جان موریس رابرتس در کتاب قرن بیستم، نگاهی دقیق به اتفاقات تأثیرگذار صد سال گذشته دارد و به ترتیب آنها را بررسی کرده و بیان میکند که هر یک از این اتفاقات چه تغییراتی را در درازمدت رقم زدهاند. او در این مسیر به افزایش امید به زندگی، پیشرفتهای اساسی علوم و فناوری، ساختاردهیِ دوباره و بنیادین اقتصاد جهانی، از بین رفتن امپراتوریها، سقوط برترپنداری سفیدپوستان و تغییر نقش زنان، پرداخته و به طور مفصل آنها را شرح میدهد.
دربارهی کتاب قرن بیستم
کتاب قرن بیستم (Twentieth Century) به قلم جان موریس رابرتسِ تاریخنگار، شامل رویدادها و اتفاقات مهم و تأثیرگذاری است که از سال 1901 تا 2000 بازگو و به تفصیل شرح داده شدهاند. جان موریس رابرتس (John Morris Roberts) در این کتاب، وقایع تاریخ را به ترتیب رخدادشان شرح داده و به اثراتی که گذاشتهاند، پرداخته است. او در کتاب قرن بیستم نه تنها وقایع را به ترتیب زمانی بازگو میکند، بلکه به تحولات این رخدادها در درازمدت نیز اشاره میکند که از میان این تغییرات میتوان به پیشرفتهای چشمگیر در فناوری، تغییرات بنیادی در اقتصاد، تغییر نقش زنان در جامعهی جهانی اشاره کرد. رابرتس همچنین به وقایع دراماتیک این قرن نیز پرداخته که شامل دو جنگ جهانی، صعود و سقوط کمونیسم و تغییر و تحول در چشمانداز جهانی میشود.
جان موریس رابرتس در کتاب قرن بیستم با تکیه بر اتفاقات گذشته، رویدادهای قابل انتظار آینده را بررسی میکند. او خاطرنشان میشود که پیشرفت علم نقش کلیدی در قرن بیستم دارد. او همچنین اشاره میکند که اگر انقلاب در زیستشناسی مشخصهی قرن نوزدهم است، پس سالهای 1900 به بعد نیز شاهد ظهور کسانی همچون ماری کوری، ارنست راترفورد، آلبرت انیشتین و ماکس پلانک بودهایم که درک علم فیزیک را بهطورکلی تغییر دادهاند.
جان موریس رابرتس سپس به سراغ ساختارها میرود و در رابطه با رشد جمعیت صحبت میکند. او اذعان میدارد که سه برابر شدن جمعیت جهان و تحولات در پراکندگی آن، از حقایق بزرگ قرن بیستم به شمار میرود. نویسنده همچنین دربارهی تاریخ زنها صحبت میکند و یکی از نکات بارز و حائز اهمیت کتاب قرن بیستم، همین موضوع است. جان موریس رابرتس در کتاب قرن بیستم به جنگهای بسیاری پرداخته که از مهمترین آنها میتوان به جنگ جهانی اول و دوم اشاره کرد. او نقطهنظر جالبی دربارهی جنگ جهانی دوم دارد و آن این است که نسبت تلفات در جنگ نسبت به افرادی که از بیماری جان باختند، کمتر بود. این واقعیت از اهمیت بالایی برخوردار است و اغلب اوقات توسط مورخان نادیده گرفته میشود.

