از این قبیل منجر گردیدند؛ نحلههای حکمی و فکری که در دوران میانه، یعنی سدههای پایانی پیش از حملهی اعراب، در ایران رواج داشتند. حکمتهای ایرانی و از جمله حکمت خسروانی را مبانی و پایههای بسیار است که چندی از آنان، چون باور به فره، ضرورت خردورزی، یگانه شمردن خدا، آتش و نور، داد و هنجار و... از برجستهترین و اساسیترین این مفاهیم اولیه و سازندهاند که هر یک به تفصیل از زبان هاشم رضی در کتاب حکمت خسروانی به بحث کشیده شدهاند.

حکمت خسروانی و روند جنبش آن از زرتشت تا سهروردی
حکیم شهابالدین یحیی سهروردی، فیلسوف و عارف سدهی ششم هجری، با درهمآمیختن آموزههای حکمیِ ارثبرده از گذشتگان، تحولی در اندیشهی ایرانی به وجود آورد که تا صدها سال بعد نیز در رای و نگرش فیلسوفان، شاعران، عارفان و هنرمندان دیده میشد. در نظر گرفتن اینکه سرتاسر نظام سترگ صدرایی را عطرآگین به رایحهی حکمت اشراقی میبینیم، خود گواهی است بر میزان این تاثیرگذاری. سهروردی در یکی از اساسیترین بیانات و نظریههایش، موجودات و هستندگان جهان را نهچون جواهری جداگانه و مجزا از هم، که حاصل اندراجی پیوسته و منسجم از انوار تلقی کرد. یعنی بهجای آنکه هر موجود را جوهری واحد و جدا از موجودِ دیگر بداند، یکایک موجودات و جهانیان را نوری از انوار بههمپیوسته و یگانه برشمرد؛ که همگی در یک منشا اصلی و اعلی، یعنی «نورالانوار» با یکدیگر همریشهاند. سلف بزرگ سهروردی در چنین نگاهی را دقیقا میتوان شخص زرتشت دانست که نور و روشنی، که آفریده و پیامد مزداست را تقدس بخشید؛ و خلف نامدار او را صدرای شیرازی، که ایدهی وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را بهتبع همین اندیشهی تدریجمحورِ اشراقی پردازش کرد.
کتاب حکمت خسروانی در شروح گستردهای که از پیدایش و اوج این حکمت دربردارد، از آن اسلاف و گذشتگانی که سهروردیْ خود برشمرده و نام برده است به تفصیل و ترتیب سخن بهمیان میآورد. نیز سنجش و بررسی تطبیقی ارزشمند و درخور توجهی از سوی استاد هاشم رضی، میان حکمت خسروانی و دیگر پارادایمهای فکری از دوران باستان تا روزگاران جدید بهعمل آمده است. کنار هم قرار دادن و مقایسهی حکمت خسروانی با کلام، با اندیشههای عرفانی هندو، با موضوعاتی از فلسفه، با ستارهشناسی و چندی دیگر از این قبیل، از سایر بحثهای مهم و خواندنی در این کتاب است.
کتاب حکمت خسروانی، اثر خواندنی و یادگار ارزشمند دیگری است از هاشم رضی که توسط انتشارات بهجت به چاپ رسیده است.
کتاب حکمت خسروانی برای شما مناسب است اگر
- به آشنایی با فلسفههای کهن ایرانی (خرد ایرانی) علاقهمندید.
- به دانستن ریشههای حکمت اشراق و فلسفهی سهروردی تمایل دارید.
- به شناخت تفکر زرتشت علاقه دارید.
- دانستن پیرامون حکمت خسروانی را ارج مینهید.
در بخشی از کتاب حکمت خسروانی: سیر تطبیقی فلسفه و حکمت و عرفان در ایران باستان از زرتشت تا سهروردی و استمرار آن تا امروز میخوانیم
در الواح عمادی (لوح چهارم مجموعه مصنّفات ص 182) از سهروردی است که به تعریف موردنظر شیخ، چه دربارهی نور و چه هورخش روشنتر آگاه شده و دریافتی حاصل میکنیم در این جا باید قاعدهی امکان اشرف و صدور واحد را در نظر داشت. یا با توجیه ناصر خسرو انوار ازلیه را در حوزهی اندیشهی آنان مورد توجه قرار داد که در حکمت خسروانی یا فهلویون نیز همان تعاریف در تمثیل و بیانی دیگر وجود داشته که سهروردی خود با اشاره به صدور نور نخستین که بهمن است و صدور امشاسپندان دیگر، هر یکی از دیگری به ترتیب مبنای بیان را به دست داده و در مراتب انوار اسپهبدیه است که درک درجات مطلب و موضوع روشنتر میشود.
در هورخش کبیر یا نیایش خورشید با توجه به توجیه و تعریف الواح عمادی یاد شده است که دریافتی فلسفی در حوزهی تفکر اشراقی فرادست میآید که اعتبار و بستگی نفس با بدن به اعتبار جسمی است که روح است و روح در قالب مادی، خود نوری است که به اعتبار کمی و کاستی یا افزونی و نیرومندی آن در آدمی تأثیر میبخشد. همان با بیانی دیگر و در قالب نماد اساطیری در تمثیلهای مانوی وارد است. قول سهروردی دربارهی نور و هورخش نقل میشود که خود بیان نیایش هورخش کبیر اوست و مفهوم آن:
«بدان که علاقهی نفس با بدن با اعتبار جسمی است که آن روح است، و روح در دماغ نورانی است تا اگر نورش کم شود، زندگی او مضطرب شود و مالیخولیا حاصل شود و غیر آن. پس او علاقهی نفس با نور است و اول رفیقی از آن زندگی نور است. و بینی میل حیوانات به نور و فرونشستن حواش و ساکن شدن حرکات در ظلمت شب، پس شادی نفوس با نور سختتر است از جمله چیزها.»
بله






