در قرن گذشته، تغییرات سیاسی و اجتماعی جهان بازتابی از گذار تاریخی به دوران پس از سلطهی اروپا بودهاند. برخلاف گذشته، اروپا دیگر منبع اصلی تحولات جهانی نیست و نیروی تحولساز در سراسر جهان پراکنده شده است. انقلاب جهانی اروپا نهتنها در قدرت سیاسی و اقتصادی بلکه در فرهنگ و تمدن نیز تأثیرگذار بود. این فرایند، جوامع مختلف را در هم تنیده و اشکال و ابعاد مفهوم این همبستگی همچنان در حال تغییر است. در نهایت، تقسیمبندیهای تقویمی اهمیت چندانی ندارند، زیرا در آغاز هزارهی جدید، بسیاری از عناصر گذشته همچنان باقی خواهند ماند. از آنجایی که تاریخ همیشه در حال تغییر است و روایتها تحت تأثیر اهداف خاص شکل میگیرند، نباید آن را بهعنوان حقیقتی ثابت پذیرفت. ادعاهای قطعی دربارهی روندهای تاریخی را باید با احتیاط بررسی کرد، زیرا مطالعهی تاریخ میتواند توهمات را از بین ببرد و دیدگاههای جدیدی ارائه دهد. تاریخ نه برای ستایش و نه برای دادخواهی است، بلکه آگاهی از آن میتواند ما را از موانعی که در مسیر آرزوهایمان قرار دارند، مطلع کند. مهمترین درسی که میتوانیم از تاریخ بگیریم این است که نباید انتظار پاسخی قاطع و مشخص به همهی مسائل را داشته باشیم.
گفتههای ما دربارهی کتاب قرن بیستم فقط بخش کوچکی از آن چیزی است که جان موریس رابرتس به آنها تمام و کمال پرداخته و اکنون خواندن این اثر با ترجمهی ابراهیم علی کنی برای شما علاقهمندان میسر شده است. انتشارات بهجت کار انتشار این کتاب را برعهده داشته است.
کتاب قرن بیستم برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای آن دسته افرادی که به تاریخ علاقه دارند و میخواهند از تأثیرات رویدادهای تاریخی آگاه شوند، منبع خوب و ارزشمندی است.
در بخشی از کتاب قرن بیستم: تاریخ جهان از 1901 تا 2000 میخوانیم
پیش از سال 1914، مهم ترین کشور اسلامی دیگر که نه زیر حکومت مستقیم اروپائیان بود و نه عثمانیان، ایران بود. این کشور دارای یک تاریخ طولانی امپراطوری از آن خود بود هر چند که در قرن نوزدهم قدرت آن بر باد رفته بود. بریتانیاییها و روسها شروع به مداخله در امور ایران کرده و همچنان به این مداخله ادامه میدادند. در سال 1907 بر سر مناطق نفوذ خود در این کشور به توافق رسیدند. هنگامی که قدرت روسیه با انقلاب بلشویکها از میان رفت، نیروهای بریتانیایی تا پایان به عملیات خود در خاک ایران بر ضد آنها ادامه دادند. هنگامی که یک هیئت نمایندگی ایران اجازه نیافت در کنفرانس صلح شکایات خود را مطرح کند، احساسات مردم ایران علیه بریتانیاییها برانگیخته شد. (هر چند که ایران بزودی یکی از نخستین اعضای جامعهی ملل شد). در یک دورهی آشفته بریتانیاییها تلاش میکردند راههایی برای حفظ مقاومت در برابر بلشویکها پس از عقب کشیدن نیروهای خود بیابند؛ با توجه به اینکه بریتانیاییها باری بیش از حد توانایی خود بدوش گرفته بودند مسأله نگهداشتن ایران با زور نیروی نظامی نمیتوانست مطرح باشد. پس تشکیل حکومتی که بتواند به آن مقصود برسد مورد توجه قرار گرفت. کودتای 1921 طرح گردید و رضا خان، افسری که یک ژنرال بریتانیایی تقریباً بر حسب تصادف او را یافته بود این طرح را به اجرا در آورد.
او بیدرنگ از ترسی که بلشویکها از بریتانیاییها داشتند استفاده کرد و با آنها پیمانی را به امضا رسانید که به موجب آن تمام حقوق و دارایی روسیه سابق در ایران به این کشور واگذار گردید و نیروهای شوروی از آن بیرون کشیده شدند. رضا خان سپس تجزیهطلبان را که زمانی از حمایت بریتانیاییها برخوردار بودند شکست داد. شاه قاجار کشور را ترک کرد و دیگر بازنگشت و در سال 1925 مجلس شورای ملی به رضاخان اختیارات فوقالعاده داد و چند ماه بعد او را به پادشاهی برگزید.
بله

















